راز

یلدا
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۳٠
 

 

آه، چه شب بلندی در انتظار خورشید است

آیا این شب، سحر می­شود؟

پرندة محبوس در قفس تاریکی 

صبح رهایی را فریاد می­زند.

 

شام یلدا،

طپش قلب آسمان را

با ضربان نبض پرنده، پیوند می­زند

و شب در انتظار خورشید و سحرگاهان

سقف آسمان را چنگ می­زند.

 

راز خلقت از زاویة چشمان سفید شب آسمان

یلدا را صدا می­زند

و جیک‏جیک گنجشک‏های درخت همیشه سبز شام یلدا

پهنای افکار دل آسمانِ منتظرِ فردا را رنگ می­زند

رنگ عمیق آبی-

نشاط و پرواز به سرزمین معرفت می­پاشد

کرامتِ شام یلدا را فریاد می­زند.

 

آواز احساس خورشید منتظر

گل‏های اطاق تنهائی آسمان را ندا می­زند

و فضای خانة دل یلدا

با عطر گل هندوانة سرخ

حواس شب بلند را برهم می­زند.

 

شب تاریک یلدا پس کی سحر می­شود؟

آن کیست، شب تیره را صدا می­زند؟

 

چهرة آزادی در کاسة هندوانة سرخ پر از فانوس است

و راه شیری باز است،

آسمان بی ابر است

صبح هم نزدیک است

چه بی­صدا، پرندة محبوس در قفس تاریکی 

صبح رهایی را فریاد می­زند.

 

 


 
comment نظرات ()