راز

چهره‏های ماندگار: نگین درخشان انگشتری تاریخ بشریت
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٦
 

پیام شماره ۲۷۴

 

یاران همراه!

 

قرار است طی چند روز آینده، مراسم تجلیلی از "دکتر محمدحسین تمدن جهرمی"، یکی از استادان پیشکسوت دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران که چندی پیش، او را از "چهره‏های ماندگار" معرفی کردند، در محل دانشکده اقتصاد به‏عمل آید. "اُرد بزرگ" می‏گوید: "اگر دیگران را با زیباترین منش‏ها و صفات بخوانیم، چیزی از ارزش ما نمی‏کاهد، بلکه او را دلگرم ساخته‏ایم." به‏راستی تشویق، بزرگداشت، تعریف و تمجید از خدمات کسانی‏که عمری را برای اعتلای فرهنگ و دانش سپری کرده‏اند و همچون شمع پیرامون دانشجویان و دفتر و قلم آب شده‏اند، نه‏تنها کاری ارزشمند و هنرمندانه است، بلکه باید به‏مثابه وظیفه‏ای انکارناپذیر برای تمامی اصحاب علم و فرهنگ، واجب شمرده شود. انسان‏هایی که آرزوها و رویاهایی بلند دارند، پروازهایی بلند می‏کنند و توان و همت آن‏ها به وسعت آرزوهایشان که به عمق تمامی آسمان‏هاست، شکل گرفته‏اند. کسانی‏که هیچ‏گاه درهای بسته و محدودیت‏ها را سد و مانعی برای پیشرفت و تعالی ندیده‏اند و اتفاقاً نخستین پرواز بلند و با شکوه خود را در آسمان بیکران علم و معرفت و زیبائی‏ها، از پشت همان درهای بسته آغاز کرده‏اند. افرادی که در تمامی عمر، دستان و قلب‏هایی بخشنده داشته‏اند و میوة وجود خویش را بی‏منت و رایگان به همگان ارزانی می‏کنند. به‏تعبیر جبران خلیل جبران: "حیات درختان در بخشش میوه است. آن‏ها می‏بخشند تا زنده بمانند، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده‏اند." بخشندگی، در ذات "استاد" نهفته است و به‏تعبیر "آنتوان چخوف": "انسان همان چیزی است که خود باور دارد." پس او باور دارد که برای زنده‏ماندن و حیات جاودانه، باید بخشنده باشد. "بوزرجمهر حکیم" تعبیر پرشوری ارایه کرده و می‏گوید: "کسی لیاقت سرفرازی و سروری دارد که فروتن و بخشنده باشد، بکوشد، بجوید، با همراهانِ همدل در طلب دانش و تجربه سفر کرده و همیشه با همه کس به مدارا و آهستگی رفتار کند." بزرگی انسان‏های فرهیخته و ماندگار از بخشندگی آن‏هاست که این صفت تمامی "معلمان" است. کسانی‏که از انرژی سرشاری برخوردارند و حاضرند دیگران را از آن بهره‏مند کنند. بی‏جهت نیست که "نیچه" انسان‏های بزرگ را افرادی می‏داند که انرژی فراوانی در خود ذخیره دارند. انسان‏های بزرگ، نه‏تنها قهرمانان روزگار خویش‏اند و از افراد ناب زمان خود محسوب می‏شوند، بلکه اسوه‏ای زیبنده و ماندگار برای تمامی اعصارند؛ آن‏ها حتی هنگام خواب، به پیشرفت و تعالی و سازندگی می‏اندیشند؛ تمامی عمر را در تفکر به‏سر می‏برند و نبوغ سرشار خویش را از زیاد فکر کردن در امور هستی و کائنات به‏دست آورده‏اند، چراکه به‏تعبیر "ژان پل سارتر": نبوغ، جوهر تفکر است. مردان بزرگ حتی در اوقات سخت و ناخوشی، از تفکر دست نکشیده و "اندیشه‏ای برتر" ساطع می‏کنند؛ به‏‏گفتة "اُرد بزرگ": "اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش، توانایی برتر خویش را از دست نمی‏دهد." درواقع، "چهره‏های ماندگار" سودایی به‏جز تحقق "آرمان‏های" برتر و متعالی در سر نداشته و گوهر وجود خود را به‏پای آن ریخته و به گفتة قرآن، حتی مرگشان، پیام‏آور حیاتی برتر است که نزد پروردگارشان به روزی نشسته‏اند و به‏تعبیر "آلبرت کامو": "ایستاده مردن را برتر از زیستن به‏صورت زانو زده" می‏دانند. آن‏ها زندگی طولانی را پاداش فضیلت به‏حساب نمی‏آورند، بلکه به‏قول "نیچه": "فضیلت، زندگی طولانی را سبب می‏شود"؛ فضیلتی که از دانش، معرفت و بخشندگی آن‏ها نشأت ‏گرفته و تاریخ بشریت را می‏سازد. آن‏ها تولید کنندة اندیشه و تفکر نابی‏اند که قدر و قیمتی برای آن متصور نمی‏توان شد؛ درواقع تحقق هيچ امر خطیر و سرنوشت‏سازی که صفحات کتاب تاریخ بشریت را با تدبیر نگارش می‏کند، بدون وجود انسان‏های بزرگ امکان‌پذير نيست. شاید به‏همین علت باشد که شکسپير می‏‌گويد: "برخی انسان‏ها بزرگ آفريده شده‌اند؛ برخی بزرگی را به‏دست می‏‌آورند و بر گروهی، بزرگی ناخواسته سوار می‏‌شود." استادان و مردان دانش و معرفت، بزرگی را با جهد و کوشش فراوان به‏دست می‏آورند و بزرگ‏تر از آن‏ها يعنی کسانی‏که بزرگ آفريده شده‌اند، سمت و سوی تاريخ را شکل می‏‌دهند؛ یعنی کسانی‏که به‏تعبیر "دکتر سریع‏القلم"- که علاقة خاصی از سالیانی دور، یعنی از دوران دانشجویی در آمریکا، به او داشته‏ام،- "حتی اشتباهاتشان در فرآيندهای تاريخی، زايندة پويايی است." "چهره‏های ماندگار" بزرگی را با سرعت‏بخشیدن در نظم به امور حاصل می‏کنند و طبق قانون دوم ترمودینامیک اعتقاد دارند که: "اگر اشیا جهان به‏حال خود واگذاشته شوند، به بی‏نظمی می‏گرایند و هیچ‏وقت سامان اولیة خود را باز نمی‏یابند." بنابراین، آن‏ها در تلاش مداومند که چنین نظمی را به اطرافیان سرایت دهند، چراکه تفکر در محیط نظم‏یافته از جلوه و تأثیر بیشتری برخوردار خواهد شد.

