راز

واله
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۳
 

 

اضطراب را در چهرة انسانی دیدن و بر آن نشوریدن،‌ به معنای دوری جستن از خانة یار است و گرفتار شدن در برهوت زندگی که ثمری بجز تشنگی و هجران ابدی دربر نخواهد داشت.

کسی‏که در فکر انسان‏های دیگر نباشد و خود را در غم و شادی آن‏ها شریک نداند،‌ هرگز طعم فقر و عشق را نخواهد چشید و اسیر برهوت کویر زندگی خواهد شد؛ اسارتی که تا ابد در دو دنیا همراه و همنشین او خواهد بود.

کسی‏که با فقر و عشق آشناست، نه زیر بار ظلم می‏رود و نه بر کسی ظلمی روا می‏دارد، چراکه می‏داند ظلم، مسیر ظلمت و تباهی است و در جاده‏ای که تاریک است، چگونه می‏توان راه پیدا کرد، به خانة یار رسید؟

کسی‏که محنت و گرسنگی و تشنگی انسان‏ها را می‏بیند اما قدمی برای رفع محرومیت و تنگدستگی همنوعان خود برنمی‏دارد، نه‏تنها با واژة فقر بیگانه است،‌ بلکه خود واله و محروم و بی‏نوایی است‏که نیاز به پالایش روح و روان دارد.

کسی‏که بر یتیم‏شدن کودکان و بیوه‏شدن زنان و معلول‏شدن یا کشته‏شدن مردان و زنان بیگناه نمی‏شورد و بی‏اعتناء از کنار این‏همه ناله و فغان می‏گذرد، آیا خود بیش از یک معلول ذهنی است؟

کسی‏که مست دنیا شده، جلوه‏های آن روانش را مسخر کرده و هر صبح تا شام، به‏دنبال دنیا دویده و تنها غم خویش می‏خورد؛ چگونه می‏تواند از جام یار سیراب شده، مزة مستی یار را چشیده و طعم شیرین خوردن غم دیگران را بفهمد؟

 

 


 
comment نظرات ()