راز

پستو
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱
 

 

در اوضاع فریبنده دنیا،

عاشق اما در دام فریب نمی افتد

و هر صبح و شام بر طبل مبارزه می کوبد

و پرندة حقگو می­شود،‌

حتی اگر خاطره اش را مات کنند

و آبرویش را بدزند

و در پستویی نهانش کنند.

عاشق می داند که

جباران در کمین اند؛

تا تودة زنجیر را خانة او کنند.

*

پستو اما جادة فرار برگ جدامانده است

پیام چترهای خسته در روزهای بارانی

سکوت واژه ها در سلاخی جلاد

دهان صبح بی خورشید در حوضچة اعتراف

شب بی تاب است در کوک خوابیدة زمان.

*

درد اما قصة هرروز عاشق است

شرابی است مستی آور برای روزهای سرد بی آفتاب

فرصت حیاتی دوباره در باغچة سبز رویش

پیام گل یاس به لاشخورهای فدک

فراموشی بیشة نور است ز بی مهری ماه....

*


 
comment نظرات ()