راز

فراق
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٦:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱
 

.........كلمات كه جاودانه شدند، باطن اشياء بر دل عاشق منتظر نقش مي‏بندد و سير سلوك از ظاهر به باطن، بخشي از رفتار عادي نويسندة عاشق مي‏شود.

آن‏جا كه عاشق منتظر به باطن برسد، ظاهر و پوسته‏اي ساده مي‏بيند و ميل رسيدن به باطن ديگري پيدا مي‏كند؛

و در فرايند سير و سلوكي دوباره، پوسته و ظاهري مي‏بيند تا باطن ديگري را طلب كند تا عاقبت در باطني كه خود پوستة ديگري باشد، فنا شده، ميل به بقا پيدا كند؛

و اين‏همه براي خلاصي از كوير زندگي و رهايي از تشنگي آنست كه تمامي لايه‏هاي تو در توي آن، پوسته و ظاهرند؛

عاشق منتظر مي‏داند تنها يار مي‏تواند درمان تشنگي و هجران باشد و خلاصي از سرگشتگي و فراق؛‌ يعني باطن را بايد در يار جستجو كرد.

"شنيده‌ام سخنی خوش که پير کنعان گفت

فراق يار نه آن می‌کند که بتوان گفت

حديث هول قيامت که گفت واعظ شهر

کنايتي‏ست که از روزگار هجران گفت

نشان يار سفرکرده از که پرسم باز

که هر چه گفت بريد صبا پريشان گفت"- حافظ

*

آن‏جا كه باطن در يار بر عاشق معلوم شود،‌ ميل به يكي‏شدن و ذوب‏شدن در معشوق پيدا شده و تا وقتي‏كه عاشق به نيستي و پوچي كامل نرسد و وجود خود را در يار خراب نكند؛‌ آرام نخواهد گرفت و آن‏قدر به رفتن و جوشش و سلوك ادامه خواهد داد تا ديگر نفْس و مني نباشد تا بخواهد او را نابود كند..........

(( برگرفته از کتابم تحت عنوان: "فقر و عشق"))  


 
comment نظرات ()