راز

حدیث زندگی
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٩
 

 

آیا به‏راستی چگونه و چقدر زندگی کرده‏ای؟

کسی‏که بتواند زیباترین شعر زندگیش را عاشقانه در گوش آفتاب بخواند، می‏تواند حدیث زندگی را با احساسی سوزان‏تر از خورشید،‌ در دل دریایی یار بسراید.

کمتر کسی تمنا دارد که حدیث زندگیش با تکرار روبه‏رو باشد و حالت یکنواختی پیدا کند.

زندگی با شور و هیجان و پویایی و تلاش، لطف دارد و زنده است.

زندگی با آواز پرندگان و صدای خروشان رودهای دشت‏های سبز و تمامی مظاهر زیبایی خلقت که جملگی برگرفته از نور معشوق‏اند، به حرکت درمی‏آید و در کویر تنهایی آدمی به جریان می‏افتد تا او هیچ‏گاه احساس تنهایی و بی‏کسی نکند و همیشه یار را در کنار داشته باشد.

عاشق به‏خوبی می‏داند که در میان جمعیتی انبوه، اگر یار نباشد تنهاست؛‌ یار که در کنار باشد، عالم به کام خواهد بود.

حدیث زندگی عاشق، حدیث فقر و عشق است؛‌ او که تنها از یار می‏خواهد، برای یار می‏خواهد و غیر از آن نخواهد.

حدیث زندگی را باید با نوای عشق سرود،‌ بر گوش یار سرود، با زبان معشوق سرود و سرانجام، بر نفس خویش جاری کرد تا آن شویم که یار می‏خواهد.

عاشقِ فقیر،‌ حدیث زندگی خویش را از عالم ملکوت به گوش جان شنیده؛

و انوار وحدانیت بر کل عالم هستی را با چشم دل مشاهده کرده؛

و صفحات کتاب مسطور را بر دل نقش بسته؛

و تمنا دارد که اعمال و پندار و رفتارش را با سطرسطر لوح محفوظ منطبق کرده،‌ به چهرة یار درآید؛

و این‏همه ممکن نخواهد شد مگر آن‏که یار گوشة چشمی بر معشوق اندازد و لطف و کرمش را شامل حال او کند.

اگر لطف یار نباشد، کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.

 


 
comment نظرات ()