راز

غم پنهان
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢۳
 

 

امروز دخمه های سرد را

از زیر آوارها درآوردند

با کوزه هایی که بوی شکستگی می دادند

بدن های گرم را با خروارها غم

از زیر آوارها درآوردند

 

امروز ترک و فارس و کرد و بلوچ را

یک جا از زیر خاک درآوردند

با چشم هایی که بوی مردگی می دادند

غمی پنهان و خشکیده بر دیوارهای گلی را

از زیر خاک درآوردند

 

امروز سینه های سرخ فرزندان "حیدر بابا" را

از گودال های خون درآوردند

با دست هایی که بوی خستگی می دادند

سر و صورت وطنم را از خزر تا خلیج فارس

از گودال های خون درآوردند

 


 
comment نظرات ()

 
اراده عشق
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٤
 

 

عشاق

تجلی عشق اند

و نشانة یار

که هرچه دارند

از یار است

و مصلحت و موهبت شان نیز از اوست.

 

خیر و صلاحشان

از عشق است

و رشد و برکت زندگی شان،‌

از ارادة‌ عشق.

 

یاد محبوب

همیشه و همه جا

در روان و ذهنشان نقش بسته است

و آنی از فکر دلدار

بیرون نروند.

 

شب را

با عشق یار

سر بر بالین می گذارند

و روز را

با یاد و امید و توکل به او،

آغاز می کنند

و در تمامی حالات، 

شوکت،‌ عافیت، موفقیت و آرامش را

از او طلب می کنند

و درخانة غیر را نمی زنند

و بر پیمان فقر و وارستگی

باقی می مانند؛

چراکه تجلی عشق اند

و نشانة یار.

*

عشاق

این روزها و شب ها

بیش از هر زمان دیگر

از رگ گردن،

یار را بر خویش نزدیک تر می بینند

و از سحر تا افطار و افطار تا سحر

با یاد و نام او

درس دلدادگی می آموزند

و در پیشانی نمناک سحر

و چهرة پرهیاهوی افطار-

شیوة عشق بازی با یار را

به تصویر می کشانند....

 

التماس دعا...

 


 
comment نظرات ()

 
نیایش- 6
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٥:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٧
 

 

الهی!

کلمات و عبارات

بهانه هایی هستند برای رساندن خواهش من برای دیدار تو

الهی!

یاریم ده که فهم دیدن تو بر من معلوم شود،

و آن گاه استفاده از کلمات را چه سود که-

که ملاقاتِ تو  

مقصود را حاصل کرده است.

 

الهی!

به تصویر کشاندن واژه ها را چه سود

که مهم وصل به توست

الهی!

یاریم ده که وصل تو بر من هموار شود

چون مهم وصل است که بهانه می خواهد

وگرنه هیچ بهانه ای مقصود نیست

و آن چه منظور است،

اتصال به توست.

 

الهی!

یاریم ده که باطن تو بر من معلوم شود،‌

میل به یکی شدن در تو پیدا کنم

الهی!

یاریم ده در تو ذوب شوم

تا نهانم آرام گیرد‌

تا دیگر "منی" نباشد

و چون "من" نباشد

ظاهر و باطن یکی ‏شود

و وحدت در تو بر وجودم مستولی شود.

 

الهی!

یاریم ده

کمکم کن.........

 


 
comment نظرات ()

 
نیایش- 5
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٥:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٤
 

 

بارالها

کدامین نور و کدامین روشنایی

نور و روشنایی تو را دارد؟

و به راستی روشنایی جمال و جلالت

عالم تیره را منور

و دل های تاریک را روشن کرده است.

 

خدای من

چگونه می توانم با چراغ دیگری

تو را جستجو کنم

یا نشانی از خانة تو گیرم؟

چگونه می توانم با راهنمایی غیر از تو

راه به سوی دل پیدا کنم

و در لالة گوش برگ ها،

حدیث سبز عاشقی را زمزمه کنم؟

 

محبوب من

راه تویی، دلیل تویی

خسته و درمانده منم

نور تویی، چراغ تویی

تیره و آشفته منم

پس، معشوق من!

راه و چراغ خویش را از من دریغ منما

چون به خوبی می دانم:

نوردهندة هر چراغ و سازندة هر راه و دلیل و راهنما،

تنها تویی

تویی، تویی

تنها تویی.......

 


 
comment نظرات ()

 
نیایش- 4
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۳
 

 

خدایا

باران رحمت تو را چگونه می توان انکار کرد؟

و نور مرطوب خورشید را در رگ های باران نتوان دید؟

و کدامین نور حقیقتی جز حقیقت نور تو،

می تواند فانوس چشم مرا روش کند

و تو را بر من آشکار؟

 

بارالها

کدامین چشم و کدامین هوش می تواند

میان باران رحمت و نور حقیقت تو فاصله بگذارد؟

و به‏راستی تو کی از چشم ها و هوش ها پنهان بوده ای

که برای دیدنت به دلیل و راهنما محتاج باشی؟

 

 معشوق من

تو با منی و درمن

پس کدامین لحظه از من دور بوده ای

تا دو بالِ باران رحمت و نور حقیقت

نتوانند مرا به تو برسانند؟

باران رحمت و نور بی انتهای تو را چگونه می توان انکار کرد؟

 

 


 
comment نظرات ()

 
نیایش 3
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٥:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢
 

 

بارالها

می دانم و می دانی که

همه نیازمندند و محتاج

و در جستجوی راه و راهنما

 

خدایا

می دانم و می دانی که

همه در هراسند و نالان

و به دنبال آرامش و سایه بان

 

معبودا

می دانم و می دانی

که جز تو راهنما و سایه بانی نباشد

و هر چه و هر که هست، سراب است و خیال

 

پس معشوق من

معبود من

خدای من

چگونه درد و حرف خویش را به غیر از تو برم

و چگونه غیر از تو راهنمای من به سوی تو باشند؟

 

بارالها!   

مرا در آغوش خویش ایمن فرما

و هادی و راهنمای من باش در طوفان های جادة عمر

که می دانی و می دانم

چقدر نیازمندم و محتاج

و می دانی و می دانم

که هیچ ندانم

و غیر از تو، کس ندارم......

 


 
comment نظرات ()

 
نیایش 1 و 2
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱
 

 

 ۱

 بار الها!
امروز را تولدی دوباره باید!

امروز را اجازه ام ده تا در مقابلت به زانو افتم،
قطراتی از اشک دلم را
به بارگاهت نثار کنم،
و درد و راز نهانم را
با تو در میان بگذارم.

معشوق من!
امروز را اجازه ام ده با تمام وجود به سویت آیم
با تشنگی و گرسنگی در کویری برهوت و خشک
اجازه ام ده تولدی دوباره یابم
اجازه ام ده!

۲

معبود من!
تو خورشیدی، تو احسانی؛ کاسة اشک و نیاز در دست من!

دوست من!
نعمت و احسان از آن توست؛ سفرة خالی از طعام از آن من!
زیبایی و فضیلت در ذات توست؛ صورتی بی رنگ در دست من!
روزی و توفیقم از دست توست؛ دست های خالی در پشت من!
پناه و سایه ام از چتر توست؛ خجلتی بی انتها در چشم من!

معشوق من!
تو خورشیدی، تو احسانی؛ کاسة اشک و نیاز در دست من!
عفو فرما چون نمی بینم؛ تو بینایی؛ مرا دریاب که بیمارم
تو خورشیدی، تو احسانی؛ کاسة اشک و نیاز در دست من!

 

 


 
comment نظرات ()