راز

روش‏ها و اصول موفقیت
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱
 

 

‏‏

«راز دوم»: پروازهای بلند کرده، اما بلندپرواز نباشیم. پرواز خود را از کارهای کوچک آغاز کنیم و هیچ کار کوچکی را کم اهمیت به حساب نیاوریم.

موفقیت در زندگی هدف والایی است که همه به‏ویژه مدیران در تمامی سطوح و تمامی افراد اعم از زن و مرد،‌ پیر و جوان، می‏خواهند به آن دست پیدا کنند ولی شاید راه و روش دست‏یابی به آن‏را به‏درستی ندانند.

بسیاری، موفقیت را در افق‏های دور و بلکه بلندپروازانه که شاید هم غیرقابل دسترس باشند، جستجو می‏کنند و تمامی عمر به دنبال آن سرگردانند، درحالی‏که اگر بدانند موفقیت در یکی دو قدمی آن‏هاست، زندگی همراه با نشاط و سروری را تجربه خواهند کرد که باور نکردنی است!

بدانیم که افراد موفق پروازهای بلند کرده ولی بلندپروازانه آرزو نمی‏کنند. همیشه اعتقاد داشته‏ام کسانی‏که رؤیاهای بزرگ دارند، سرانجام روزی به آن‏ها می‏رسند ولی یکی از اصول موفقیت و کامیابی این‏است که از کارهای کوچک شروع کنیم و با شوق و تلاش، آن‏ها را با موفقیت به پایان برسانیم.

وقتی کاری با موفقیت به پایان برسد، آن‏وقت احساس شادمانی و شعف و رضایت به سراغمان خواهد آمد. بدین‏سان، موفقیت درکارهای کوچک ما را در انجام امور بزرگتر، آماده و توانا خواهد کرد تا پروازهای بلند خود را در آسمانی که خودمان آن‏ را در بوم رؤیاهایمان به تصویر کشیده‏ایم و با بال‏هایی که مقاومت‏شان به سختی فولاد آبدیده هستند، با افتخار و سرور، به سرانجام برسانیم.

اگر در پرواز نخست، با زمین اصابت کردیم، نگران و دلزده نشویم، بلکه خوشحال باشیم و شیرینی و لذت تجربة به زمین افتادن را برای خیزش مجدانه، هیچ‏گاه از دست ندهیم، چراکه زمین خوردن باعث می‏شود که بال‏های پرواز ما آبدیده گردند و پاهای ما برای ایستادن مجدد و اوج گرفتن برای پروازی دوباره، مقاوم شوند.

تجربة تمامی مردان بزرگ تاریخ حاکی از همین طرزتفکر است که شکست، مقدمة پیروزی و موفقیت است.

نقل‏قول‏ها فراوانند که به تعدادی از آن‏ها بسنده می‏کنم. "پترکبیر" معتقد بود که: "آن‏قدر شکست می‌خورم تا راه شکست‏دادن را بیاموزم." "مهاتماگاندی" به طرفدارانش می‏آموخت: "پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، بلکه آن‏ست‏که بعد از هر زمین‏خوردنی برخیزی." "ارنست همینگوی" اعتقاد داشت: "انسان برای پیروزی آفریده شده است، او را می‏توان نابود کرد ولی نمی‏توان شکست داد."

یعنی،‌ انسان درنهایت پیروز میدان زندگی خواهد بود و درواقع قادر است که از هر شکست و ناکامی،‌ پیروزی و موفقیت بسازد و البته این زمانی محقق خواهد شد که انسان با عزمی راسخ، توکل و تلاش به دنبال تحقق آرزوهایش باشد،‌ در این‏صورت نه‏ تنها قادر به تغییر محیط پیرامونی خواهد بود، بلکه اگر بخواهد می‏تواند به تغییر دنیا دست زند،‌ کاری که بسیاری از مردان بزرگ تاریخ،‌ از انبیا تا مصلحان، فیلسوفان، هنرمندان، اندیشمندان، دانشمندان و..... به‏خوبی از عهدة آن برآمده و مسیر تاریخ را با سرپنجة تدبیر خویش عوض کرده‏اند. چقدر دوراندیشانه "گوته" می‏گوید:‌ "کسی که دارای عزمی راسخ است، جهان را مطابق میل خویش عوض می‏کند."

