راز

عظمت نگاه
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۸
 

 

راز بهتر زیستن در همراهی با تغییرات جهان پیرامونی است.

در پناه همین تغییرات،

دنیایی بسازیم سرشار از راستی، سرور و محبت

و سپس در پناه آن،

به بالاترین درجه از آرامش دست پیدا کنیم.

کسانی که این گونه زندگی می کنند،

نگاهی ژرف نسبت به جهان داشته

و با عظمت در نگاهی که نسبت به دنیای پیرامونی دارند،

خواهان تغییر آن هستند.

به گفتة "آندره ژید":

"بکوش تا عظمت در نگاهت باشد

نه در آن چه می نگری."


 


 
comment نظرات ()

 
عظمت نگاه
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۸
 

 

راز بهتر زیستن در همراهی با تغییرات جهان پیرامونی است.

در پناه همین تغییرات،

دنیایی بسازیم سرشار از راستی، سرور و محبت

و سپس در پناه آن،

به بالاترین درجه از آرامش دست پیدا کنیم.

کسانی که این گونه زندگی می کنند،

نگاهی ژرف نسبت به جهان داشته

و با عظمت در نگاهی که نسبت به دنیای پیرامونی دارند،

خواهان تغییر آن هستند.

به گفتة "آندره ژید":

"بکوش تا عظمت در نگاهت باشد

نه در آن چه می نگری."


 


 
comment نظرات ()

 
ولایت عشق
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٧
 

 

روزی‏که به ولایت عشق بیاندیشیم؛

روز عشق است و بندگی

و سرور و سرگشتگی.

روزی‏که خود را در ولایت عشق خلاصه کنیم؛

روز فارغ شدن از خود است و دنیا و مادّیات؛

روز غرق شدن در تجلّی نور

و یکی شدن با بینهایتِ ولایت.

روزی‏که آرزویمان دیدن رخ یار باشد؛

آن‏روز،

روز بازی با معشوق است؛

روز جنون است و شیدائی.

روزی که سلام و درود بر یار فرستیم،‌

روز ادب است و تواضع و بندگی؛

تا با تمامی وجود و از صمیم قلب بر عشق بگوییم:

السّلام علیک یا ثامن‏الحجج؛

السّلام علیک یا علی‏ابن موسی‏الرّضا.

اگر ادعا کنیم که همه،

امام غریبمان را عاشقانه دوست داریم،‌

حرفی به گزاف نگفته‏ایم.

کسی که خود را در میان جمع انبوهی از انسان‏ها،

تنهای تنها احساس می‏کند،‌

وقتی در کنار ولایت عشق قرار گیرد،

‌ همة عالم را یک‏جا درکنار خود می‏بیند؛

چراکه در تنهاترین لحظات زندگی،

وصل به ولایت عشق است؛

که به عالم متصل است.

او همیشه در تنهایی و غربت؛

آرامش‏بخش روح و روانمان بوده است

و معنی‏کنندة ولایت.

دل عاشقان

همیشه برایش تنگ است

و آرزو دارند که بیشترین لحظات عمرشان را

در کنار این نور بی‏انتها بگذرانند

تا از پرتوش،

روان و دلی روشن پیدا کنند.

چه خوب می‏شد که:

اماممان ما را قابل می‏دانست

و دست راستش را روی سرمان می‏گذاشت

و با دست چپش قلبمان را نوازش می‏داد.

چه خوب می‏شد که:

اماممان ما را با خود به سرزمین آشنائی و دیدار می‏برد

و از آب معرفتش،

سیرابمان می‏کرد.

چه خوب می‏شد که:

می‏توانستیم در آغوش اماممان مأوا بگیریم

و گرمی بدنش،

تن سرد و خشکمان را ذوب می‏کرد.

حرم امام رضا(ع) برای عاشقان:

گوشه‏ای از بهشت است؛

خانه و مزرعة پدری است؛

تو گوئی که در آن‏جا

به دنیا آمده‏ای

و خانة خود توست.

آن‏جا

در کنار ضریح نورانیش؛

و در کنار پنجرة فولادش؛

و در کنار زائران دردمندش؛

و در کنار عاشقانِ گریانِ حرمش؛

و در کنار سقاخانه‏اش؛

و در کنار کبوترانش؛

و روی سنگ‏فرش‏های صحن‏هایش؛

چنان آرامشی نهفته است که توصیف‏ناشدنی است،

آرامشی که در هیچ نقطه‏ای از کرة خاکی یافت نمی‏شود

و در مطب و داروخانة هیچ طبیبی پیدا نیست.

آن‏جا

انسان را جلا می‏دهد.

شفا می‏دهد.

ولایت عشق و بی‏نهایتِ دلدادگی؛

جملگی آن‏جاست.

آن‏جا

جایی است که

عاشق با معشوق نجوا می‏کند؛

و معشوق در گوش عاشق،

عارفانه‏ترین حدیث دلدادگی را زمزمه می‏کند؛

تا عاشق دست نیاز و تضرع به‏سوی یار دراز کند

و با تمامی وجود او را طلب کند.

