راز

فاطمه (س)، درس زندگی و تمامیت عشق است.
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢٠
 

 

پیام شماره 208

 

یاران همراه!

 

ایام ((فاطمیه اول)) به پایان رسید و در حالی‏که هنوز روزهای گرامیداشت یاد و خاطره و بزرگی حضرت فاطمه زهرا (س) را پیش رو داریم، امروز را به روایتی شهادت آن بانوی عالم دو جهان می‏دانند. در میان معصومین، شاید او یکی از معدود کسانی باشد که نه تاریخ تولد معلومی دارد و نه زمان وفات مشخصی! و این شاید سری باشد برای خردمندان که جلوه‏های فراوان در پی دارد تا بیندیشند و به بعض اسرار آگاه گردند. از فاطمه بسیار گفته‏اند و در مدح و عظمت او مطالب بسیاری سروده‏اند، اما نمی‏دانم که آیا باید فاطمه را با چنین صفاتی شناخت، یا بالعکس، تمامی صفات متعالی با خلقت فاطمه، قابل تفسیر و رؤیت شده‏اند؟ آیا فاطمه همان کسی است که رسول الله (ص) به او می‏گوید: "اى فاطمه! آيا خوشحال نيستى از اين‏كه سيّده بانوان دو جهان (دنيا و آخرت) و سيده زنان اين امت (اسلام) و سيّده بانوان مؤمنان هستى؟" این‏ها تعابیر شکوهمندی در توصیف فاطمه هستند، ولی آیا چنین تعابیری کافی هستند که ادعا شود تمامی انسان‏هائی که طی قرون و اعصار با سرگشتگی به دنبال گم‏شده خود می‏گردند، بالاخره او را یافته‏اند؟ آیا فاطمه همان کسی است که رسول الله در محبوبیت او ندا می‏دهد: "او نور ديده من، قلب من و روح من در كالبد من است. هر كس او را بيازارد، مرا آزرده است، و هر كس مرا آزار دهد، خداى سبحان را آزرده است؟" و فاطمه نیز در توصیف خود به خلیفه اول می‏گوید: "آيا از رسول الله (ص) نشنيده بوديد كه فرمود: رضايت فاطمه، رضايت من است و خشم فاطمه، خشم من. پس هر كس كه فاطمه را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و هر كسى فاطمه را خشنود كند، مرا خشنود نموده است و هر كس فاطمه را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است؟" چراکه او از پدر گرامیش شنیده بود: "اى فاطمه! خداى عزّوجلّ با خشم تو به خشم خواهد آمد و با رضايت تو راضى خواهد شد." آیا به‏راستی فاطمه را باید این‏گونه شناخت، یا او را در صحنه‏های سیاسی _ اجتماعی و فرهنگی عصر خویش جستجو کرد؟ آیا چون فاطمه به مدت سه سال در تحمل رنج و آزار مسلمانان و تبعيد و محاصره خاندان رسول الله (ص) در شعب ابوطالب توسط قريش سهیم بود، باید او را گرامی داشت؟ یا این‏که چون او را "ام‏ابيها وام‏النّبى" می‏خوانند که همانا پاسدار رسالت بود و به دلیل همراهی مستمر وی با پدر گرامیش و تسكين آلام و رنج‏هاى رسول الله (ص) در مسافرت‏ها و غزوات از جمله وقوع جنگ احد و كشته شدن برخى از ياران نزديك پيامبر از جمله: حمزه، عموى آن حضرت و اندوه فراوان فاطمه در شهادت حمزه و دیگر یاران رسول الله و تحمل سختی‏های فراوان در هجرت از مكه به مدينه به‏همراه خاندان پدر و ساير مسلمانان، باید او را ارج نهاد؟ آیا باید فاطمه را برای مظلومیتش دوست داشت که غصب باغ فدک متعلق به فاطمه، مستمسکی برای آن بود؟ یا مظلومیت فاطمه به دلیل حمله مأموران حکومت وقت به خانه وی جهت شكستن تحصن طرفداران اهل بيت (ع) و اخراج اجبارى امیرالمؤمنین (ع) و بيعت اجباری ايشان با حکومت و امتناع فاطمه از اخراج اجبارى همسرش و بستن درِ خانه بر روى مأموران حكومتى بود؟ که به دنبال آن حرمت خاندان پيامبر اكرم (ص) از سوى مأموران حکومت شکسته شد و درِب خانه فاطمه را سوزاندند و پهلوى نحیف آن حضرت را به هنگام ورود اجبارى مأمورین به خانه و بردن امیرالمؤمنین به مسجد النبى (ص) برای بیعت، شکستند. فاطمه (س) در پى تهاجم وحشيانه مأموران حکومت و فشار میان ديوار و درب نيم‏سوز خانه‏اش، فرزندش محسن را سقط جنین نمود. آیا باید فاطمه را به دلیل این‏همه حرمان و مصیبت دوست داشت؟ یا اینکه باید فاطمه را به دلیل بیان حقایق و رسوایی زشتی‏های حکومت وقت که به مسجدالنبى (ص) می‏رود و با سخنرانى مستدل و اعتراض‏آميز خود به رفتارهاى نارواى حکومتیان، ضمن آن‏که نشان می‏دهد پشتیبان وحی رسول الله (ص) است و یاری صدیق و پایدار برای همسرش؛ درسی برای تمامی آزادگان جهان باقی می‏گذارد، تکریم نمود؟ آیا باید فاطمه را دوست داشت که او درس آزادی و آزادمنشی را به فرزندانش آموخت و مدرسه شهادت را با پرچم عشق تأسیس نمود تا حسین در کربلا و زینب در گلوگاه تاریخ فریاد آزادی را در گوش تاریخ به پژواک درآورند و مکتب جهاد و مبارزه علیه ظلم و ستم و نامردمی و ناحقی را برای همیشه در عمق تاریخ نهادینه نمایند؟ به‏راستی چرا باید فاطمه را عاشق بود و او را تا ابد در دل دوست داشت؟ آیا چون رسول الله (ص) درباره او فرموده است: "دخترم از اين جهت ((فاطمه)) ناميده شد كه خداوند او و دوستانش را از آتش جهنم رهايى بخشيده است؟" به‏راستی از فاطمه سخن گفتن، سخت است و در مورد صفات و خصائلش باید صفحات بسیاری را آذین بندی نمود. همه صفاتی را که در تک تک انسان‏های متعالی جستجو می‏نمائیم، یک‏جا در فاطمه جمع شده‏اند. او را با هیچ کس و هیچ چیز نمی‏توان مقایسه نمود، بلکه باید همه چیز و همه کس را بواسطه او شناخت. فاطمه ((انسان)) کاملی بود که خداوند متعال او را الگوئی متعالی برای تمامی آدمیان قرار داد تا هر کس با هر آئین و مسلکی، بتواند با الگوبرداری از منش و اندیشه فاطمه، به سوی متعالی شدن گام بردارد. فاطمه درس زندگی است و تمامیت عشق است. می‏خواهم بگویم که او را چون فرزند خدیجه (س) و دخت رسول الله و همسر امیرالمؤمنین و مادر امام حسن مجتبى (ع)، امام حسين (ع)، زينب كبرى (س) و ام‏كلثوم (س) بود، نباید شناخت. او را چون دلیری در میدان مبارزه در کنار مسلمانان بود، نباید شناخت. او را چون یار و حامی فقرا و تنگدستان و محرومان بود، نباید شناخت. او را چون رهبری مدبر برای امت رسول الله بود، نباید شناخت. او را چون ((ام‏ابيها وام‏النّبى)) بود، نباید شناخت. او را چون تمامیت محبت و دوستی و کرامت و بخشندگی و لطف بود، نباید شناخت. او را چون دارای خلق محمدی بود و یاس بوستان سرمدی؛ نباید شناخت. او را چون جلوه و پژواک نور و روشنائی عالم کائنات بود، نباید شناخت. او را چون تمامیت احساس و عاطفه و سرور و آرامش برای خانواده‏اش، بل برای تمامی انسان‏ها بود، نباید شناخت. او را چون زیباترین صورت و سیرت عالم را داشت، نباید شناخت. او را چون به گفته سلمان فارسی: رحمة للعالمین بود، نباید شناخت. او را چون تمامیت بندگی بود، نباید شناخت. این‏ها هرکدام می‏توانند صفاتی از یک انسان متعالی باشند، درحالی‏که فاطمه روح خدا در کالبد زمان است. فاطمه یک انسان خداگونه است. از فاطمه بسیار گفته‏اند و در مدح و عظمت او مطالب بسیاری سروده‏اند، اما نمی‏دانم که آیا باید فاطمه را با چنین صفاتی شناخت یا تمامی صفات متعالی تنها با فاطمه معنی پیدا می‏کنند و چون فاطمه در عالم خلقت آفریده شده است، چنین صفاتی قابل تفسیر و تأویل خواهند بود؟ تنها می‏توانم بگویم که فاطمه عین تمامی صفاتی است که باریتعالی همه آن‏ها را یک‏جا در ذات اقدس خود جمع نموده است.

همیشه سبز و آفتابی باشید.

 


 
comment نظرات ()