راز

آزادی
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٦
 

 

شوریده دلی که در تمنای شب وصل است

و آرزوی نوشیدن می یار در میکده اش دارد

دل به رنج هجر می سازد

و نامة هجر به تمنا می خواند

نامه ای سراسر سوز و گداز از دوری و هجران

که عاشق با پایی عریان و مجروح از خار روزگار

می نشیند طلوع خورشید را در صبح فنا به انتظار

صبح آزادی و رهایی از شبی دراز به اندازة عمر

انتظاری شیرین تر از شهدی که روان است در جویبارهای بهشت

انتظار در دشت رؤیای وصل

رنگ غروب را با سپیدی سحر می دهد آشتی

و تک ستارة نورانی از شب وصل را

می برد به میهمانی تک ستارة فروزان صبح رهایی

و تاول های ملتهبِ سوختن از هجران را

پیوند می زند با شبنم نشسته بر چمن های سبز آزادی.....

 


 
comment نظرات ()