راز

فنا در یار
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱
 

 

راز و نیاز با معشوق، مستی و سرخوشی می‏آورد و انسان را به عالم بالا هدایت می‏کند و کدامین موفقیت و آرامش بالاتر آز آنست؟ مستی یعنی شوق رفتن و دیدن روی یار که عاشق در هر مناسبتی از ایام که بهترینش در ماه صیام است، شوق مستی در سر دارد و اگر می را دیر بنوشد،‌ خمار میکده شده،‌ سر بر آستانش می‏کوبد تا یار لطفی کند و از شراب میکده جرعه‏ای در کام عاشق خمار بریزد.

برای عاشق اما ماه صیام هم بهانه است برای مستی و از خود بی‏خود شدن و غرق در او شدن؛‌

چراکه عاشق در هر لحظه از وجود و سجود، می یار می‏خواهد تا مست شده، فنا در یار شود؛

چراکه می‏داند بقا تنها در فناست و تنها آرزوی عاشق آن‏ست که بقا یابد تا فنا در یار شود.

دل هوای کوی یار دارد و به شوق دیدنش سر از پا نمی‏شناسد.

دل بهانه‏ای می‏خواهد تا خود را برای ملاقات با یار مهیا کند و چه بهانه‏ای بهتر از ملاقات با یار در ماه صیام که یک شبش از هزار ماه دنیا برتر است.

ماه صیام دل را پاکیزه و مطهر کرده، برای دیدن یار آماده می‏سازد.

ماه صیام، صبر و استقامت دل را برای بودن با یار زیاد کرده، درس بردباری و ایستادگی می‏آموزد.

ماه صیام، چشم صورت را پاک کرده،‌ زشتی‏ها و ناپاکی‏های دنیا را از آن می‏زداید.

عاشق می‏خواهد که در راه معشوق سر برود، که سر عاقبت رفتنی است، چه امروز باشد چه فردا؛ پس همان به که در راه یار برود و شروع دل‏باختگی در ماه صیام باشد.

باید در عشق گداخته شد تا قدر عشق دانست؛ و مگر نه آنست که در ماه صیام، عطش و گداختگی به اوج می‏رسد، پس همان به که عطش جسم و نفس را که می‏گدازاند و می‏سوزاند،‌ در برکت این ماه التیام بخشید.

در ماه صیام،‌ سرکشی نفس کنترل شده و طریقت بندگی به آزمون گذاشته می‏شود.

در ماه صیام، عاشق به سوی دوست پرواز کرده و با تمام وجود به درگاهش دعا و استغفار فراوان می‏کند که دعا و نیایش در این ماه، حال دیگری دارد.

در ماه صیام،‌ عاشق با معصوم (ع)‌ تمرین هم‏آوایی و هم‏نوایی کرده تا عادتی دلنشین شود برای تمامی لحظات زندگیش که با سوز و معرفت دل، ندا سر دهد:‌......

"معبود من!

از تو می‏خواهم که به‏سوی هر خیری، راهی و از هر آن‏چه دوست نداری، بازدارنده‏ای برایم قرار دهی.

ای رحیم‏ترین رحیمان! ای صاحب کرم و بخشش!

ای کسی‏که از من و از آن‏چه در خلوت مرتکب زشتی‏ها شده‏ام درمی‏گذری؛

ای کسی که به ارتکاب گناهانم مؤاخذه نمی‏فرمایی!

با تمام وجود عفو و مهربانی و لطف و کرم تو را تقاضا می‏کنم.

معبود من!

پندم دادی، پند نگرفتم؛ بازم داشتی از لغزش‏ها،  باز پس نرفتم.

پس چه عذری خواهم داشت در پیشگاه تو! از من درگذر ای صاحب کرم.

با تمام وجود عفو و مهربانی و لطف و کرم تو را تقاضا می‏کنم.

معبود من!

از تو به هنگام مردن راحتی؛ و به هنگام حساب پس‏دادن، گذشت و عفو درخواست می‏کنم.

گناه از بندة تو کار بزرگ و زشتی است

ولی گذشت از جانب تو باید که بزرگ‏تر و نیکوتر باشد.

ای سزاوار پرهیزگاری! ای شایسته آمرزش!

با تمام وجود عفو و مهربانی و لطف و کرم تو را تقاضا می‏کنم.

معبود من!

همانا من، بندة ناتوان و نیازمند تو هستم که به جود و رحمتت محتاج است.

تو بی‏نیازی و برکت و رحمت بر بندگانت ارزانی می‏داری؛ تو قاهری، تو  نیرومندی؛

اما ما بندگان ناتوانت چگونه می‏توانیم پی به دانش بی‏کرانت برده، قدرتت را اندازه‏گیری کنیم.

همه ما نیازمند به رحمت تو هستیم.

پس رویت را از ما برمگردان و ما را جزو بندگان صالح و نیکت قرار ده.

معبود من!

مرا به بهترین پایندگی، باقی؛

 به بهترین مردگی، مرحمت؛

به بهترین دوستی با اولیایت، بخشش؛

و به سخت‏ترین دشمنی با دشمنانت، رغبت فرما.

معبود من!

هرچه در دلم از شک و ریب و انکار و نومیدی یا سرخوشی و نخوت و خوش‏گذرانی و خودبینی یا خودنمایی و شهرت‏طلبی یا شکاف‏اندازی یا نفاق‏ورزی یا کفر و فسق و نافرمانی و بزرگ‏بینی یا هرچه مانند این‏ها که دوست نداشته باشی، یافت شود؛

معشوق من!

 از تو مسئلت می‏کنم که آن‏ها را تبدیل کنی:

به ایمان به وعده‏ات؛

و وفای به عهد و پیمانت؛

و رضای به قضایت؛

و زهد در دنیا؛

و رغبت در آن‏چه در نزد توست؛

و بازگشت بی‏شائبه؛

و توبه و استغفار

از تو ای پروردگار جهانیان تقاضا می‏کنم."

 


 
comment نظرات ()