راز

تکرار یک حرف خوب: رمز موفقیتِ توأم با آرامش، پافشاری بر ((اصول اخلاقی)) است.
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۳٠
 

پيام شمارة‌ 328

 

ياران همراه!

 

در فرآيند بازنويسي و تدوين نوشته‏هاي پيشين،‌ به مطالب نابي برخورد كرده‏ام كه تذكر مجدد آن‏ها مي‏تواند راه‏گشاي بسياري از مشكلات كنوني جامعه باشد. مشكلاتي كه در صورت بي‏توجهي به آن‏ها،‌ هزينه‏هاي فراواني را بر جامعه وارد كرده،‌ امنيت و آسايش آحاد را به مخاطره خواهد انداخت. اعتقاد دارم كه مقابله با معضلات اخلاقي و رفتاري كنوني كه گريبانگير جامعة ايراني بويژه جوانان شده‏اند، با ابزار پليس و خشونت درمان نمي‏شوند، بلكه ممكن است اثرات معكوس داشته،‌ گرايش‏‏هاي نسل جوان را نسبت به نظام و ارزش‏هاي متعالي آن خدشه‏دار كرده و فاصله ميان آن‏ها و حاكميت را بيشتر نموده و در آينده با عكس‏العمل دستگيرشدگان،‌ اطرافيان و خانواده‏هايشان روبه‏رو شده، بر وسعت معضلات بيافزايد،‌ ضمن آن‏كه روش‏هاي پليسي اگر به‏عنوان تنها راه‏حل مورد استفاده قرار گرفته، استمرار پيدا كند، امنيت و آرامش جامعه را در هر زمان به مخاطره مي‏اندازد. بنابراين، انديشمندان و رهبران ديني و سياسي جامعه بايد به‏فكر ارايه راه‏حل‏هاي علمي كه مورد استفادة‌ جوامع موفق قرار گرفته از يك‏طرف، و درمان فرهنگي معضلات و ناهنجاري‏هاي جامعه از سوي ديگر باشند و ضمن ريشه‏يابي مشكلات كنوني،‌ تغيير ساختارهاي نابه‏هنجار فرهنگي را كه ريشه در تربيت و آموزش نامناسب،‌ ناهنجاري‏هاي اقتصادي و از همه مهم‏تر،‌ رفتارها و آموزه‏هاي غلط رهبران سياسي دارد، در سرلوحة اقدامات قرار دهند.  

********

 

به نظر شما مهم‏ترین خصوصیت کشورها، ملّت‏ها و انسان‏های موفق کدام است؟ عوامل متعددی را می‏توان جستجو كرد که یکی از مهم‏ترین آن‏ها، تمسک به یک ((الگوی رفتاری)) مشخص و پافشاری بر ((اصول)) مورد توافق جامعه است. ملّت‏ها و کشورهای تهی و سرگردان، آن‏هائی هستند که هیچ‏گونه ((اصول اخلاقی)) Principle را رعایت نكرده و برای رسیدن به منافع شخصی از نگرش ((ماکیاولیسم)) تبعیت می‏کنند. به‏طور کلی، رفتار اجتماعی مردم، منبعث از تربيت خانوادگي،‌ آموزش و از همه مهم‏تر، رفتار رهبران سیاسی جامعه با آن‏هاست. فی‏المثل، اگر رهبران سیاسی با مردم صادق نباشند، حرف و عملشان یکی نباشد و مردم فکر کنند که به آن‏ها دروغ گفته می‏شود، پس از مدتی کوتاه، رفتار اخلاقي دولت به بدنة جامعه سرايت كرده و گروهي از مردم همان جامعه، در رفتار اجتماعیشان دروغگوئی را پیشه كرده، به هیچ اصول اخلاقی خود را پای‏بند نمی‏دانند. بالعكس،‌ اگر گروهي از مردم تحت تأثير منافع و اميال شخصي، به‌ طريق صواب و اصول اخلاقي والايي كه رهبران نيك‏كردار ارايه مي‏كنند،‌ ارج ننهاده و خود را به هيچ ضابطة‌ قانوني و اخلاقي پايبند ندانند،‌ جامعه را با تلاطم‏هاي فكري و آشوب و ناهنجاري‏هاي شديد اخلاقي و رفتاري روبه‏رو خواهند كرد.

افرادی ‏که حرف و عملشان یکی باشد و به آن‏چه می‏گویند، متعهد باشند، در زندگی پیشرفت خواهند کرد. اگر حکومت و ملّتی مایل باشد که در زندگی، پیشرفتی توأم با آرامش و سرور را تجربه کند، باید تلاشش منطبق بر گفتارش باشد. رهبران سیاسی و دینی با رفتارشان، الگوئی عملی برای ملّت‏هایشان هستند،‌ چنان‏چه سرپرست خانواده از چنين نقشي براي فرزندان خود برخوردار است. در صورت نهادینه‏شدن کردار، گفتار و رفتار رهبران در جامعه، كثيري از مردم، طریقة آداب اجتماعی را در مظاهر مختلف منطبق با آن، الگوبرداري خواهند كرد،‌ چنان‏چه رفتار سرپرست خانواده تأثير يكساني را بر الگوي رفتاري فرزندان در آينده خواهد گذاشت.

