راز

پشت ديوار
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱
 

پيام شماره 367

ياران همراه!

مدعي خواست بداند پَس ِ آن شوق كجاست؟ حديثي كه بسياري از انسان‏ها در قاب خالي عمر به دنبال آن مي‏گردند تا خط و نشانه‏اي پيدا كرده، دل را به درگاهش بسپارند تا آرامش يافته و با دلي مطمئن به محضر عشق راه يابند. در اين دنياي پرآشوب و ملون اما اگر شوق نباشد، خط و نشانه هرگز پيدا نشوند و قاب عمر همچنان خالي بماند. حال گيريم كه شوق حاصل شد و خط و نشانه هم هويدا؛ وراي شوق كجاست تا فنا حاصل شده، بتوان به بقا رسيد؟

*

مدعي از ره نرسيده در گوش فلك خواند:‌

ميروي گشت و گذار بر سر شوق، يعني چه؟

ميروي تا ته پس كوچة آن شهر قشنگ، يعني چه؟

ميبري دست طلب بر سر شوق، يعني چه؟

مي‏كني راز و نياز با ثمن‏ش، يعني چه؟

مدعي خواست بداند كه پسْ آن شوق كجاست؟

*

مادر از كنج اطاق

چشمكي زد به گهوارة خواب

كه در آن طفلكي در باغ خيال

در پي دانايي

و پرواز بادبادك بينايي

و تماشاي شاپرك‏ها بر صخرۀ تنهايي

انگشت حسرت داشت به دهان

و در عالم شوق

شيرة غم و شادي را مي‏ريخت در كام نهان

و در كوچة شوق

نقش رفتن را مي‏بست در خالي قاب

مدعي خواست بداند پَس ِ آن شوق كجاست؟

*

شوق:‌ نيرويي كه عامل حركت رهرو به‏سوي جلوه‏هاي نور و حركت است.

شوق: آب حيات‏بخشي كه تمامي عاشقان تشنه در پي يافتنش، بر علم و عرفان و فلسفه چنگ انداخته تا بلكه با نوشيدن جرعه‏اي هرچند بسيار اندك از آن، سيراب شوند.

شوق: نَفَس عشق در صورت معشوق كه با آن جان گرفته، زندگاني ابدي پيدا مي‏كند.

شوق: بالي براي پرواز به‏سوي يار است.

شوق: مسيري براي فهم ايمان است.

شوق: رنگ زندگي‏ست.

شوق: آدرس خانة يار است.

همان‏جا كه همه بايد بروند. تهي دست يا فراخ توشه؛ بايد بروند. از همان كوچه باغي كه پايان ندارد و سرتاسرش، نور دانايي مسير رفتن به‏سوي عشق را روشن كرده و در صميميت عطر گل‏هاي زنبق و آفتابگردان كه خاك دشت حضور را معطر كرده و رهروان در آن تيمم عشق مي‏كنند،‌ طفلكي در باغ خيال را ببينند كه انگشت حسرت به دهان داشته و در عالم شوق،‌ نقش رفتن را در همان اوائل آمدن در بوم دنيا ترسيم كرده،‌ آدرس خانۀ يار را كه آن‏سوي ديوار پشتِ كوچه باغ حيات است، مي‏پرسد. مدعي از ره نرسيده در گوش فلك خواند‌ كه پسْ آن شوق كجاست؟ و مادر از كنج اطاق، چشمكي زد به گهوارة خواب و........ و هنوز مدعي نمي‏داند پَس ِ آن شوق كجاست و اين حديث هم‏چنان ادامه دارد.

هميشه سبز و آفتابي باشيد. 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()