آن‏جا

جایی است که

عشاق،

زیباترین شعر و نغمة زندگی را می‏سرایند؛

و می‏خواهند-

از شبکه‏های فولادین پنجره‏ای آسمانی،

یار را صدا کنند؛

و در انتظار شنیدن پاسخ،

چشم بر آسمان آبی می‏دوزند

تا یار گوشة‌ چشمی نشان دهد

و باران آرامش و سعادت،

روانشان را سیراب کند.

آن‏جا

جایی است که

حاجت‏ها روا؛

بیمار‏ها شفا؛

گرفتارها رها؛

گرفتاری‏ها دوا

و محتاجان نوا می‏گیرند؛

و هیچ‏کس دست خالی خارج نمی‏شود؛

و رنگین کمانی از محبت و لطف

بر آسمان دل تمامی نیازمندان می‏افتد.

آن‏جا

جایی است که

فرشتگان، انبیاء، اولیاء و صالحان رفت و آمد دارند.

آن‏جا

جایی است که

عاشقان انتظار دیدن روی ماه "آقا" را دارند.

آن‏جا

جایی است که

می‏توان در انتظار آمدن امام عصر نشست.

آن‏جا

جایی است

برای انتظار.

انتظار است که حرکت می‏آفریند،‌

استقامت در منتظر را فزونی می‏بخشد،

صبر و تحمل را بر بلا و معصیت و طاعت زیاد می‏کند

و شوق دیدن یار را به‏وجود می‏آورد.

انتظار دیدن یار بسیار شیرین است،

حتی اگر به درازا بیانجامد.  

 

 

 


 
comment نظرات ()

 
خودمان باشیم
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٤
 

 

نکته مهم در راز بهتر زیستن:

خواستن و داشتن اعتماد به نفس

برای دست یازی به خواسته ‏هایمان است

که مطمئناً به آن ها خواهیم رسید،

حتی اگر موانع بسیاری پیش روی ما باشد،

اما اگر هم در کوتاه ‏مدت به خواسته ‏هایمان نرسیم،

حداقل خودمان را باور کنیم

و "خودمان" باشیم.

 

 


 
comment نظرات ()

 
حسرت
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٧
 

 

صخرة وجودم را در آغوشت رها کردم

بی­پناه، بی­مکان، بی­نوا

بی­نگاه، بی­نشان، بی­صدا

آغوش پرازدحامت را نگاه کردم

ای گل زیبا، نرگس دلربا، یار بی­انتها

ای حیات لبریز، خرقة پرهیز، روز رستاخیز

لبریز از عطش نگاه پیکرت، گناه کردم

تا انتهای روز آفتابی، تا عمق شب مهتابی، تا مستی و هوشیاری

تا بکارت شبنم، تا شکوه همدم، تا ریشة آدم

در حسرت آغوش گرمت، ترا صدا کردم

میان خواب و بیداری، میان آتش و جنت

میان آغاز و پایانی، میان گهواره و تربت

تصویر ترا از هستی گمشده­ام جدا کردم

دشت ایثار، بیکران نور، جرقة لبخند

آیة والفجر، برگ سپهر، رؤیای بلند

در حسرت تماشای تو خود را فدا کردم

صخرة وجودم را به پای تو فنا کردم

 

 


 
comment نظرات ()

 
زندگی زیباست
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۱
 

 

 

باید در هر لحظة خاطرانگیز عمر،‌ یا بهتر بگویم،

در هر لحظه ‏ای از زمان که آمادگی روحی داریم،

فکری به حال ساختمانی که سالیان سال آن‏ را با اعمال و افکارمان بنا نهاده ‏ایم،

کرده و اجازه ندهیم که گذشت ایام و حوادث گوناگون،

ستون ‏های یک زندگی بانشاط و پویا را سست کند تا سرانجام تخریب شود

و اثری از آن در روزگاران باقی نماند!

بدانیم که در همه حال،

حداقل خدا با ماست

و ما را برای به یاد آوردن آن "حقیقت فراموش شده"،

یاری خواهد کرد.

لبخند بزنید.

زندگی زیباست.

و چه دنیای هیجان­انگیزی است.

شاد باشید.

 

 


 
comment نظرات ()

 
دنیای استاد و دانشجو
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۳
 

 

دنیای شیرین علم و عالم و استاد و دانشجو،
صحنة جوش و خروش است که در آن
صفحات تازه‏ ای از تفکر و اندیشه ورق می ‏خورند.
در این دنیای پر از رمز و راز و شیدائی،
طنازی علم به اوج می ‏رسد
و زیبائی، طراوت، دلهره، عشق، هیجان و شور آن،
شباهتی با عوالم دیگر ندارد
و شیرینی آن‏ با شیرین‏ ترین شهد دنیای مادی
غیرقابل مقایسه است و حکایتش،
با کلمات امکان ‏پذیر نیست.


 
comment نظرات ()