هنگامی که سربازان معاویه قرآن‏ها را بر سر نیزه کردند، خوارج که تا پیروزی و رسیدن به موفقیت تنها چند قدم فاصله داشتند، دست از جنگ کشیدند و بی اعتناء به گفتة مولا علی (ع) که به آنها نهیب می‏زد: ((من خود قرآن ناطقم، دست از مبارزه نکشید و کار را تمام کنید))، به استقبال شکست رفتند. متأسفانه به دلایل سیاسی آن‏زمان که رفتار كثيري از مردم جامعه منبعث از رفتار چهره‏هاي سياسي و سه خلیفة آن عصر بود، ((الگوی اخلاقی)) اميرالمؤمنين (ع) نهادینه نشد و بسیاری از مردم (به‏جز عده‏ای اندک) با پیروی از الگوی رفتاری سایر خلفای عصر، طریقة دیگری را آزمون كردند و عاقبت آن شد كه امروز اكثر جوامع اسلامي با آن دست به گريبانند. یا زمانی‏که مهاتما گاندی در میان خیل عظیم مردم مي‏خواست کلکته را توسط قطار ترک کند، در جواب یادداشتِ فردی که از او خواسته بود قبل از ترک آن‏جا، برای مردم پیامی ارسال كند، به سادگی گفت: ((من خود پیامم)). الگوی رفتاری گاندی، عاقبت هند را از سلطة انگلستان خارج كرد و مردم طعم آزادی و استقلال را چشیدند. کشورهای موفق که مردمشان زندگانی موفق توأم با آرامش را تجربه می‏کنند، از رهبرانی برخوردارند که در عمل، و نه فقط در بیان، الگوئی عملی برای ملّت خود و بلکه سایر ملل در سراسر جهان‏اند و از طرف ديگر،‌ اكثريت مردم ضمن آن‏كه نسبت به قوانين جاري احترام فراواني قائل‏اند، الگوبرداران خوبي از اصول اخلاقي و ارزش‏هاي والاي انساني به شمار مي‏آيند.

چنان‏چه اشاره شد، رعایت ((اصول اخلاقی)) در سطح نهادهاي "خانواده" و "جامعه"، به‏مراتب از اهمیت بالائی برخوردار است که عدم رعایت آن، ناهنجاری‏های اخلاقي و رفتاري متعددی را سبب می‏شود. اجازه دهید که از مثال‏های ساده شروع كنم: آیا شما والدینی را می‏شناسید که وقتی صدای زنگ تلفن را در منزل می‏شنوند، از فرزند خود می‏خواهند که بگوید، آن‏ها در منزل نیستند؟ و در مقابل چنین رفتاری، درس صداقت را به فرزندش می‏دهند و از او می‏خواهند که هرگز دروغ نگوید! پزشکانی که توصیة پیشگیری از بیماری‏های خطرناک ازجمله سرطان، برای بیماران خود می‏کنند، امّا در مطب، جلوی بیمار  سیگار می‏کشند. رهبرانی که مدعی آزادی و حرّیت‏اند، امّا هیچ‏گونه صدای مخالفی را برنمی‏تابند و حتی حکم شکنجه، زندان یا اعدام برای مخالفین خود صادر می‏کنند. سیاست‏مدارانی که به‏طور مرتب به مردم خود دروغ می‏گویند و وعده‏های توخالی می‏دهند و در عوض انتظار دارند که مردم به آن‏ها اعتماد كرده، حرف‏ها و وعده‏هایشان را باور کنند. واقعاً نمونه‏ها فراوانند. وضعيت اخلاقي و رفتاري نظام‏هاي سیاسی در بسیاری از کشورها نیز این‏چنین است. رهبران نظام درحالی‏که هرروز ده‏ها دروغ تحویل مردم می‏دهند، از آن‏ها می‏خواهند که صادق و درست‏کار باشند و رفتار اجتماعی صحیحی را نشان دهند. به‏راستي مقبولیت و مشروعیت نظام سیاسی در این کشورها در سطح داخلی و بین‏المللی با ((راست نگفتن)) و عدم رعایت ((اصول اخلاقی)) زیر سئوال رفته‏است.

باید دانست که عاقبت، تمامی کشورها، ملّت‏ها و تک‏تکِ افرادي كه حرف و عمل‏شان يكي نباشد، زندگی ناگوار توأم با انواع بيماري‏هاي رواني، تشويش،‌ افسردگی و تنگدستي را پیش روی خواهند داشت. اگر ما یاد بگیریم که در مقابلِ حتی کوچک‏ترین موضوعاتِ مبتلا به زندگی و جامعة خود، اقدام عملی كرده و تا رسيدن به نتيجه و مقصود،‌ منتظر و با استقامت بمانيم، چهرة دروني و بيروني يا حرف و عمل‏مان یکی باشد، بهتر از آن‏است که برای مسائل بسیار بزرگ، تنها شعار داده، حرف زده و ايراد بگيريم امّا در مواقع لزوم، از عمل به كوچك‏ترين آن‏ها، عاجز و هراسناک باشیم. اگر بیان و عمل خود را یکی نکنیم، مجبور به تحریف و توجیه واقعیت‏های پیرامون خود می‏شویم و تمامی زندگی خود را با موضوعات غيرواقعي و موهوم، سرگرم كرده، همیشه در تشویش و سردرگمی باقی خواهیم ماند. وضعیتی که فعلاً رهبران سیاسی بسیاری از کشورها و به‏تبع آن مردم، با آن روبه‏رو هستند. بدانيم: مهم نیست که خواستة ما چقدر بزرگ و با اهمیت باشد؛ مهم آنست که برای رسیدن به خواستة خود، چقدر تلاش و پشتکار و صبر از خود به نمایش گذاشته‏ایم و حرف و عمل ما چقدر با هم مطابقت داشته‏اند. به نظر من رمز موفقیتِ توأم با آرامش برای همة افراد و حتی حکومت‏های سیاسی، پافشاری بر اصول اخلاقی و ارزش‏هاي والاي انساني بوده كه متأسفانه چندي است ميان ملت‏ها مغفول مانده است. (پیام شماره 175- (30/1/1385))

 

هميشه سبز و آفتابي باشيد.

 


 
comment نظرات ()