راز

عید
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٤
 

 

لحظة عید در راه است

و کوه زیباترین نغمه اش را خواهد سرود

دشت، سبزترین دامنش را به تن خواهد کرد

و رود، گواراترین شرابش را خواهد نوشید.

 

چشم آبیِ آسمانِ دل از شوق، برق می زند

و باران در ناودان های تعقل جاریست

شاپرک ها، باغچة سر را خانه تکانی می کنند

و باران هنوز می بارد.

 

عمر، پاروزنان از مرز زمستان می گذرد

و دستانِ لحظه ها، سال نو را در آغوش می گیرند

تار موی سپید دیگری بر پیشانی تاریخ می روید

و جغد، سرود دانایی در قفس بی تاب زمان می خواند.

 

لحظة عید در راه است

و من و پرنده هر دو آوازه خوان باغچة خانة بی کسی مان شده ایم

و روح مان در انتظار گمشده ای در نوسان است

باران انتظار هنوز می بارد.

 


 
comment نظرات ()