راز

زخم داغ کودکان لبنانی
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۳
 

پیام شمارة ۲۳۴

 

یاران همراه!

 

اگر نفت نبود

عشق بهانه است

اینجا هم خبری نبود.

 

اگر نفت نبود 

ابلیس مست با کوله‏ای بر پشت

هدیه نداشت رنگارنگ

برای کودکان لبنانی و فلسطینی

بمب‏هائی پیچیده‏شده در شاخه‏های زیتون

تا با خود بکشد

این کوله‏بار سنگین را

در نگاه بی‏روح کودکان آرمیده در خاک.

 

اگر نفت نبود

حمام کودکان

با "عملیات جراحی" صهیون

و "بمباران‏های دقیق" ایهود

خونین نبود

و قتل کودکان لبنانی

"اتفاقی" نبود.

 

 اگر نفت نبود

کودکان در تئاتری مرگبار

نقشی نداشتند

و احساس "تأثر همسان و همسنگ" اولمرت

معنا نداشت

و نصرالله

نمایش مرگ کودکان را

قابی کهنه نمی‏گرفت.

 

اگر نفت نبود

پیکر بی‏جان کودکی

چون عروسکی پارچه‏ای

کهنه و مندرس

کنار جاده‏‏ای متروک

پیدا نمی‏شد

و مرغ باران در عرش

اشک نمی‏ریخت

بر بالین او

تا بمیرد کودکی گمنام

کنار سربازان گمنام جنوب.

 

اگر نفت نبود

از خیمة شیوخ

صدای مطرب نمی‏آمد

و رقاصه‏های اتازونی

با شلیته‏های کوتاه

قامت خمیدة خیمه را

دور نمی‏زدند با اشرفی

و شراب خون‏آلوده به جام را

سرنمی‏کشیدند

به افتخار سلامت کودکان لبنانی.

 

اگر نفت نبود

از پشت پنجرة تانک‏ها

کودکان نظاره نمی‏کردند

مجلس سرور شیوخ را

و وحشت طوفان‏ها

و پایکوبی یهود و نصارا را

در دنیای خیال

شب را ادامه می‏دادند

و خواب راحت می‏کردند.

 

اگر نفت نبود

زنجیر برپای کودکان نبود

و قلاده بر گردن شیوخ

و سکوت حاکم نبود

بدون اعتراض

ققنوس در باران می‏رقصید

و زیر آفتاب نمناک

کودکان شادی‏کنان

می‏رقصیدند.

 

اگر نفت نبود

سازمان ملل هم

به کودکان بی‏پناه و ناامید "مروحین"

پناه می‏داد

و سروشی از امید را

ره توشة رهائی‏اشان می‏کرد

و عروسک‏های پارچه‏ای

در زخم و خون

کنار جاده نمی‏ماندند.

 

اگر نفت نبود

کودکان "نبطیه" و "سریفا"

کاغذهای بی‏روح نبودند

در درة بقاع

تا سربازان صهیون

جشن تولدشان را

جشن خون کنند.

 

اگر نفت نبود

جنگل‏ها از دل کویر

و چشمه‏ها از دل خورشید

می‏جوشیدند

و زاغچه‏‏ها همه سبز می‏پوشیدند

و آواز چمن می‏خواندند

و سارها

بلبل می‏شدند

و آواز آزادی چهچه می‏زدند

در حنجرة کودکان.

 

اگر نفت نبود

خانه خلوت بود

و کودکان آسمانی‏پوش می‏شدند

و مرگ واژه‏ای غریب بود برای کودکان

و کسی ردای مشکی برتن نمی‏کرد

تا بر عزای فرزند به سوگ

و کودکان بر عزای پدر

سیاه‏پوش شوند.

 

اگر نفت نبود

جغد پی کار خود می‏رفت

و عقاب زوزه نمی‏کشید

و کودکان همه پدر داشتند

و هدی بر بالین پدر مویه نمی‏کرد

و مادر را در خون نمی‏دید

و پای برادر را آن‏طرف‏تر

کنار حوض ماهی.

 

اگر نفت نبود

"کارخانه‏های شیر" کودکان لبنانی

غبار سرب نمی‏گرفتند

و دختران روبان‏به‏سر

غبار از صورت خورشید پاک می‏کردند

با دستانی به‏لطافت برگ زیتون

با کارخانه‏های شیر

اهدافی تروریستی نبودند

در شهرک "تل حرفا".

 

اگر نفت نبود

ابلیس مست

عشق را سیاه نمی‏کرد

و نور قلب کودکان را

در پستوی خرابه‏های شهر

نهان نمی‏کرد

و نفت داغ را

بر زخم داغ کودکان

نمی‏چکاند

تا مادران بر سفرة عزای کودکان

و در سوگ

هدی
یوسف هصيصی

ندا خليل ابوصيام

تلال

بلال

ياسمين
موفق دياب

احمد

خيرالله معاود
مصطفی جرود
بشری شوکر

و.......

دل را تازیانه زنند.

 

اگر نفت نبود

عشق بهانه است

اینجا هم خبری نبود.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.

 


 
comment نظرات ()