راز

رمز موفقیت: خودت را بشناس
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢۱
 

 

امروز بسیاری از اندیشمندان قبول کرده‏اند که تعریف واحدی از موفقیت نمی‏توان ارایه داد و درواقع، به تعداد موفقیت‏هایی که انسان‏ها طی قرون و اعصار متمادی کسب کرده‏ و از روش‏های منحصر به‏فرد خود بهره جسته‏اند، تعریف وجود دارد. به‏عبارت دیگر، هر موفقیت دارای تعریف و معنای خاص همان موفقیت است؛ چراکه درهرصورت، موفقیت امری نسبی است، و ممکن است موفقیت برای یک‏نفر، نزد شخصی دیگر، از چنان اهمیتی برخوردار نباشد یا حتی بر اثر مرور زمان، اهمیت و ارزش آن کم‏رنگ شود. بنابراین، نمی‏توان تعریف یکسان و کلیشه‏ای از موفقیت ارایه داد؛ فقط آن‏چه اهمیت دارد، احساسی است که پس از کسب موفقیت به‏دست می‏آوریم و به نظر من متعالی‏ترین حس،‌ همان آرامشی است که نتیجة به‏دست‏آمده می‏تواند به‏همراه آورد. به همین سبب،‌ ضمن آن‏که باید در هدف خود قاطعیت داشته باشیم، اما در روش دستیابی به آن، "انعطاف" و "میانه‏روی" داشته، و از راه‏هایی وارد شویم که برایمان آرامش و اطمینان به‏همراه می‏آورد.

 

آری، حتی برای کسب موفقیت، از روش‏های انعطاف‏پذیری بهره گیریم که میانه‏روی در اعمال را نشانه گرفته باشند؛ چراکه به هر ترتیب شیوة مطلوب زندگی در اعتدال،‌ انعطاف و میانه‏روی در اعمال یا به‏تعبیر ارادة‌ برتر، "خیرالامور اوسطها"‌است. به گفتة‌ "کنفوسیوس": "میانه‏روی و اندازه نگاه داشتن، کمال طبیعت آدمی است." از طرفی دیگر، قاطعیت و پرهیز از شک و دودلی، از شرایط مهم موفقیت به‏حساب می‏آید. وقتی هدفی را انتخاب کردیم، هرگز تردید به‏خود راه نداده و با تمامی اراده و جدیت، به‏دنبال آن باشیم. به‏تعبیر "علی (ع)": "علم خود را به جهل، و یقین خویش را به شک، تبدیل نکنید؛ وقتی دانستید عمل کرده، و زمانی‏که یقین کردید، اقدام کنید"[1]

 

تجربه نشان داده، کسانی‏که در انجام کاری قاطعیت ندارند و بیش از اندازه محتاط هستند، به اندازة کافی برای رسیدن به هدف تلاش نمی‏کنند و سپس، تقصیر عدم موفقیت خود را به گردن دیگران یا عوامل خارجی می‏اندازند،‌ درحالی‏که همه چیز در درون خود آن‏ها نهفته است. "شیللر" معتقد بود: "آن‏کس که بیش از اندازه محتاط است، کار کمتری هم انجام می‏دهد."

 

 اجازه بدهید در این‏جا به ذکر داستانی بپردازم که شاید خیلی‏ها آن‏را شنیده، ولی به‏سادگی از کنارش عبور کرده باشند.

 

یکروز وقتى کارکنان به محل کارشان رسیدند، اطلاعیة بزرگى را در تابلوى اعلانات مشاهده کردند که نوشته بود: "دیروز شخصى‏که مانع پیشرفت شما در این‏جا بود درگذشت. همة شما به شرکت در مراسم تشییع جنازه که رأس ساعت ١٠ صبح در سالن اجتماعات برگزار خواهد شد، دعوت می‏شوید."

 

طبیعی بود که افراد از خبر مرگ همکارشان ناراحت مى‌شدند،‌ ولی درعین حال کنجکاو بودند که بدانند چه کسى مانع پیشرفت آن‌ها بوده است. بنابراین، همه قبل از ساعت مقرر به سالن اجتماعات هجوم آوردند. همچنان‏که بر تعداد جمعیت افزوده مى‌شد، تب هیجان نیز بالا می‏رفت. بسیاری از شرکت‏کنندگان فکر مى‌کردند: "به‏راستی، فردی که مانع پیشرفت ما بود،‌ چه کسی می‏تواند باشد؟ درهرصورت، خوب شد که مرد!"

