راز

درخت استوار
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٧
 

 

درختِ استوار به آفتاب می­اندیشید

در باغ زمان ایستاده بود، بهشت خدا را می­دید

شفق، نقاشی می­کرد و سرخی لاله­ها را می­آراست

مهتاب نشسته بود بر دامن نسیم، گیسوان شب را شانه می­زد

نسیم، آن­سوی­تر، سرشاخه­های درخت باغ را لالایی می­گفت 

و باران، اشک آسمان بود بر خیمه­های سوختة دشت نینوا

بهشت خدا جاری بود، زندگی در ریشة درخت جوانه می­زد

نقش رنگین کمان خاطرات در دل آفتاب، طرح ابدیت بود

سفر درخت بر پشت خاطرات دشت، حدیث برگ­های مهاجر می­شد.   

 

 


 
comment نظرات ()