راز

درخت استوار
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٧
 

 

درختِ استوار به آفتاب می­اندیشید

در باغ زمان ایستاده بود، بهشت خدا را می­دید

شفق، نقاشی می­کرد و سرخی لاله­ها را می­آراست

مهتاب نشسته بود بر دامن نسیم، گیسوان شب را شانه می­زد

نسیم، آن­سوی­تر، سرشاخه­های درخت باغ را لالایی می­گفت 

و باران، اشک آسمان بود بر خیمه­های سوختة دشت نینوا

بهشت خدا جاری بود، زندگی در ریشة درخت جوانه می­زد

نقش رنگین کمان خاطرات در دل آفتاب، طرح ابدیت بود

سفر درخت بر پشت خاطرات دشت، حدیث برگ­های مهاجر می­شد.   

 

 


 
comment نظرات ()

 
رؤیا
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩
 

 

امروز بیاییم:

به تماشای گردش ماهی در حوض امید برویم؛

پنجرة نور را در برکة آرزوها بگشاییم؛

جلوة مهتاب را در اشک چشم پروانه ببینیم؛

نبض نیلوفر آبی را بگیریم؛

در جویبار اندیشة برگ شنا کنیم؛

از سرچشمة رویش‏های عشق بنوشیم؛

لرزش ماه را در آب وجود حس کنیم؛

پرواز پرنده را در ساحل سجادة نماز ببینیم؛

چین اقیانوس دل عاشق را بفهمیم؛

بر موج دریای لبخند سوار شویم؛

و از آن‏جا به مهمانی خانة یار-

در جوی زمان برویم.

 

 


 
comment نظرات ()

 
شب وصل
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳
 

 

شب وصل آمد و رؤیای می ناب

چشم دل بازشد از اندیشة خواب

ژاله بر اندیشة صحرا به شتابان می­رفت

مرغ عاشق به تمنای وصالِ عطر آن بادة ناب

لاله از هوش برفت، آب روان سکسه کرد

دل عاشق نفریبد شب وصل را به شتاب

 

 


 
comment نظرات ()

 
انتظار
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳
 

 

ای میان هیچی و پوچی، منتظر

ای هیچ و پوچ اما منتظر

ای کمتر از ذره و ناچیزتر از ظلمت ولی منتظر

ای مجهول و پراکنده در آیینة خلقت اما منتظر

ای وزش شاخة خشک و برگ خزان ولی منتظر

ای کمتر از هنوز و شایدِ فردا اما منتظر

با انتظار طعم امانت، خلیفة یار شده­ای

در تب انتظار، زیباتر از خلقتِ یار شده­ای

جوهر وجود را چه مقدار، بی­انتظار

من چه می­گویم، رفاقتِ دوست کجا؟ بی­انتظار

 

 


 
comment نظرات ()