غم پنهان

 

امروز دخمه های سرد را

از زیر آوارها درآوردند

با کوزه هایی که بوی شکستگی می دادند

بدن های گرم را با خروارها غم

از زیر آوارها درآوردند

 

امروز ترک و فارس و کرد و بلوچ را

یک جا از زیر خاک درآوردند

با چشم هایی که بوی مردگی می دادند

غمی پنهان و خشکیده بر دیوارهای گلی را

از زیر خاک درآوردند

 

امروز سینه های سرخ فرزندان "حیدر بابا" را

از گودال های خون درآوردند

با دست هایی که بوی خستگی می دادند

سر و صورت وطنم را از خزر تا خلیج فارس

از گودال های خون درآوردند

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
زیبا

سلام آقای بروجردی.من یک تبریزیم به صورت کاملا اتفاقی امروزباوبلاگتون آشناشدم درشرایطی که ازهمه ی فارسی زبوناتنفرداشتم ازهمشون.دلیل هم دارم درشبی که آذربایجان غرق درماتم بود شبکه 3 خنده بازارپخش میکرد اطلاع رسانی کافی ازاخبارتهران بدست نیومدانگارکه اتفاق خاصی نیفتاده.درشرایطی که هرلحظه بدنمون میلرزه که نکنه بازم زلزله بیاد که میدونید که هنوزم پس لرزه هاش تمومی نداره. وچه مردم تبریز کل آذزبایجان شبا توخونه هاشون نمیخوابند وبه بیرون ازخونه میرند.ماانتظارکمک ازفارسی زبانها نداشتیم ونداریم ولی راسته که میگن تو سختیا آدمارومیشناسن.فارسی زبانها طوری نشون دادن عمدا که ازخداشون بوده که سرماهمچین بلایی بیاد.آیاما ازسوریه وفلسطین ذلیل تریم؟؟؟؟تلویزیون که روشن میشه ازهفت هشت شبکه حداقل سه تاش درباره ی اتفاقات سوریه حرف میزنن.این هیچ .به خاطرفلسطین ازشبکه ایران فبلم پخش میکنن.این نشون دهنده ی چی میتونه باشه؟؟بچه هم میفهمه که ایناارزشی برای آذربایجانی ها قائل نیستن. ولی خدای نکرده اگه جنگ بشه همه ی فارسی زبوناچشمشون به ماها میفته که خودی نشون بدیم.بالا خره این جوروضعیت ها برای همه هست.وقتی این پستتون رودیدم نورامیدی توقلبم