راز

جادة‌ عشق، طراوت، پاکیزگی و شادی (5)
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۳
 

 

حسین(ع) در میدان مبارزه، عشق را برای همة ما و برای همیشه، معنی و تفسیر کرد. در هر دو صورت، انتخاب با ماست. نتیجة مبارزه در هر دو میدان هم، در تمامی عمرِِ دنیا و باقی، با ما همراه خواهد بود.آیا ما نیز بهترین نوع مبارزة خود را انتخاب کرده‏ایم؟

به‏راستی چه نکات پیدا و پنهانی در حرکت باشکوه سالار شهیدان نهفته که انسان‏های عاشق و شیفته را جذب چنین مبارزة با شکوهی می‏کند؟

اگر با فلسفة قیام امام حسین(ع) آشنا شویم، درس‏های زیادی را از آن می‏توانیم بیاموزیم. درس‏هایی که همیشه همراهمان خواهد بود و حافظ و نگهبانی صدیق برای‏مان‏که به خطا و زشتی آلوده نشده، همواره به استقبال پاکی‏ها و زیبایی‏ها رفته و چگونه بهتر دیدن و بهتر بودن و بهتر زیستن را تجربه کنیم.

حرکت پرشور کربلا، در وهلة نخست به ما چگونه ((دیدن)) را آموزش می‏دهد.

امام حسین قبل از آن‏که یاران و خویشان خود را روانة ((میدانِ تکامل)) کند، ((فنِ دیدن)) را به آن‏ها آموزش داد تا بتوانند میان حق و باطل، یکی را "انتخاب" کنند. از یک‏طرف زیبائی یار و راز خلقت و از همه مهم‏تر، احساس پایدار عشق و محبت به انسان‏ها را درک و فهم کرده تا اگر از میدان مبارزه،‌ پیروز بیرون آمدند، به موفقیت، آرامش، کامیابی، امید و سلامتی دست پیدا کنند و از طرفی دیگر، ((حقیقتِ مبارزه‏ای)) که اختیار کرده‏اند، با چشمِ دل ببینند.

ما نیز ((فنِ دیدن)) را آموخته‏ایم؟

تا کنون به صورت یاران و اطرافیان خود با دقت نگریسته‏ایم؟

دوستان خود را همیشه یک‏جور ((می‏بینیم))؟

واقعاً تاکنون، زیبائی، عشق، محبت، ایثار و از خودگذشتگی، لطافت و پاکی، معصومیت، یکی بودن و همبستگی تکامل یافته‏ای را که در چهرة همة انسان‏هاست، و ((حسین)) با مبارزة خود می‏خواست همة آن‏ها را به ما نشان دهد، ((دیده‏ایم))؟ همین نگرش را به جهان پیرامون خود داشته‏ایم؟

واقعاً آن چیزی را که با چشمان خود می‏بینیم، قبول داریم؟ یا این‏که معتقدیم بسیاری از واقعیت‏ها را نمی‏توان با ((چشمِ صورت)) دید و باید ((بصیرت)) داشته،‌ از چشم دل برخوردار بود؟

امام حسین (ع) چشمِ صورت را با بصیرتِ دل درهم می‏آمیزد و رفتارِ تمامی یاران خود را در طول تاریخ بشریت، نظاره‏گر است. ما نیز باید بدانیم تا زمانی‏که خود را در جسم فیزیکی محبوس کرده‏ایم، امکان ((دیدن)) برایمان مهیا نخواهد شد و مشکلات زندگی آزارمان خواهد داد. بیرون رفتن از جسم فیزیکی، ما را به ((دنیای دیدن)) رهنمون می‏کند.

یاد بگیریم تمامی چیزهای غیرضروری را از زندگی خود حذف کرده تا قادر به ((دیدن)) شویم. شخصی که بتواند ((ببیند))، به مسائل مادی بی‏علاقه شده، به‏دنبال کشفِ شهود و عالم عشق روانه می‏شود. همان‏طور که مولای ما این‏گونه رفتار و فلسفة ((شهادت)) را چنین تفسیر کرد.

