راز

راه‏های بهبود کیفیت زندگی:1- اصل خواستن
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۳
 

 

«راز چهارم»: اگر بر هر چیز تمرکز کنیم، سرانجام به آن خواهیم رسید. اگر بر فقر و جهل و مشکلات تمرکز کنیم، همان را دریافت خواهیم کرد و اگر بر ثروت و علم و پیشرفت، متمرکز شویم، بیش از آن، قسمت‏مان خواهد شد.

 

در جایی گفته‏ام که آن‏چه در زندگی اهمیت دارد، کیفیت زندگی است و نه کمیت آن. راه‏های مختلفی برای افزایش کیفیت زندگی وجود دارد که یکی از آن‏ها توجه به اصل خواستن است.

همه افراد از خرد و کلان می‏خواهند بدانند که اصول موفقیت کدامند و چگونه می‏توان در زندگی «برنده» بود؟ چگونه می‏توان هم موفقیت کسب کرد و هم از آن خوشحال و مسرور بود؟ چرا بعضی انسان‏ها موفق‏تر از بقیه‏اند؟

به نظر من از اصول موفقیت و برنده شدن در زندگی، «خواستن» است و برای آن باید «تلاش»، «پشتکار»، «صبر» و «توکل» داشت.

توکل و صبر از عناصر اصلی‏اند. برای رسیدن به مقصود، باید تلاش و پشتکار فراوان همراه با رغبت و تمنای رسیدن به خواسته را داشت؛ در غیر این‏صورت از آن‏چه به‏دست می‏آوریم راضی و خوشحال نخواهیم بود.

در فرآیند تلاش و پشتکار نیز باید توکل و صبر را پیشه کرد تا نتیجه‏ای که حاصل می‏کنیم پایدار و به مصلحت باشد. باید دانست که لازمة توکل، صبر است و اگر صبر نباشد، توکل حاصل نمی‏شود.

در کوران سخت تلاش، ممکن است با بلا و معصیت روبه‏رو شویم که باید بر آن‏دو، صبر پیشه کرد تا راه منقطع نشده، هدف، آلوده به زشتی و دنائت نشود.

صبر، معصیت را زائل می‏سازد و بلا را از مسیر دور می‏کند، اگر همراه با توکل باشد.

پس اگر توکل نباشد، یقین آلوده به شک شده و ایمان سست شود و تلاش و پشتکار بی اخلاص باشد.

شک در مسیر، رهرو را به مقصود نرساند و تلاشگر بدون ایمان، چراغ راه ندارد و همچون کوری است در برهوت و هرگز به مقصود و مراد نرسد و تلاش بی‏اخلاص، ناپاک است و آلوده به نفس. پس تنها در سایه صبر و توکل است که نتیجه به مصلحت ما شده، پایدار خواهد بود.

یک نکتة مهم: برای رسیدن به مقصود، نباید «پافشاری» کرد. اجازه دهیم که «ارادة جهانی»، تلاش و پشتکار ما را به سرانجام برساند. ارادة جهانی، پشتوانة صبر و توکل در راه بوده و آن، نیرویی است که «تعادل» را در کائنات برقرار می‏سازد.

یعنی، باید خواستة ما در راستای خواستة اراده جهانی باشد تا کمک به تکاملِ مسیر کائنات کرده، تعادل را در راه ایجاد کند.

خوشحال باشیم از این‏که خواسته‏ای داریم و برای آن تلاش می‏کنیم. خیلی‏ها ممکن است که همین خواسته را هم نداشته باشند. پس ما چون خواسته‏ای داریم و برای رسیدن به آن، تلاش و پشتکار از خود نشان داده، عناصر اصلی موفقیت را صبر و توکل می‏دانیم و به‏راستی آن‏دو را موتور تلاش و پشتکار قرار داده‏ایم، برنده هستیم.

حال اگر تلاش ما به ثمر نشست، ما به ایجاد «تعادل» و «تکامل» حرکت هستی کمک کرده‏ایم و اگر خواستة ما برآورده نشد، باید خوشحال و مسرور باشیم که به «عدم تعادل» در جهان هستی دامن نزده‏ایم. بنابراین، در هر دو صورت برنده و موفق هستیم.

نکتة ظریف دیگری که بسیاری از اندیشمندان بر آن تأکید دارند،‌ این‏ست که چیزهایی را بخواهیم که واقعاً دوست داریم و از خواستن و داشتن آن‏ها لذت برده، به آرامش می‏رسیم.

راز اینست: باور کنیم که کمیت و مقدار زندگی و طول عمر آن مهم نیست، بلکه تلاش در بهبود کیفیت زندگی است که انسان را به سوی کامل شدن هدایت می‏کند.

