راز

ديدن يار
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢۱
 

پیام شماره ۲۴۵

 

یاران همراه!

 

به‏جز ماه ذیحجه که اختصاص به مناسک حج دارد، ماه‏های نورانی و پرفضیلت رجب، شعبان و رمضان را شیفتگان حرم امن الهی برای "عمرة مفرده" انتخاب می‏کنند که سرشار از فضیلت‏های بیشماری است. در این یادداشت کوتاه، گوشه‏ای از برداشت‏های خود را به‏طور اجمال از سفر به سرزمین نور برای مشتاقان تحریر می‏کنم و امیدوارم که پس از قرائت آن، انشاءالله توفیق چنین حرکتی برای تمامی عاشقان فراهم شود.  

 

۱- مسجدالنبی(ص): میقات بسیاری از کسانی‏که قصد تشرف به مکه را دارند، "مسجد شجره" است، اما میقات "عاشقان حریم یار" از همان جائی شروع می‏شود که پای در صحن مسجدالنبی می‏گذارند و دل را روانة خانة کوچک و محزون فاطمه می‏کنند و پشت درب خانه‏اش که رسول‏الله هر روز آن‏را باز می‏کرد و با لبخند به ام‏ابیها (س) می‏فرمود: "السلام علیک یا اهل‏البیت‏النبوة"؛ بر دل، لباس احرام می‏پوشانند، پیرامون "گنبد خضراء" "طواف یار" کرده و همان‏جا دو رکعت "نماز عشق" اقامه می‏کنند. آن‏جا شروع آفرینش دنیاست که نهایتش در بیت‏الله‏الحرام است که مرکز ثقل زمین است، اگر دل بتواند عرفان کند، به امواج مسجدالنبی متصل شود و خود را از تمامی تمنیات دنیا رها سازد. پرواز ملائک و ائمة معصومین که همراه با حضور جسمانی بقیة‏الله‏الاعظم (عج) همواره به زیارت و طواف ضریح مطهر رسول‏الله و شاید دخت گرامیش مشغولند، آن‏چنان مسجدالنبی را عطرآگین و نورانی کرده است که جز نور معرفت و عشق، چیزی پیدا نیست و تمامی کسانی‏که در جای‏جای آن نماز می‏گذارند، به‏راستی پیشانی بر قدوم مبارکی گذاشته‏اند که جانشان را صفا می‏بخشد و از این‏طریق، تجلی معرفت و عرفان تا عمق روحشان نفوذ می‏کند، اگر دل در گرو یار گذارند و به انوار مسجد‏النبی وصل شوند. مسجدالنبی مکان ملاقات و عشقبازی با معشوق است که اهل دل در همان ابتدای ورود، حضور یار را در اعماق وجودش حس کرده و در تمنیات و تجلیاتش غرق می‏شود و از درب بهشت که مابین منبر و محراب رسول‏الله است، پا به سرزمین آرامش و نور می‏گذارد. سعادت حضور در روضة رضوان را نمی‏توان با هیچ چیز عوض کرد و به‏راستی اگر می‏توانستی تمامی لحظات عمرت را در مسجدالنبی بگذرانی، هرگز حتی برای یک لحظه احساس خستگی و دلتنگی و بیهودگی نمی‏کردی. قداست، عظمت، زیبائی، لطافت و شکوه مسجدالنبی قابل وصف نیست و به‏حقیقت شایسته است که بزرگترین معابد، پرستشگاه‏ها و کلیساهای دنیا سر تعظیم در مقابل آن فرود آورند.

