راز

در سوگ قانا: نشستیم و به مهتاب و شب خونین نگه کردیم.
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٩
 

پیام شمارة ۲۳۷

یاران همراه!

خبر شهادت بیش از ۶۰ نفر از کودکان و زنان روستای "قانا" در جنوب لبنان، مشابه آنچه که ده سال پیش اتفاق افتاده بود، دل تمامی انسان‏های آزاداندیش را به درد آورد و اشک از دیدگان جاری ساخت. راستش دیشب که این خبر را شنیدم از خود بی‏خود شدم و ساعت‏ها مات و مبهوت به اطراف می‏نگریستم. کاری از من ساخته نبود و بجز این قلم شکستة ناتوان محزون که واژه‏ها را به‏درستی نمی‏شناسد و عاجز است از بیان ظلم و محنت و دردی که بر مردم لبنان، فلسطین، افغانستان و عراق می‏رود، سلاحی دیگر برای مقابله با دشمنان بشریت ندارم. لحظه‏ای احساس ‏کردم تمامی یارانم در کنارم هستند و گوئی همه با هم بلند می‏گریستیم. بر اسب خیال سوار شدم و خیلی زود، خود را به خرابه‏های "قانا" رساندم و در کنار مردم بی‏دفاع آن‏جا آرام گرفتم. باورمان نمی‏شد. راستی چگونه است، زنان و کودکانی ‏که مظلومانه و در سخت‏ترین شرایط زندگی و زیر رگبار موشک و خمپاره، شاخه‏های زیتون صلح و دوستی را به عالمیان هدیه می‏کنند، باید قربانی هدف‏های شوم صهیونیست‏های جنایتکار شوند؟ رعشه بر انداممان افتاده بود و خشم سراپای وجودمان را دربر داشت. فریادمان در گلو خفه شده بود و دستانمان از رمق افتاده بودند. احساس "خون" می‏کردیم. نشستیم و به مهتاب و شب خونین نگه کردیم. ستارگان سوسو می‏زدند، آسمان لباس سیاه بر تن کرده بود، پرندگان، های‏های می‏گریستند، باد از خشم نعره می‏زد و درختان می‏لرزیدند. لحظه‏ای احساس کردم یکی از یارانم با چشمانی گریان و صورتی همچون خورشید، در چشمانم خیره شده و می‏گوید: زمان موعود فرا رسیده است. وقت حرکت است. باید کاری کرد! چیزی نگفتم و فقط در دل با او همدردی کردم، یعنی همان کاری که امروز همة ما تکرار می‏کنیم، حتی از حوزه‏های فقه و اصول هم صدائی رسا که بتواند شرایط را به نفع مسلمانان تغییر دهد، به‏گوش نمی‏رسد؛ گوئی همه سر در گریبان خود فرو برده‏اند و درد و فریاد مسلمانان بی‏دفاع را نمی‏شنوند! خیانت و جنایت شرمگین صهیونیست‏ها به‏شدت آزارمان می‏داد. اینان که به همراه آمریکا و با حمایت برخی دولت‏های غربی و شیوخ منطقه و ملاهای جیره‏خوارشان، با موشک‏های لیزری و بمب‏های چند تنی به کشتار مسلمانان بی‏دفاع آمده‏اند و درنده‏خو به هر طرف هجوم می‏آورند و تو گوئی تمامی سازمان‏های بین‏المللی هم خفقان گرفته‏اند؛ به‏دنبال محو فرهنگ اسلام راستین و قلع و قمع مبارزان مسلمان هستند، اما زهی خیال باطل! آن‏ها نمی‏دانند که خون شهید، خون انقلاب است و هر شهید، تولد هزاران مجاهد دیگر را نوید می‏دهد. باری، در این افکار غوطه‏ور بودیم که نزدیک بود سپیدی سحر، از افق شرق چهره نمایان کند و شب، لباس سیاه خویش را بدرد و نور امید را به تن بی‏حس ما بدمد. پرندة سپید خونین منقار که از قسمت شمالی شرق به‏سوی خاور اوج می‏گرفت، امیدهایمان را قوت بخشید و قلبمان را آرامش داد و قدم‏هایمان را محکم‏تر و دستانمان را فشرده‏تر و اتحادمان را پیوسته‏تر کرد. وقت نماز صبحگاهی بود. وضو گرفتیم و در عالم خیالی شیرین و دلچسب، استوار و فشرده در کنار مبارزان لبنانی و فلسطینی و شانه به شانة هم، به نماز ایستادیم. چهره‏های شجاع و بی‏باک شهیدانمان از مقابلمان می‏گذشتند و صراط مستقیم را نشانمان می‏دادند. آری، اینان الگوی مجسم و عینی پیام سیدالشهداء و قیام کربلا هستند که در صحنة عمل و با خون خویش، شاهد تمامی اعصار شدند تا یکبار دیگر خون اسلام را در رگ‏های مسلمانان اقصی نقاط عالم به‏جریان اندازند تا شاید اندیشمندان و روشنفکران از خواب بیدار شوند، به خود آیند و چهرة شوم استکبار را که با تمامی توان به جنگ با اسلام آمده است، شناسائی کنند. آنان که در حضیض ذلت و خواری در کمین نشسته‏اند و با کمک نظم نوین بین‏الملل و رسانه‏های خبری درصددند تا دستان چرکین و آلودة خود را به خون فرزندان غیور اسلام آغشته کنند، غافل از آنند که زمانشان به‏سر رسیده است. آمریکا و اسرائیل و هم‏پیاله‏های آن‏ها باید بدانند که از پس هر شب تیره، فردایی روشن است و سیاهی به تن کسانی می‏ماند که با سرنوشت ملت‏ها بازی می‏کنند. ای سیه‏گونه‏گان! آیا می‏پندارید که سرخی روی مجاهدین لبنانی و فلسطینی را می‏توانید با خمپاره‏های سرد و بی‏روح خود کبود کنید؟ چه پندار باطل و بیهوده‏‏ای! ببینید که شهیدانمان چگونه با آغوش باز، به استقبال حجلة شهادت می‏روند. ما را از خون و شهادت باکی نیست که قوت ماست اگر رنج و ترس و وحشت و عذاب شماست. نماز که تمام شد، خورشید هم جلوه‏نمائی کرد. به خود گفتیم منت خدای را که خورشیدمان دمید تا زشتی و نکبت روی سیه‏کاران، عیان و چهرة پلیدی را که زیر نقاب دموکراسی و حقوق بشر نهان کرده‏اند، بر همگان آشکار شود. خورشید در این روز خونین، ۶۰ بار بیشتر، بدنمان را گرمی خواهد بخشید و توانمان را برای رویارویی با ابلیس مست و جغد شوم فزونی خواهد داد. منتظر باشید که در لحظات نزدیکی، انتقام خون شهیدان لبنانی و فلسطینی را با چنگ و دندان آتشین، از شما خواهیم گرفت. منتظر باشید!

همیشه سبز و آفتابی باشید!  

 

 

 

 


 
comment نظرات ()