حتماً داستان واقعی "رز" را که در سن 87 سالگی وارد دانشگاه شد، شنیده‏اید. او به هم‏کلاسی‏های جوانش می‏گوید: "ما معمولاً‌ عادت کرده‏ایم که رؤیایی داشته باشیم. بدانیم‏، ما زمانی می‏میریم که رؤیاهای‏مان را از دست داده باشیم. انسان‏های زیادی در اطراف‏مان پرسه می‌زنند که مرده‏اند ولی حتی خودشان هم خبر ندارند. تفاوت بسیار بزرگی بین "پیرشدن" و "رشدکردن" وجود دارد. اگر من‏که هشتاد و هفت ساله هستم، برای مدت یکسال در تخت‏خواب و بدون هیچ کار ثمربخشی بمانم، هشتاد و هشت ساله خواهم شد. هرکسی می‌تواند پیر شود که البته نیاز به هیچ استعداد خدادادی یا توانایی ندارد. اما "رشدکردن"، همیشه با یافتن فرصت‏ها برای تغییر همراه است. در زندگی هیچ‏گاه متأسف نباشید. تنها سعی کنید به رؤیاهای خود برسید."

یک هفته پس از فارغ‏التحصیلی، رز با آرامش در خواب فوت کرد. بیش از دو هزار دانشجو در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند، درحالی‏که قبلاً کمتر کسی او را می‏شناخت. همه به احترام خانمی شگفت‌انگیز که با عمل متهورانة خود برای دیگران، سرمشقی شد که همه بدانند: هیچ‏گاه برای تحقق خواسته‏ها و همة آن چیزهایی که دوست دارید، دیر نیست.

بدانیم که هیچ کاری در ذات، نه کوچک است و نه بزرگ. کوچکی و بزرگی امور به چگونگی نگاه و توانایی‏های ما در به سرانجام رساندن آن‏ها بستگی دارد.

وقتی‏که توانایی‏های خود را با تمرین و موفقیت در کارهای کوچک، افزایش دهیم، متوجه خواهیم شد، کارهایی که درگذشته فکر می‏کردیم، سخت و طاقت فرسا هستند، اکنون بسیار ساده و امکان‏پذیر خواهند بود. تجربه انسان‏ها، ملّت‏ها و کشورهای موفق مدلّل چنین موضوعی است.

نکته مهم، خواستن و داشتن اعتماد به نفس برای دست‏یازی به خواسته‏هایمان است که مطمئناً به آن‏ها خواهیم رسید، حتی اگر موانع بسیاری پیش روی ما باشد، اما اگر هم در کوتاه‏مدت به خواسته‏هایمان نرسیم، حداقل خودمان را باور کنیم و "خودمان" باشیم.

یعنی هرگز سعی نکنیم حسرت موفقیت دیگران را بخوریم یا نسخة بدلی از رفتار دیگران باشیم که اگر این‏چنین رفتار کنیم، به بزرگترین موفقیت زندگیمان نایل شده‏ایم. به تعبیر بسیار زیبا و دلنشین "لئونارد نیموی": "شاید چالاک‌ترین انسان نباشم، شاید بالابلندترین یا نیرومندترین نباشم، شاید بهترین و زیرک‏ترین نباشم، اما قادرم کاری را بهتر از دیگران انجام دهم و این کار، هنر خودبودن است."

باید دانست که تنها انسان‏های موفق می‏توانند کشورهایی موفق بنا کنند و بنابراین کشورهای پیشرفته از انسان‏هایی برخوردارند که خود را با تغییرات پیرامونی وفق داده و پروازهای بلند خود را با اعتماد به نفس انجام داده،‌ آن‏ را نیز به فرزندان و نسل‏های آینده تعلیم می‏دهند.

