راز

قدرت ذهن
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧
 

 

اندیشمندان اعتقاد دارند که اگر بر هر چیزی تمرکز کنیم، پس از مدتی آن‏را بدست می‏آوریم، چرا که بسیاری از خواسته‏های ما، ‌امری ذهنی هستند و اگر خواستة خود را در ذهن پرورش دهیم،‌ دیری نخواهد پایید که به آن‏ها خواهیم رسید.

"کلمنت استون" می‏گوید: "هر چه ذهن انسان بتواند درک کند،‌ می‏تواند آن‏را انجام دهد."

اگر قادر به کنترل ذهن شویم، می‏توانیم به ناممکن‏ها دست پیدا کرده و حتی بر بیماری‏های جسمی و روحی غلبه کنیم. "مایکل برنارد بک‏ویث" معتقد است: "شما می‏توانید با قدرت ذهن، زندگیتان را عوض کرده و خود را شفا دهید."

"موریس گودمن"، نویسنده‏ای که از "قدرت ذهن" برای شفای خود بهره گرفته بود، معتقد است: "انسان تبدیل به چیزی می‏شود که به آن می‏اندیشد." یعنی همان نکته‏ای که سالیان پیش، اکثر اندیشمندان ایرانی-اسلامی به صورت‏های مختلف آن‏را تکرار کرده‏اند. مولانا می‏گوید:

"ای برادر تو همان اندیشه‏ای

مابقی تو استخوان و ریشه‏ای

گر گلست اندیشه‏ی تو، گلشنی

ور بود خاری، چو هیمه‏ی گلخنی"

"گودمن" در کتابش، داستان زندگی خود را این‏گونه شرح می‏‏دهد:

"از دهم مارس 1981 آغاز می‏کنم. روزی که هرگز فراموش نکرده، چراکه تمام زندگی من را عوض کرد. در آن روز با هواپیما سقوط کرده و کاملاً فلج در بیمارستان بستری شدم. از ناحیة نخاع آسیب فراوانی دیده و مهره‏های اول و دوم گردنم شکسته بودند. قادر به خوردن و آشامیدن نبودم. به سبب صدمة جدی به دیافراگم، قدرت نفس کشیدن نیز نداشتم. تنها می‏توانستم چشمانم را باز و بسته کرده،‌ پلک بزنم. پزشکان اعتقاد داشتند که مابقی عمر، از زندگی گیاهی برخوردار خواهم بود،‌ اما من هرگز این‏گونه فکر نمی‏کردم. در ذهنم، خودم را کاملاً طبیعی می‏دیدم که قادر به انجام هر عملی است.

 تمام مدتی که در بیمارستان بستری بودم،‌ بر روی ذهنم کار کردم،‌ چراکه معتقدم، وقتی ذهنتان را دارید،‌ همه چیز را می‏توانید دوباره شروع کنید. هرگز اجازه نمی‏دادم، امواج منفی ذهنم را تحت تأثیر قرار داده و مرا از از هدفم منصرف کنند. هدف من بیرون رفتن از بیمارستان، با پای خودم بود و سرانجام با قدرت ذهن، در عید کریسمس توانستم در حیرت و ناباوری همه، با پای خودم از بیمارستان خارج شوم."

"دکتر بن‏جانسون" اضافه می‏کند: "همه می‏توانند وارد قلمرو انرژی درمانی شوند. هر چیز در جهان هستی، دارای فرکانسی است و تنها کاری که هرکس می‏تواند انجام دهد، تغییر فرکانس یا ایجاد فرکانسی مخالف است. بنابراین، تغییر همه چیز در دنیا،‌ از بیماری جسمی گرفته تا مشکلات روانی و عاطفی یا هر امر دیگری، بسیار آسان است."

بسیاری از اندیشه‏ها و افکار در ذهن ما شکل می‏گیرند و همین افکار؛ شخصیت و منش و عادات ما را در زندگیمان تشکیل می‏دهند و همان‏طور که گفته شد،‌ شکل‏گیری جسم ما محصول اندیشة ماست.

"دکترجان هگلین" متخصص فیزیک کوانتوم اعتقاد دارد که: "جسم انسان، محصول اندیشة اوست. ما در علم پزشکی به این نتیجه رسیده‏ایم که تا چه اندازه اندیشه و عواطف هرکس، ساختار و کارکردهای بدن او را شکل می‏دهند."

باید به "قدرت ذهن" ایمان پیدا کرده و از آن برای دست یافتن به تمامی آرزوها و رؤیاهایمان استفاده کنیم.