او خود را از ((دنیا)) آزاد کرد تا طریقة ((دیدنِ)) بندگی و آزادگی را به انسان‏ها بیاموزد. حسین (ع) به ما آموخت که در مقابل مشکلات زندگی نباید سرتعظیم فرود آوریم، بلکه با قبول مسؤولیت، به‏روشنی آن‏ها را ((ببینیم)) تا این‏که قادر شویم، مفهوم ((مبارزه)) را همیشه الگوی خود در زندگی قرار دهیم.

شاید مشکل از این جا شروع می‏شود که ما تمامی چیزهائی را که در زندگیمان اتفاق می‏افتند، حقیقی پنداشته و به محض برخورد با رویدادی ناگوار، دچار اضطراب، دلهره و تشویش، غم و اندوه و عصبانیت و دلسردی می‏شویم. در حالی‏که اگر به ((غیر حقیقی بودن)) و ((بی‏اهمیت بودن)) آن‏ها واقف شویم، دیگر با زندگی در ستیز نخواهیم بود و از امروز و ثانیه‏هائی که در آن به سر می‏بریم، به شدت لذت خواهیم برد و ((مبارزة)) خود را برای دوست داشتن، محبت و خدمت به انسان‏ها، ملاقات با شعور لایتناهی و درنهایت، ((انسانی بهتربودن)) انجام می‏دهیم.

حسین (ع) به ما می‏آموزد که باید بتوانیم با تمامِ جسم و تمامِ هستی خود، ((دیدن)) را تجربه کنیم، آنگاه با دنیای ناشناخته‏ای آشنا خواهیم شد که در آن به ((هوشیاری)) خواهیم رسید و تمامی اندوه و تشویش و منیت‏هایمان به یکباره از میان خواهند رفت و با ملاقات با شعور لایتناهی، عشق و محبت و ایثار، سراسر وجودمان را لبریز خواهد کرد.

ملاقات با شعور لایتناهی و خرد برتر، ما را به افق‏های شگرف و تازه‏ای وارد می‏کند که برایمان صلح و آرامش درونی به ارمغان خواهد آورد. در این حالت تمامی مرزهای پوچی که طی سالیان، میان خود و دیگران کشیده‏ایم، از میان خواهند رفت و نه تنها به همة انسان‏ها، بلکه به همة کائنات متصل خواهیم شد.

امام حسین (ع) به ما آموخت که با ((دیدن)) می‏توانیم ((هویت)) خود را تغییر دهیم و با هویتِ جدید، دیگر خود را برتر از انسان‏های دیگر نخواهیم دید و در میدان مبارزه، سعی در تحمیل عقاید و سلیقه‏های خود به دیگران نخواهیم داشت.

او به ما نشان داد که از طریق ((فنِ دیدن))، همة انسان‏ها را در یک مسیر خواهیم دید و جهت حرکت همة آن‏ها را به ((مبدأ هستی)) به وضوح مشاهده می‏کنیم.

((امام)) با فلسفة شهادت، ((فنِ دیدن)) را تفسیر کرد و به ما یاد داد که به بخش والاتر وجود خود، آگاهی یابیم تا بدین‏وسیله احساسات غیرضرور و تعلقات دنیوی را در خود از بین ببریم تا قدرت بیشتری برای ((مبارزه)) و رویاروئی با شعور لایتناهی پیدا کرده و سرانجام به موفقیتی دلچسب که از آرامشی ابدی برخوردار است، دست پیدا کنیم.

سالار عاشقان به‏راستی به ما آموخت که با آموختن فنِ دیدن، همة وجودمان ((عشقِ)) یکپارچه خواهد شد و‌ به ملاقات و دیدار یار خواهد رفت.

سالار عاشقان راز دیدن یار را در مکتب عشق و دلدادگی آموزش می‏دهد،‌ کاری که بسیاری از عرفا،‌ فلاسفه و رهبران بزرگ دینی به‏سختی از عهدة انجام آن برآمده و در مسیر طریقت و شریعت، با دشواری‏های زیادی دست و پنجه نرم کرده‏اند. اما حسین(ع) به سادگی، آن‏چنان مسیر روشنی از ملاقات و دیدار با معبود را ترسیم کرد که پیر و جوان قادر به فهم آن بوده و با موفقیت می‏توانند در مسیر دلدادگی و عاشقی قدم بردارند.

 

 


 
comment نظرات ()