شروع

 

در ازدحام عاشقی-

سینة بی درد، بیمار است

و چشم بی اشک، بی نور؛

درد کوه، سوزان است

و دست تهی، رنجور؛

لبخند بی رؤیا، سرد است

و میکدة بی می، بی شور؛

خانة بی یار، مخروب است

و شهر بی عشق، بی نور.

*

الهی!

در این ماه عزیز

مرا در آغوش گرم و پرمهر خود ایمن فرما

و هیچگاه مرا به خود وامگذار

و من نیز عهد می بندم که

تا ابد بر سر پیمان عاشقی و دلدادگی

باقی بمانم

آمین!

/ 0 نظر / 8 بازدید