راز

این دو روز و دو شب
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٩
 

 

بیایید-

این دو روز و دو شب را

بنشانیم بر لبان دوستان

دانه های سرخ انار را

 

سرمة چشم کنیم

خاک راه یار را

 

و لبریز از شرابِ بوسة یار کنیم

دیوان دل را

 

سر بر خاکش نهیم

و راهش را

با مژگان چشم دل

آراسته کنیم

تا زیباترین شعر زندگی

بر شمشادهای کنارة جادة هستی سبز شوند.  

 

حداقل این دو روز و دو شب بدانیم:

 

واژه های عاشقی،

واژه های غم و حسرت نیستند

تا بوی بی کسی و درماندگی بدهند؛

معشوق کجا می خواهد که

عاشق بی کس و غم دار باشد؟

 

واژه های عاشقی،

واژه های تازگی هستند

و نوشدن؛

واژه های دلدادگی هستند

و پویایی.

 

و اگر مزة فقر می دهند

آنست که

وابسته به غیر نباشند،

از غیر طلب نکنند

و برای غیر از یار

به زیور درنیایند؛

 

و این نه آنست که

معشوق،

همه را برای خود می خواهد

که او نیازی ندارد؛

بلکه عاشق است که

جملگی برای یار می خواهد

تا به غیر از یار نبیند.

 

بیایید-

این دو روز و دو شب را

عاشق شویم

یا اگر نمی توانیم

با لبخند درآوریم ادای عشاق و عاشقی را

و تقسیم کنیم با خودمان-

لذت بی انتها و شیرینش را

 

آه!

بیایید-

این دو روز و دو شب را

عاشق باشیم

و اگر نمی توانیم

"عاشق بازی" کنیم!

 

بیایید....

*


 
comment نظرات ()