قبلاً هم گفته‏ام که زندگی ما آیینة افکار و اندیشه‏های ماست، اندیشه‏هایی که همگی در ذهن شکل گرفته و سپس تبلور می‏یابند. بنابراین ما می‏توانیم نه‏تنها به خلق بسیاری از چیزها بپردازیم،‌ بلکه با قدرت ذهن، به تغییر آن‏چیزهایی اقدام کنیم که نمی‏پسندیم و دوست نداریم با آن‏ها زندگی کنیم.

راز این‏ست: زندگی ما حاصل، قدرت ذهن ماست.

با تغییر اندیشه‏ها و افکاری که در ذهن داریم، می‏توانیم زندگیمان را کاملاً تغییر داده و حتی بر دنیای بیرونی نیز تأثیر بگذاریم.

تصمیم بگیریم که می‏خواهیم چگونه زندگی کنیم، از چه شخصیتی برخوردار باشیم، محیط اطرافمان چگونه باشد، دارای کدامین موقعیت اجتماعی باشیم و تمام موضوعات دیگری که در جستجوی‏شان هستیم، در ذهن تجسم کرده و بر آن‏ها تسلط پیدا کنیم.

اما عجول نباشیم که همگی به یکباره تحقق پیدا کنند. باید صبر کنیم، بر اندیشه‏های ذهنی‏مان به‏طور مدام اصرار کرده و اجازه دهیم که در زمان مناسب، تک‏تک خواسته‏هایمان رنگ واقعیت پیدا کنند.

مطمئن باشیم که اگر از قدرت ذهنی برای رسیدن به خواسته‏هایمان استفاده کنیم، به‏طور حتم موفق خواهیم شد.

یک سؤال: آن‏چه از راه "قدرت ذهن" بدست می‏آوریم، برایمان موفقیت همراه با آرامش به ارمغان خواهد آورد؟

این‏که "قدرت ذهن" توانایی برآورده‏کردن تمامی خواسته‏هایمان را دارد، شکی در آن نیست؛ اما آیا هرچه بدست می‏آوریم، به صلاح و مصلحت ماست؟

به نظر من، یکی از رموز موفقیت همراه با آرامش؛ داشتن ذهنی سالم،‌ پاک و عاری از آلودگی و ناپاکی است.

برای آن‏که ذهن را از آلودگی‏ها پاک کنیم، باید "پیشگیری" را مقدم بر "درمان" به‏حساب آوریم. راه‏های پیشگیری از آلودگی بر حسب شرایط اجتماعی- فرهنگی، موقعیت جغرافیایی، تربیت خانوادگی و آموزشی و روحیه و گرایش‏های افراد متفاوت‏اند، اما یک‏سری نکات و روش‏های کلی وجود دارند که در ادامه، به‏طور مختصر به آن‏ها خواهم پرداخت:

1- چشم‏های ما گیرنده‏های بسیار قوی هستند. بیشتر چیزهایی را که می‏بینند، برای مدت‏های طولانی در ذهن ذخیره کرده، می‏توانند ذهن را به‏شدت متأثر کنند.

بنابراین در وهلة نخست باید مراقب چشم‏هایمان باشیم و آن‏ها را به دیدن زیبایی‏ها، خوبی‏ها و پاکی‏ها عادت دهیم تا بتوانند توسط آن‏چه می‏بینند، هاله‏ای از انرژی مثبت پیرامون خود و اطرافیان تشکیل دهند.

اگر ذهن توسط چشم آلوده شود، سرانجامی جز هلاکت نخواهد داشت و به تعبیر مولا علی (ع): "اگر چشم‏هایتان بر دیدن هوس‏ها، شهوات و ناپاکی‏ها عادت کرده و بر شما چیره شوند، شما را به هلاکت و نیستی خواهند انداخت." و به تعبیر زیبای مولانا:

"آدمی دید است باقی گوشت و خون

هرچه چشمش دیده آن چیز اوست."

ذهن که پاک شود، ظواهر و روزمرگی دنیا زایل شده و ارادة برتر در تمامی پندار، افعال و گفتار نمایان می‏شود. می‏گویند، "روزی شخصی در راهی به نماز ایستاده بود. مجنون بدون آن‏که متوجه شود از بین او و سجاده‏اش عبور کرد. مرد نمازش را قطع کرد و فریاد برآورد: هی! چرا میان من و خدایم فاصله انداختی! مجنون به خود آمد و گفت: من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم؛ تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی؟

چشم که به دیدن پاکی‏ها و زیبایی‏ها عادت کند، ذهن را پاک و زیبا کرده و موفقیتی همراه با آرامش به ارمغان خواهد آورد.

 

 


 
comment نظرات ()