سخن از ویژگی‏های "چهره‏های ماندگار" بسیار است که در این نوشتار کوتاه، فرصت پرداختن به تمامی آن‏ها میسور نیست. اما نکته‏ای که در پایان باید به آن اشاره شود و بر آن اصرار گردد، اینست که تجلیل از افراد بزرگ و قهرمانان دنیای علم و معرفت، نباید مقطعی و گزینشی باشد، تحت تأثیر شرایط سیاسی قرار گرفته و امکان بهره‏برداری سیاسی از آن به‏عمل آید، صورتی غیرآکادمیک پیدا کند و سکویی برای پرش افراد سیاسی شود. حتماً لازم است‏که بزرگداشت خدمات و دستاوردهای علمی آن‏ها در محیط‏های علمی و آکادمیک و تنها توسط چهره‏های علمی شناخته‏شده و مورد وثوق در سطح ملی و بین‏المللی برگزار شود و از همة این‏ها گذشته، چه خوب است، کسانی مورد تقدیر قرار گیرند که هنوز در میان‏سالی‏اند و روزهای آخر عمر خویش را به انتظار ننشسته‏اند. اگر تقدیر از "دکتر تمدن‏ها" در سالیانی صورت می‏گرفت که هنوز برف پیری، سر و صورتشان را سپید و فشار تدریس و پژوهش، کمر و زانوهایشان را خم نکرده بود و آن‏ها پس از مراسم تجلیل و قدردانی، شوق و انگیزة فزون‏تری برای کوشش و پویش در مجامع آکادمیک پیدا می‏کردند، به‏مراتب می‏توانستند تأثیر بیشتری را در تعالی و جوشش علم داشته باشند و امکان این‏که موفقیت‏ها و دستاوردهای بیشتری در سطوح ملی و بین‏المللی از طرف آن‏ها حاصل شود، بیشتر بود. این همان وظیفه‏ای است که باید تمامی مراکز علمی جزو اولویت‏های کاری سالانة خود قرار دهند و سپس در سطح ملی، حاصل فعالیت تک‏تک مراکز علمی به‏صورت یک‏پارچه ارایه شده و قهرمانان علم و معرفت به‏همگان معرفی شوند تا همگان بدانند که در سرزمین ابن‏سیناها، زکریای رازی‏ها، صدرالمتألهین‏ها، میردامادها و..... علم و اصحابش به‏درستی ارج نهاده می‏شوند و درواقع، آن‏ها نگین تابناک و درخشان انگشتری تاریخ پرافتخار این سرزمین کهن‏اند. به امید آن‏روز.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.  


 
comment نظرات ()