۲- بقیع: تمامیت مظلومیت و تنهائی عالم، یک‏جا در بقیع جمع شده است. وقتی پا بر دل پراز درد بقیع می‏گذاری، قلبت جریحه‏دار می‏شود زمانی‏که می‏بینی انوار آسمانی چگونه در غربت، تن به خاک سپرده‏اند و سلفیون نافرمان حریم مطهرشان را به زنجیر کشیده‏اند و با سبعیت، عاشقان سینه‏چاک را دور می‏کنند. بقیع درد دل مظلومان تاریخ است و آه و فریاد دل‏شکستگانی که با بغض و اشک در سینه‏های خسته و نالان خود، غلیان می‏کنند تا روزی انتقام از دشمن غدار بگیرند و سنت الهی را احیا کنند. بقیع گنجینة دانش، معرفت، شجاعت، شهامت، ایثار، شور و عشق ابدی است که آغاز و پایانی ندارد، با "چهار امام" معصوم شروع می‏شود و زمانی‏که ملاقات با "ام‏البنین" را به پایان می‏رسانی، دوباره می‏خواهی از همان نقطة ملاقات با امامان معصوم، طواف عشق را دوباره و چندباره آغاز کنی و اگر زمانت به پایان نرسد، هرگز ترک بقیع را در سر نداری که می‏خواهی برای تمامی عمر، در کنار اولاد و یاران و اصحاب رسول‏الله بمانی و از کامشان واژه‏های معرفت و عشق و عبودیت و انسانیت را بچشی. بقیع مدرسه دلداگی است و تمامی کسانی‏که با حضور دل در کلاس‏های اساتید بقیع حاضر می‏شوند، رمز و راز شیدائی را فرا می‏گیرند. مجرب‏ترین اساتید علوم مختلف دانشگاه‏های معتبر جهان، در بقیع شاگردان ساده‏ای هستند که باید دوزانو در محضر اساتید خفته در بقیع بنشینند و دوباره علم‏آموزی کنند تا شاید جرعه‏ای از اسرار، بر کام خشک و تشنه‏اشان بنشیند و روانشان را سیراب کند. هر کدام از اسطوره‏های خفته در بقیع، به‏تنهائی یک عالمند و گنجینه‏ای از معارف؛ اگر می‏خواهی درس رشادت و شجاعت بیاموزی، به دیدار عباس عموی پیامبر برو که پائین دست چهار امام آرامیده است، اگر می‏خواهی درس مبارزه و جهاد بیاموزی به مکتب شهدای احد بشتاب که همگی بی‏نام و نشان منتظر ورود مجاهدان فی‏سبیل‏الله‏اند، اگر می‏خواهی درس دلداگی و عشق بیاموزی، در محضر ام‏البنین حاضر شو، اگر می‏خواهی درس صبر بر از دست دادن پدر بیاموزی، به دیدار ابراهیم فرزند رسول‏الله برو که روحت را صیقل می‏دهد، و اما از دانشگاه عظیمی که بنا کرده‏اند چهار امام معصوم: امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام محمد باقر و امام جعفر صادق همراه با فرزندش اسماعیل که چند زرع آن‏سوی‏تر یعنی روبه‏روی شهدای احد آرامیده است، چه بگویم که سخن در مورد هر یک نیاز به نگارش مجلدات فراوانی است. همه چیز و همه کس در بقیع جمع شده‏اند و همه بالخصوص مادران خفته در بقیع: ام‏البنین (مادر گرامی حضرت ابوالفضل)، فاطمه بنت اسد (مادر گرامی حضرت علی)، حلیمة سعدیه (دایة گرامی رسول‏الله) و.... به دنبال تنها مادر گمشده‏ای هستند که اگر در خانة کوچک خود در مسجدالنبی نباشد، کنار فرزند دلبندش امام حسن مجتبی (ع) آرامیده است که علاقة فراوانی به او داشت. او گل یاس بقیع است و خاک بقیع و فضای مدینه را با رایحة دلنشین خود عطرآگین کرده است. به‏راستی هرچه از بقیع بگویم، کم است که این قلم شکسته چگونه توان پرداختن به این‏همه عظمت را دارد؟

۳- مسجدالحرام: نگین تابناک عالم خلقت است. جلوة عبودیت و عشق است. تمامیت آرمان است. حرم امن تمامی مخلوقات در کائنات است. مأوای خانة خداست که تمامی کائنات با نیت و پوشیدن لباس احرام، در عالم هستی عاشقانه گرداگردش می‏گردند و می‏گردند و می‏گردند و می‏گردند و می‏گردند و می‏گردند و می‏گردند تا به مبدأ هستی و سرچشمة معرفت و قلب عشق متصل شوند. هر شوط پیرامون کعبه، نشاندهندة درک عالمی یگانه‏است برای اهل معرفت که همه را دوشادوش، به‏هم متصل و با نظمی مثال‏زدنی به جلو هدایت می‏کند. فقط باید حرکت به جلو داشت که کوچکترین غفلت، دور طواف را باطل می‏کند، تو گوئی جلوه‏ای از نظم مترتب بر جهان هستی است که عالم بر آن استوار است. پس از نماز طواف پشت مقام ابراهیم، نگاه به کعبه، قلب را صیقل می‏دهد، دیدگان را پرنور می‏کند و به تن آرامش می‏بخشد که سال‏ها رنج و عذاب دنیا را متحمل شده و در ذهن و اندیشة خود بنای عظیمی از جهل و غفلت را ساخته است. با کعبه می‏توان از تمنیات دنیا جدا و توسط انوار نورانی که پیرامون کعبه به طواف مشغولند و شعاعشان تا ماوراء امتداد می‏یابند، آمادگی "سعی" را پیدا کرد و وصل به انوار و جلوه‏های الهی شد. "سعی"، حرکت جسم و روح میان دو ارتفاع است که اولی "صفا" و دومی "مروه" نام گرفته‏اند، اما این دو ارتفاع همان دو حدی هستند که ما را در زندگی دنیا محصور کرده‏اند و تنها حرکت مستقیم، روبه‏جلو و بدون لغزش میان ایندوست که می‏تواند ما را به سر منزل مقصود هدایت کند و دوباره پس از سعی و تقصیر، باید طواف کعبه کرد و نماز به‏پا داشت و این حرکت نمادین، طی طریق نخستین منزل عبودیت است. مسجدالحرام مکان جداشدن از نفسانیات و اتصال به خالق هستی است اگر راه دل بسته نشده باشد و ضمیر دل آمادگی حضور را پیدا کند که در این‏صورت می‏توان همراه با فرشتگان و اولیای خدا، طواف راستین را آغاز کرد که مقدمه‏ای است بر توبة نصوح بندة گنهکار ِ سرگشتة نالانِ پشیمان که به‏راستی می‏خواهد خود را از آلودگی‏ها و زشتی‏ها پاک کند، چگونه بهتر زیستن را بیاموزد و درنهایت، با نفسی مطمئن آمادة دیدار معشوق و معبود خود شود.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.

 


 
comment نظرات ()