راز

رندی
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٦:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱٩
 

پیام شماره 368

یاران همراه!

نیافتن خانه دوست برای سوخته دلان همان‏قدر بهت‏انگيز و خنده‏آور است که یافتنش برای کسانی که تمامی عمر کاری جز سوخته‏دلی دیگران اندیشه‏ای در سر نداشته‏اند.

هیچ واژه و عبارت احساسی و شورانگیز و حماسي نمی‏تواند نشانی از خانه دوست بدهد که دل ِ سوخته می‏خواهد و مستی سر؛ که اگر این دو نباشند تمامی تمنیات دنیا که در علم و فلسفه و هنر و موسیقی و عرفان و دین و مذهب و ایسم و ایدئولوژی و..... جمع شده‏اند و عده کثیری را برای همه عمر به خود مشغول و گرفتار می‏کنند، هرگز نخواهند توانست اثری و حتی نشانه‏ای کم سو و باریک و اندک از دوست ارایه داده و بر پویندگان هم بالاخره معلوم نخواهد شد که چرا آمده‏اند و قرار است به کجا بروند؟

سوخته‏دلی و دل‏آزردگی است که رندی می‏آورد و رند است که به اشاره‏ای نشان از دوست می‏یابد وگرنه مسیر علم و فلسفه و عرفان و هنر و..... سنگلاخ است و معلوم نیست عاقبت به کجا ختم شود.

عمری بر سندان علم و کتاب و سیاست و درس و مکتب می‏کوبی؛ عاقبت اما بدنامی و بی‏نامی نصیبت می‏شود و پس از چندی نه نامی از تو باقی می‏ماند و نه خاطره‏ای که دلی را شاد کند و روح آزرده‏ای را تیمار. تازه اگر هم اثری در قالب کتاب و مقاله‏ای از خود برجای گذاری، برای عافیت دنیاست که البته لازم است اما کجا می‏توانند نشئه‏ای هرچند مختصر از لذت یار را در کام تشنه بریزند؟

بیماری آن‏جاست که کثیری، یافتن نشانی از دوست را بیهوده دانسته و تکیه بر علم و تخصص را مجاز و سخن از خانه یار را عبث و اتلاف وقت و عمر می‏دانند و بر نگارنده یا گوینده چنین کلماتی خرده می‏گیرند که چرا تنها بر تخصص و علم دنیا اکتفا نمی‏کند تا او را هم‏پیاله خود کرده از می و مستی یار محروم سازند.

در اين راه پر فراز و نشيب و سنگلاخ كه نه‏تنها براي رسيدن به يار از صدميدان عبور بايد كرد و ممارست‏هاي فراوان كشيد،‌ بلكه خود را هميشه و همه‏جا در يار ديد نه يار را در خود كه شرط فنا اين‏گونه نباشد. با اين‏همه اما رنداني پيدا مي‏شوند كه به اشاره‏اي و آني در منزل يار سكني مي‏گزينند و گويي از تمامي راه‏هاي پر پيچ و خم به "لحظه‏اي" گذر كرده‏اند. چه خوش "احمد جام" به رندی می‏سراید:

"غره مشو كه مركب مردان مرد را

در سنگلاخ باديه پيها بريده‌اند

نوميد هم مباش كه رندان جرعه‌نوش

ناگه به يك ترانه به منزل رسيده‌اند"

رند جرعه‏نوشی که با لبی بر پیاله یار، مست و خمار شده و در منزل یار سکنی می‏گزیند، دیگر کجا خواهد توانست در خانه دنیا آسوده گیرد و دل بر وسوسه‏های دلفریبش خوش کند؟ باید سوخت تا رها شد و به یار رسید. به‏راستی مستی ِ سوختن هم لذتی دارد و اگر با رسیدن به منزل یار همراه باشد، چه شوری خواهد داشت و غوغايي برپا خواهد كرد؟

همیشه سبز و آفتابی باشید.

پ.ن. به اطلاع می‏رسانم که طی سال گذشته و امسال یعنی 85-86، علاوه بر چاپ مقالات متعددی از من در نشریه‏های علمی-پژوهشی سه کتاب تحت عناوین: خصوصی‏سازی (انتشارات دانشگاه تهران)، همگرایی اقتصادی (انتشارات سمت) و آزادسازی اقتصادی (انتشارات سمت) به چاپ رسیده‏اند که کتاب آزادسازی اقتصادی حدود یک‏هفته است که به بازار نشر آمده است!!

 

 

 

 


 
comment نظرات ()