راز

راز آزادگی
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٦
 

كسي‏كه در مكتب فقر و عشق تلمذ مي‏كند، راز آزادگي را به‏خوبي مي‏آموزد. ازطرفي بايد ميل به آزادگي داشت، تا به تكامل رسيد و براي اين‏همه بايد در مكتب بي‏نيازي زندگي كرد.

كسي كه مي‏خواهد آزاده باشد بايد بي‏نياز باشد چون كسي كه وابسته به غير است نمي تواند آزاده باشد.

كسي هم كه بي‏نياز باشد مسئوليت‏پذير بوده و بالطبع نمي تواند بي‏تفاوت باشد.

بي‏نيازي رابطه مستقيمي با تكامل دارد و بنابراين چنين فردي مدام به سوي تكامل و بهترشدن پر كشيده از حالتي به حالتي برتر پرواز مي كند.

بي‏نيازي از دنيا به معناي قطع ارتباط با دنيا نيست كه منظور بريدن از وسوسه‏هاي دنياست كه انسان را از مسير تكامل دور مي سازد.

از صفات و علايم عاشق، دوري‏جستن از طمع‏ورزي است،‌ چراكه آلودگي نفس را به‏دنبال خواهد داشت و عزت رهرو را خدشه‏دار مي‏كند. درمقابل، بي‏نيازي سبب تكامل رهرو از ابعاد گوناگون خواهد شد. بي‏نيازي حالت رضايت‏مندي و خشنودي نفس است به آن‏چه كه در اختيار دارد. درواقع كسي‏كه صفت بي‏نيازي را در خود بارور كرده، براي زندگي بهتر و سير به تكامل، طالب بيشتر داشتن و وابستگي به دنيا نيست و با آن‏چه كه در اختيار دارد و با توكل به عشق، بهترين نوع زندگي را براي خويش ترسيم مي‏كند.

از گفته بزرگان، سالكان و رهبران شريعت پيداست كه بي‏نيازي موجب عزت، سربلندي،‌ خوش‏خلقي، رستگاري و توانگري مي‏شود. چنان‏چه سعدي اضافه مي‏كند:

"قـنـاعـت تـوانـگـر كـنـد مـرد را

خبـر كـن حريص جهانگرد را

قـنـاعت كـن اي نـفس بـر انـدكي

 كه سلطان و درويش بيني يكي

چو سيراب خواهي شدن ز آب جوي

چـرا ريزي از بهر برف آبروي"

شخص بي‏نياز به تعبير علي (ع)، داراي ثروتي است پايان‏ناپذير كه مدام بر آن اضافه مي‏شود. مولي متقيان مي‏فرمايد: "برترين بي نيازي و دارايي، بي‏اعتنايي به آن‏چه در اختيار مردم است.»[1] بنابراين،‌ بي‏نيازي موجب آرامش و آسايش شده و آزادگي به‏دنبال مي‏آورد؛ چنان‏چه علي (ع)‌ مي‏فرمايد:‌خود را از هر كس بي‏نياز كن تا آزاده باشي.[2]

بايد دانست كه بي‏نيازي، پشت‏كردن به دنيا و دست‏كشيدن از كار و فعاليت نيست؛ چنان‏چه از امام صادق(ع) نقل است که مي‏فرمايد:

" مردی از اصحاب پيامبر اوضاع زندگيش سخت شد. همسرش گفت: ای کاش خدمت رسول‏الله (ص) می‏رسيدی و از او چيزی می خواستی. مرد اجابت كرد و چون حضرت او را ديد فرمود: هر که از ما سؤال کند به او عطا می کنيم و هر که بی‏نيازی جويد خدايش بی‏نياز می‏کند. مرد با خود گفت: مقصودش جز من نيست؛ پس به‏سوی همسرش آمد و به او خبر داد. زن گفت: رسول‏الله(ص) هم بشر است و از حال تو خبر ندارد، او را از حال خودت آگاه کن. مرد اجابت كرد و چون حضرت او را ديد فرمود: هر که از ما سؤال کند به او عطا می کنيم و هر که بی‏نيازی جويد خدايش بی‏نياز می‏کند. تا سه بار آن مرد چنين کرد. سپس رفت و کلنگی عاريه کرد و به جانب کوهستان رفت. از بالای کوه مقداری هيزم جمع آوری کرده، آن‏ها را به نيم چارک آرد فروخت و آن را به خانه برد. فردا هم رفت و هيزم بيشتری آورد و فروخت و همواره کار می‏کرد و اندوخته می‏نمود تا اين‏که توانست کلنگی بخرد. باز هم کار کرد تا دو شتر و غلامی خريد و ثروتمند بی‏نياز شد."[3]

ژرف‏نگري در حديث بالا، معلوم مي‏كند كه بي‏نيازي جستن به مردم، جهد و تلاش و توكل به باريتعالي،‌ باعث مي‏شود كه انسان، ثروتمند بي‏نياز شود؛ اما نبايد به مال دنيا دل بست و براي به‏دست آوردن آن هر وسيله‏اي را توجيه كرد. چنان‏چه قرآن مي‏فرمايد:

"هرگز چشم خود را به نعمت‏های مادی که به گروه‏هايی از مردم داده‏ايم ميفکن، که اين‏ها شکوفه‏های زندگی دنيا است و برای آن است که آنان را با اين بيازماييم و روزی پروردگارت پايدار است".[4]

پس مال دنيا براي آزمايش بندگان ايجاد شده تا آن‏ها توسط آن به‏سوي تكامل و بندگي كامل پرواز نموده كه همان موفقيت در آزمون الهي است. بايد دانست كسي‏كه با مكتب فقر و عشق آشنا باشد، به‏خوبي خواهد توانست از اين آزمون الهي با موفقيت خارج شود. به‏عبارت ديگر، گسترش مكتب فقر و عشق، ترويج انديشة‌ پشت‏كردن به نعمت‏هاي دنيا نيست،‌ بلكه پشت‏كردن به وسوسه‏هاي نفس است كه رهرو را از عشق دور گردانده،‌ به دنيا و مظاهر رنگين آن وابسته كرده،‌ آزادگي رهرو را به بردگي دنيا بدل مي‏سازد..............

(( برگرفته از کتابم تحت عنوان: "فقر و عشق"))



[1] - نهج البلاغه، حكمت 342

[2] - جامع السعادات، ج 2، ص 82

[3] - اصول کافی،‌ ج3،‌ ص 208،‌ حدیث 7

[4] - سوره طه، آیه 131


 
comment نظرات ()