 

زن و مرد در صفى پشت‏سر هم قرار گرفته و یکى یکى (شاید هم با ترس و کمی دلهره) به تابوت نزدیک مى‌شدند؛ اما زمانی‏که به داخل تابوت نگاه مى‌کردند،‌ از تعجب و حیرت خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد. مگر داخل تابوت چه بود؟

 

آیینه‏اى تمام قد داخل تابوت بود که هر کس به آن نگاه مى‌کرد، تصویری تمام قد از خود را مى‌دید. بالای آیینه هم متنی بر چوبی زیبا با این عبارات حکاکی شده بود:

 

"در این دنیا، تنها و تنها یک نفر وجود دارد که مانع رشد،‌ پیشرفت، سعادت و آرامش شماست و او بجز خود شما،‌ کس دیگری نیست.

شما تنها کسى هستید که قادرید زندگی خود را متحول کنید.

 

شما تنها کسى هستید که مى‌توانید برای خود شادى و سرور به ارمغان آورید.

 

شما تنها کسی هستید که باورهای خود را شکل می‏دهید.

 

شما تنها کسی هستید که می‏توانید به موفقیت‏های بزرگ رسیده یا بر آن‏ها اثر بگذارید.

 

شما تنها کسى هستید که با پشتکار، صبر و توکل به ارادة برتر، می‏توانید به خودتان کمک کنید.

 

بدانید که: وقتى که رئیس، دوستان، شریک زندگی، خانه، شهر، یا محل کارتان تغییر مى‌کند، زندگی شما تغییر نمى‌کند؛ بلکه زندگى شما تنها زمانی تغییر مى‌کند که "شما"؛ بله خود شما، تغییر می‏کنید.

 

بدانید که: شما تنها کسى هستید که باید مسؤولیت زندگى خود را به‏عهده بگیرید،‌ پس باورهاى دست و پاگیر، محدودکننده و ضد رشدی که سالیان در ذهن خود بوجود آورده‏اید، کنار گذارشته و از صمیم قلب باور کنید که: مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى با کسی مى‌توانید داشته باشید، رابطه درست با خودتان است. پس، از همین امروز ضمن اصلاح رابطه با خویشتن، بهترین و نزدیک‏ترین رابطه را با خودتان برقرار کنید.

 

آری،‌ شما تنها کسی هستید که می‏توانید واقعیت‏های زندگی خویش را ساخته و به هر چه آرزو دارید، دست پیدا کنید.

 

هیچ‏گاه افسوس گذشته و از دست‏رفته‏ها را نخورید و از سختی‏ها و مشکلات پیش‏رو، ترسی به دل راه ندهید.

 

شما هر عملی که در این دنیا انجام می‏دهید، نتیجة آن به سوی شما برخواهد گشت؛ و تنها اعمالتان برای شما باقی خواهند ماند.

 

دنیا مثل آینه،‌ منعکس‏کنندة‌ تمامی اعمال، گفتار و پندار شماست.

 

پس برای آن‏که به بهترین رشد و موفقیت در زندگی برسید، حتماً خودتان را خوب بشناسید.

 

مواظب خودتان باشید."

 هر روز و روزی چند نوبت، عبارات زیر را به‏هر صورت که دوست داریم، زیر لب زمزمه و تکرار کنیم تا در اعماق وجود،‌ تمامی واژه‏هایش را حک کرده و باور کنیم:

اگر باورهای ذهنی خودم را به‏گونه‏ای تغییر دهم که اعتقاد پیدا کنم، همه چیز درون خودم هست و این "من" هستیم که اگر "بخواهم"، می‏توانم با استفاده از روش‏های انعطاف‏پذیر، به بزرگترین موفقیت‏ها دست پیدا کنم؛ آن‏گاه دیگر نومیدی، افسردگی، دلسردی،‌ تشویش، اضطراب، پریشانی، دودلی و...... به سراغم نخواهند آمد، و با قاطعیت و جدیت تا حصول نتیجة نهایی، از مبارزه و تلاش دست نخواهم کشید.

 

مواظب خودت باش!



[1] - نهج‌البلاغه: حکمت 274

 
comment نظرات ()