راز

مرثیه
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢
 

 

ای خاک که مرا در بغل داری

با تو حرف می­زنم، چرا کار دگر داری

ای خاک، بر سینة تو بوسه می‏زنم

در دل تاریکی شب، چرا میل سفر داری

ای خاک که چشم بر صورتم داری

از ماورای سیاهی‏ها، چرا میل گذر داری

ای خاک، در خانة تو سکنی گزیده‏ام

در سکوت تنهایی‏ام، چرا میل شرر داری

ای خاک که خانة یار نشانم دادی

با تربت جاودانة گورم، چرا کار دگر داری

 


 
comment نظرات ()