راز بهتر زیستن در همراهی با تغییرات جهان پیرامونی است. در پناه همین تغییرات، دنیایی بسازیم سرشار از راستی، سرور و محبت و سپس در پناه آن، به بالاترین درجه از آرامش دست پیدا کنیم.

کسانی‏که این‏گونه زندگی می‏کنند، نگاهی ژرف نسبت به جهان داشته و با عظمت در نگاهی که نسبت به دنیای پیرامونی دارند، خواهان تغییر آن هستند. به گفتة "آندره ژید": "بکوش تا عظمت در نگاهت باشد نه در آن‏چه می‏نگری." به‏تعبیری دیگر، هیچ کاری را نباید کوچک و کم‏ عظمت فرض کرد. مهم آنست که نگاه‏مان به کاری که می‏خواهیم انجام دهیم،‌ چگونه شکل گرفته است.

اگر عظمت در نگاه‏مان نسبت به همه چیز متجلی باشد، همة کارها بزرگ جلوه می‏کنند و بنابراین، بهترین دست‏آورد را از آن برداشت خواهیم کرد،‌ در غیر این‏صورت حتی مهم‏ترین امور نزدمان حقیر و بی‏اهمیت جلوه‏گر خواهد شد و رغبتی برای انجام درست آن، از خود نشان نخواهیم داد.

بنابراین بر دومین راز آگاهی داشته باشیم که: پروازهای بلند کرده، اما بلندپرواز نباشیم. پرواز خود را از کارهای کوچک آغاز کنیم و هیچ کار کوچکی را کم اهمیت به حساب نیاوریم. اگر بر این راز باور پیدا کنیم، موفقیت همراه با آرامش به سراغمان خواهد آمد و بنابراین، مدیر موفقی در خانه و محل کار خویش خواهیم بود.

آیا این راز پیچیده‏ای است؟ هرگز. همه می‏توانند از کارها و رؤیاهای کوچک خود شروع کنند و با توکل و ایمان و پشتکار و اعتماد به نفس آن‏را به سرانجام برسانند و سپس، منتظر و آمادة پرواز بعدی برای انجام کاری بزرگتر باشند. کسانی‏که پروازهای بلند برای تحقق خواسته‏های خود می‏کنند، همان «مدیران موفقی» هستند که می‏خواهند پروازکردن را به همه بیاموزند. آن‏ها وقتی می‏بینند دیگران نیز قادر به پرواز هستند، شاد شده و درواقع، آرامش و نشاط خود را در پرواز موفقیت‏آمیز دیگران جستجو می‏کنند. بنابراین، این افراد برای پرواز، هرگز متوسل به هر وسیله‏ای نشده و هنگام اوج گرفتن،‌ ضمن تأکید بر اصول اخلاقی،‌ قانونی را زیر پا نمی‏گذارند.

پس، باور داشته باشیم که با تلاش، پشتکار، اعتماد به نفس، صبر، توکل و تکیه بر "اصول متعالی"، می‏توان به رفیع‏ترین قله‏ها صعود کرد، در آسمان‏های دوردست پرواز نمود و دست نیافتنی‏ها را به دست آورد. در این پرواز شورانگیز،‌ دیگران را با خود همراه کرده و طعم شیرین پرواز و اوج گرفتن را نیز به آن‏ها بیاموزیم تا به آرامش ابدی دست پیدا کنیم.

انسان‏های موفق کسانی‏اند که با امید به فردایی روشن‏تر و بهتر و با تلاشی خستگی‏ناپذیر به دنبال اصلاح خود و کشورشان هستند. مسلماً اگر همه ما با چنین نگرشی نسبت به پدیده‏های پیرامون نظر اندازیم، به‏طور قطع موفق و سربلند از آزمون‏های سخت پرواز زندگی بیرون خواهیم آمد. ازهمه مهمتر،‌ انسان‏های موفق هیچ‏گاه از "اصول متعالی" عقب‏نشینی نکرده و برای رسیدن به هدف از هر وسیله‏ای بهره نمی‏جویند. به‏عبارت دیگر، برای انسان‏های موفق، هدف هرگز وسیله را توجیه نمی‏کند.

 

 


 
comment نظرات ()