راز

دست غيب
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱٥
 

 

............ماندگاري عاشق به ايستادگي او در تمامي شرايط و اوقات زندگي بستگي دارد؛ يعني او مي‏داند كسي كه فقر و عشق را مي‏شناسد، بايد توان ايستادگي داشته باشد؛‌ درغيراين‏صورت نيازمند است و به پرستش الهه‏ها مشغول.

عاشق بايد بتواند در سخت‏ترين شرايط زندگي كه جباران حقير احاطه‏اش مي‏كنند، ايستادگي كرده، اميد و توكل خود را به يار از دست ندهد.

اگر دل آشفته‏اي پيدا مي‏كند، با ياد يار التيام داده، آرامش و امنيت خود را در دامان يار جستجو كرده،‌ بي‏نيازي نسبت به غير را از دست ندهد.

كوچك‏ترين غفلت در برهوت كوير، برابر است با گرفتارشدن در چنبرة الهه‏هاي وسوسه‏گر كه هر لحظه مترصد گرفتاركردن عاشق‏اند؛ حديث تلخي كه اكثر انسان‏ها گرفتار آنند و عمري مي‏گذرد اما هرگز از خواب غفلت بيدار نخواهند شد.

كسي‏كه گرفتار الهه‏هاي دنيا مي‏شود، تاب و توان ايستادگي از كف داده، نيازمند به دنيا و ظواهر آن شده، در خانة بيگانه مأوا مي‏گزيند. خانه‏اي كه از بيت عنكبوت سست‏تر است و هرلحظه آمادة فروپاشي است.

دنياي سرخوشي كه مي‏تواند به ناگاه با يك مريضي يا ورشكستگي يا ازدست‏دادن آبرو يا ازدست‏دادن عزيزي يا غفلت و لغزشي يا..... توأم شود، آن‏گاه سقف و بناي خانه آن‏چنان بر سر ساكنينش فرو مي‏ريزد كه كسي را امان و نجاتي نخواهد بود.

خانة‌ دوست اما امن و ايمن و مجكم و استوار است. كسي را در آن‏جا گزندي نمي‏رسد و ناخوشي و افسردگي و گرفتاري و.... به سراغ اهالي نمي‏آيد.

*

مدعي خواست بداند

خانة دوست كجاست؟

خانة‌ فقر كجاست؟

خانة عشق كجاست؟

دست غيب آمد و سينه را محرم كرد

سينه كه محرم شد

لبخند يار بر آيينة‌ دل افتاد

مدعي عاشق شد

خواب چشمانش شكست

كل عالم خانه دوست بشد

كل عالم خانه فقر بشد

كل عالم خانه عشق بشد

 

(( برگرفته از کتابم تحت عنوان: "فقر و عشق"))


 
comment نظرات ()