راز

شوق پرواز
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢٧
 

پيام شماره 360

 

ياران همراه!

 

دل هوس كوي يار دارد و به شوق ديدنش سر از پا نمي‏شناسد. دل بهانه‏اي مي‏خواهد تا خود را براي ملاقات با يار مهيا كند و چه بهانه‏اي بهتر از ملاقات با يار در ماه صيام كه يك شبش از هزار ماه دنيا برتر است. ماه صيام دل را پاكيزه و مطهر كرده، براي ديدن يار آماده مي‏سازد. ماه صيام، صبر و استقامت دل را براي بودن با يار زياد كرده، درس بردباري و ايستادگي مي‏آموزد. ماه صيام، چشم صورت را پاك كرده،‌ زشتي‏ها و ناپاكي‏هاي دنيا را از آن مي‏زدايد.

عاشق مي‏خواهد كه در راه معشوق سر برود، که سر عاقبت رفتنی است، چه امروز باشد چه فردا؛ پس همان به كه در راه يار برود و شروع دل‏باختگي در ماه صيام باشد. بايد در عشق گداخته شد تا قدر عشق دانست و مگر نه آنست كه در ماه صيام، عطش و گداختگي به اوج مي‏رسد، پس همان به كه عطش جسم و نفس را كه مي‏گدازاند و مي‏سوزاند،‌ در بركت اين ماه التيام بخشيد. در ماه صيام،‌ سركشي نفس كنترل شده و طريقت بندگي به آزمون گذاشته مي‏شود. در ماه صيام، به سوي دوست پرواز كرده و با تمام وجود به درگاهش دعا و استغفار فراوان كنيم كه دعا و نيايش در اين ماه، حال ديگري به انسان مي‏دهد؛ پس با معصوم (ع)‌ هم‏آوا و هم‏نوا شده و ندا سر دهيم كه:‌ ......

"معبود من! از تو مي‏خواهم که به‏سوی هر خیری، راهی و از هر آن‏چه دوست نداری، بازدارنده‏ای برایم قرار دهی.

ای رحیم‏ترین رحیمان! اي صاحب كرم و بخشش! ای کسي که از من و از آن‏چه در خلوت مرتکب زشتی‏ها شدم درمي‏گذري؛  ای کسي که به ارتکاب گناهانم مؤاخذه نمي‏فرمایي! با تمام وجود عفو تو را! عفو تورا! عفو تو را! تقاضا مي‏كنم.

معبود من! پندم دادی، پند نگرفتم. بازم داشتی از لغزش‏ها، باز پس نرفتم. پس چه عذری خواهم داشت در پيشگاه تو! از من درگذر ای صاحب کرم. با تمام وجود عفو تو را! عفو تورا! عفو تو را! تقاضا مي‏كنم.

بارخدايا! از تو به هنگام مردن راحتی و به هنگام حساب پس‏دادن، گذشت درخواست می‏کنم. گناه از بندة تو کار بزرگی است ولی گذشت از جانب تو باید که بزرگ‏تر و نيكوتر باشد. ای سزاوار پرهیزگاری! ای شایسته آمرزش! با تمام وجود عفو تو را! عفو تورا! عفو تو را! تقاضا مي‏كنم.

معشوق من! همانا من بندة ناتوان و نیازمند توأم كه به جود و رحمتت محتاج است. تو بی‏نیازی و برکت و رحمت بر بندگانت ارزاني مي‏داري؛ تو قاهری، نیرومندی؛ اما ما بندگان ناتوانت چگونه مي‏توانيم پی به دانش بي‏كرانت برده، قدرتت را اندازه‏گيري كنيم. همه ما نیازمند به رحمت توأیم. پس رویت را از ما برمگردان و ما را جزو بندگان صالح و نيكت قرار ده.

 بارالها! مرا به بهترین پایندگی باقي،‌ به بهترین مردگی مرحمت، به بهترين دوستی با اولیاء‏ت بخشش و به سخت‏ترين دشمنی با دشمنانت رغبت فرما.

معبود من! معشوق من! هرچه در دلم از شک و ریب و انکار و نومیدی یا سرخوشی و نخوت و خوش‏گذرانی و خودبینی یا خودنمایی و شهرت‏طلبی یا شکاف‏اندازی یا نفاق‏ورزی یا کفر و فسق و نافرمانی و بزرگ‏بينی یا هرچه مانند این‏ها که دوست نداشته باشی یافت شود، پروردگارا از تو مسئلت می‏کنم که آن‏ها را تبدیل کنی به ایمان به وعده‏ات و وفای به عهد و پیمانت و رضای به قضایت و زهد در دنیا و رغبت در آن‏چه در نزد توست و بازگشت بی‏شائبه و توبه و استغفار از تو ای پروردگار جهانیان تقاضا مي‏كنم."

*

دهان بستم

و در ماه صيام تو به انتظار بنشستم

چشم بستم

و در تماشاخانة تو به تماشا بنشستم

گوش بستم

و در شكوه كلام تو به سكوت بنشستم

كمر بستم

و در شب‏هاي قدر تو به دعا بنشستم

*

اين‏همه شور، اين‏همه شوق،‌ اين‏همه عشق

از شوق لحظة افطار تو،‌ كوزة دل بشكستم

*

زانو بستم

و در روز عيد فطر تو به نماز بنشستم

دل بستم

و در تمناي وصل تو به دريا بنشستم

*

اين‏همه راز، اين‏همه ساز، اين‏همه نياز

از شوق ديدن روي تو، نفس سركش خود بشكستم

*‌

پا بستم

و در راه تو به انتظار بنشستم

*

 اين‏همه پرواز، اين‏همه سوز و ساز، اين‏همه راز و نياز

از شوق غرق در جام تو،‌ ساقي مسكين دل بشكستم  

 

هميشه سبز و آفتابي باشيد.

 


 
comment نظرات ()