راز

مهدی
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٥
 

 

لحظة عید در راه است

و کوه زیباترین نغمه­اش را خواهد سرود

دشت، سبزترین دامنش را به تن خواهد کرد

و رود، گواراترین شرابش را خواهد نوشید.

 

چشم آبیِ آسمانِ دل از شوق، برق می­زند

و باران در ناودان­های تعقل جاریست

کرم­ها، باغچة سر را خانه­تکانی می­کنند

و باران هنوز می­بارد.

 

عمر، پاروزنان از مرز زمستان می­گذرد

و دستانِ لحظه­ها، سال نو را در آغوش می­گیرند

تار موی سپید دیگری بر پیشانی تاریخ می­روید

و جغد، سرود دانایی در قفس بی­تاب زمان می­خواند.

 

لحظة عید در راه است

و من و پرنده هر دو آوازه­خوان باغچة خانة بی­کسی­مان شده­ایم

و روح­مان در انتظار گمشده­ای در نوسان است

باران انتظار هنوز می­بارد.

 


 
comment نظرات ()