راز

حسرت
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٩
 

 

شوق:

آدرس خانة یار است.

همان‏جا که همه باید بروند؛‌

تهی دست یا فراخ توشه-

همه باید بروند؛

از همان کوچه باغی که پایان ندارد

و سرتاسرش،

نور دانایی

مسیر رفتن به‏سوی عشق را روشن می‏کند؛

و در صمیمیت عطر گل‏های زنبق و آفتابگردان

که خاک دشت حضور را معطر می‏کند

و رهروان در آن تیمم عشق می‏کنند؛

طفلکی در باغ خیال را ببینند که انگشت حسرت به دهان گذاشته است

و در عالم شوق،‌

نقش رفتن را در همان ابتدای آمدن

در بوم دنیا ترسیم می‏کند،

و‌ آدرس خانة‌یار را

که آن‏سوی دیوار پشتِ کوچه باغ حیات است، می‏پرسد.

 

 


 
comment نظرات ()