راز

نیایش 1 و 2
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱
 

 

 ۱

 بار الها!
امروز را تولدی دوباره باید!

امروز را اجازه ام ده تا در مقابلت به زانو افتم،
قطراتی از اشک دلم را
به بارگاهت نثار کنم،
و درد و راز نهانم را
با تو در میان بگذارم.

معشوق من!
امروز را اجازه ام ده با تمام وجود به سویت آیم
با تشنگی و گرسنگی در کویری برهوت و خشک
اجازه ام ده تولدی دوباره یابم
اجازه ام ده!

۲

معبود من!
تو خورشیدی، تو احسانی؛ کاسة اشک و نیاز در دست من!

دوست من!
نعمت و احسان از آن توست؛ سفرة خالی از طعام از آن من!
زیبایی و فضیلت در ذات توست؛ صورتی بی رنگ در دست من!
روزی و توفیقم از دست توست؛ دست های خالی در پشت من!
پناه و سایه ام از چتر توست؛ خجلتی بی انتها در چشم من!

معشوق من!
تو خورشیدی، تو احسانی؛ کاسة اشک و نیاز در دست من!
عفو فرما چون نمی بینم؛ تو بینایی؛ مرا دریاب که بیمارم
تو خورشیدی، تو احسانی؛ کاسة اشک و نیاز در دست من!

 

 


 
comment نظرات ()