راز

تكرار يك حرف خوب: با حوادث زندگی چگونه برخورد كنیم؟
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٦
 

پيام شمارة‌ 327

 

ياران همراه!

 

درحال نگارش كتاب‏هايي از مطالب متنوع "وبلاگ" هستم. كتابي كه درحال حاضر در دست گرفته‏ام، مربوط به قطعات ادبي و هنري وبلاگ است كه زمان زيادي را از من گرفته تا دوباره‏نويسي و تدوين كنم. اگر عنوان مناسبي براي آن درنظر داريد،‌ خوشحال مي‏شوم برايم ارسال كنيد. در فرآيند تنظيم مطالب كتاب،‌ به مقاله‏اي برخورد كردم كه در فروردين 1385 نگاشته شده بود. فكر كردم تكرار دوبارة آن،‌ در شرايط كنوني جامعه،‌ خالي از لطف نيست؛ هرچند نمي‏خواهم كه مطالب وبلاگ،‌ سرنوشت فيلم‏ها يا سريال‏هاي تكراري تلويزيون را پيدا كنند؛‌ ولي باور كنيد كه هر "تكرار" هم بد نيست،‌ بلكه مي‏تواند از جذابيت‏ها و يادآوري‏هاي بسياري برخوردار شود. اصلاً تكرار و يادآوري حرف‏هاي خوب و خاطرات شيرين، بر زيبايي و طراوت و پويايي زندگي مي‏افزايد. تكرار اصول والاي زندگي،‌ بر عمق و كيفيت زندگي افزوده و انسان را واردار مي‏كند كه مطالعه و تفكر و تدبر جدي در زندگيش كند و گرنه،‌ زندگي بدون درنظرگرفتن ارزش‏هاي والا،‌ واقعاً ارزش زيستن ندارد! چه خوب سقراط مي‏گويد: "يك زندگي مطالعه نشده، ارزش زيستن ندارد." درواقع،‌ يادآوري و تكرار حرف‏هاي خوب،‌ مطالعه‏اي ارزشمند از زندگي است.

 
پیام شماره 166- (16/1/1385)

 

اعتقاد دارم که عوامل متعددی در شکل گیری خلقیات همة‌ انسان‏ها ازجمله ايراني‏ها مؤثرند که مهم‏ترین آن‏ها ((خودمان)) هستیم. هر یک از ما نقش تعیین کننده‏ای در سرنوشتمان داریم و با افکار و کردار و رفتارمان نه تنها شخصیت خود را شکل می‏دهیم، بلکه تصویر حال و آینده خود را بر بوم تاریخ نقش می‏بندیم. از خود بپرسیم که جزو کدام دسته از افراد هستیم؟ کسانی‏که تسلیم حوادث می‏شوند؟ یا کسانی‏که از حوادث مختلفی که در زندگیشان به‏وجود می‏آید، ایجاد فرصت می‏کنند؟ آیا وقتی حادثة ناخوشایندی برای شما اتفاق افتد، سریعاً به دنبال چاره می‏افتید؟ یا این‏که ناامید و دلسرد و پریشان، تسلیم شده، زمین و زمان را عامل پیش‏آمدن آن می‏دانید؟ فی‏المثل، چرا دانشجو نمرة قابل قبول کسب نمی‏کند؟ آیا استاد و دانشکده و دانشجویان و خانواده و نظام آموزشی و دولت و .... مقصرند یا اشکال در خود دانشجو است؟ چرا فکر می‏کنیم در محیط کار، فردی موفق نیستیم و درآمد مکفی کسب نمی‏کنیم؟ چرا می‏پنداریم همیشه با تشویش و اضطراب روبه‏رو هستیم؟ چرا گمان می‏کنیم شادی وشور را کمتر تجربه می‏کنیم؟ و ده‏ها چراهای دیگری که می‏توان در ابعاد خرد و کلان مطرح كرد.

اعتقاد دارم که برای پاسخگوئی به تمامی ((چرا‏ها)) باید ابتدا خلقیات خود را کنکاش كرده، به چگونگی احساس و دیدمان به محیط پیرامونی نظر افکنیم. اجازه دهید که به موضوع مورد مطالعه که همان چگونگی برخورد با حوادث بود، برگردم. آیا ما به استقبال حوادث می‏رویم یا از آن گریزان و هراسناکیم؟ آیا تا کنون این‏گونه اندیشیده‏ایم هر حادثه‏ای که در زندگی ما رخ می‏دهد، دلیل و حکمتی دارد؟ شاید خیر و صلاح ما در آن بوده است. شاید منفعتی که از آن در آینده خواهیم دید، به مراتب بیشتر از نقصانی باشد که امروز فکر می‏کنیم با آن روبه رو شده‏ایم. شاید آن حادثه بتواند به ارتقاء و بلوغ فکری ما کمک كرده، ما را مقاوم‏تر كند. شاید آن حادثه به ما کمک كرده از آن طریق بتوانیم اطرافیان و فضای پیرامون خود را بهتر بشناسیم. شاید اگر آن حادثه اتفاق نمی‏افتاد، حوادث ناگوارتری که مقابله با آن‏ها به‏مراتب سخت‏تر می‏نمود، رُخ می‏داد.

بنابراین اگر نگاهمان به حوادثی که در زندگی با آن‏ها روبه‏رو می‏شویم این‏گونه باشد، آنگاه درخواهیم یافت که حوادث، بخشی جداناشدنی از زندگی تک تک ما را تشکیل می‏دهند؛ و اصلاً زندگی بدون این‏گونه حوادث، سرد و بی روح و خشک و خسته‏کننده خواهد بود. تمامی لحظاتِ لذت بخشی که در زندگی ما پدیدار شده و ما از آن‏ها مسرور و شادمان می‏شویم؛ تمامی زیبائی‏هائی که در اطراف خود مشاهده كرده و از داشتن و ديدن‏شان لذت می‏بریم، بدون حوادثی که آن‏ها را ناگوار فرض می‏کنیم، بی‏معنی می‏شوند. ما می‏توانیم در زمانی که با حادثه‏ای روبه‏رو می‏شویم، با تولید انرژی مثبت، آن‏را به یک فرصت قابل استفاده تبدیل کنیم. فرصتی که امکان پیدائی آن در غیر این صورت، برایمان ممکن نخواهد بود. پس همان‏طور که ملاحظه می‏کنید، بستگی دارد چگونه به مسایل نگاه می‏کنیم و به تولید چه انرژیی مبادرت می‏ورزیم. می‏توانیم در مقابل هر حادثه‏ای حالت تدافعی گرفته، از آن گریزان شده، نالان و مضطرب و پریشان شویم یا به استقبال حوادث رفته و آن‏ها را تبدیل به فرصتي شیرین و خاطره‏انگیز كنیم. آری؛ خلقیات ما این‏گونه ساخته می‏شوند که تماماً به ((خودمان)) بستگی دارد. اطمينان داشته باشيم كه با کمی صبر و ممارست، موفق خواهیم شد از تلخ‏ترین حوادث، شیرین‏ترین فرصت‏ها را بیافرینیم.

 

هميشه سبز و آفتابي باشيد.

 


 
comment نظرات ()