کسانی‏که بتوانند حتی یک‏روز با آرامش زندگی کرده و برای چیزهایی که می‏خواهند تلاش کنند، زندگی پربار و بانشاطی خواهند داشت.

یاد بگیریم، در مسیر زندگی "هر چیزی" را نخواهیم که لیاقت خواستن ما را نداشته باشند؛‌ چراکه باید بدانیم انسان تشکیل شده از چیزهایی است که می‏خواهد داشته باشد.

"جرج برنارد شاو" حرف جالبی دارد؛ او می‏گوید: "مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید به‏دست‌آورید، وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که به‏دست آورده‌اید دوست داشته ‌باشید."

در فرایند خواستن، باید به آن چیزی که می‏خواهیم، تمرکز کرده، سپس ساده‏ترین راه‏حل را برای رسیدن به خواسته‏امان پیدا کنیم. مطمئن هستم،‌ اکثر شما این داستان را شنیده‏اید:

هنگامی ‌که "ناسا" خواست فضانوردان را به فضا بفرستد، با مشکل کوچکی روبرو شد. آن‏ها متوجه شدند که خودکارهای معمولی در فضای بدون ‌جاذبه کار نمی‌کنند، چراکه جوهر خودکار به سمت پایین حرکت نکرده و بر سطح کاغذ نمی‌ریزد!

مدیران ارشد "ناسا" از "شرکت مشاورین اندرسون" برای حل مشکل مدد جسته و بنابراین، تحقیقات بیش‌از یک دهه طول‌کشید و با صرف هزینه‏ای بالغ بر 12میلیون دلار، سرانجام خودکاری طراحی‌ شد که در محیط بدون جاذبه هم می‌نوشت، زیر آب کار می‌کرد، روی هر سطحی حتی سطح کریستال خط می‏انداخت و در دمای زیر صفر تا 300 درجه‌ سانتیگراد کار می‌کرد.

اما روس‌ها راه‌حل ساده‌تری پیدا کردند: آن‏ها از مداد استفاده کردند!

البته این داستان قصد ندارد که بگوید،‌ نوع‏آوری و ابداع را باید کنار گذاشت و همیشه از راه‏های دم‏دستی استفاده کرد. هرگز! چراکه پیدایی بسیاری از کالاهای جدید به‏دلیل مشکلاتی بوده که انسان، طی زمان با آن‏ها مواجه شده و برای حل آن‏ها، با توسل به توسعه و تحقیقات، به فن‏آوری جدید دست پیدا کرده است. آن‏چه اما این داستان قصد دارد بازگو کند، این‏ست که، ما تنها می‏خواهیم به خواستة‌ خود برسیم و یافتن فن‏آوری جدید در دستور کارمان نیست که البته اگر به‏طور تصادفی، به آن‏هم دست پیدا کنیم، بسیار خوب است. اما بدانیم که هرگز نباید بر مشکلات تمرکز کرده و در همان نقطة اول باقی بمانیم.

همة افراد باید بدانند که، برای ما از همه چیز مهم‏تر،‌ رسیدن به خواسته‏امان است و قبول کنیم که در فرایند روبه‏رو شدن با مشکلات، به‏جای دست کشیدن از راهی که انتخاب کرده‏ایم، تنها بر "خواستة" خود تمرکز کرده و آن‏گاه خواهیم دید که راه‏های بسیاری به‏سویمان باز خواهند شد تا ما را به سر منزل مقصود برسانند.

بر مشکلات تمرکز نکنیم و تنها بر خواستة خود متمرکز باشیم. تمرکز بر مشکلات، ما را از خواسته‏امان دور می‏کند،‌ مشکلات را بررسی کرده و با تمرکز بر خواستة‌ خود،‌ بهترین و مناسب‏ترین راه‏حل که ما را فوراً به خواسته‏امان برساند، پیدا کنیم.

"راز" اینست: اگر بر هر چیز تمرکز کنیم، سرانجام به آن خواهیم رسید. اگر بر فقر و جهل تمرکز کنیم، همان را دریافت خواهیم کرد و اگر بر علم و ثروت و دانایی، متمرکز شویم، بیش از آن، قسمت‏مان خواهد شد.

یعنی، اگر تنها بر مشکلات تمرکز کنیم، چیزی جز مشکلات بیشتر نصیبمان نخواهد شد و اگر برعکس، بر خواسته‏امان تمرکز کنیم، ارادة‌ برتر، بهترین‏ها را برایمان تدارک خواهد دید. اما چگونه بخواهیم؟ آیا همه قادر به خواستن هستند؟

 

 


 
comment نظرات ()