راز

آوا
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٧
 

 

میوة زیبایی، چهرة رؤیایی، ساغر مینایی

با من بمان تا انتهای آشنایی

در گوش دل بخوان، آهنگ زندگانی

لبریزم از نقش تو در حوض چشم

لبریزم از حس یگانة آن لحظة آشنایی

در گوش دل بخوان، آیت پروایی

آفتاب خرمن زندگی در پژواک هستی

شبنم دو چشم خمار در پیالة مستی

در گوش دل بخوان، طنین روشنایی

فانوش چشمان تو، خورشید آسمان است

گیتار موزون حنجرة تو زمزمة باران است

در گوش دل بخوان، افسانة دریایی

خندة نایاب، ساحل ابواب، لحظه­ ای دریاب

شب از پیکرش شکست در صبح اصحاب

در گوش دل بخوان، سروش بینایی

مرغ تماشایی، انتظار مجلس­ آرایی، خلوت بزم ­آرایی

با من بمان تا طلوع صبحگاهی

در گوش دل بخوان، آوای پارسایی

 

 


 
comment نظرات ()

 
این روزها
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٥
 

 

این روزها
دلم گرفته است
سخت و غمگین گرفته است
این روزها
حال خوشی ندارم
بال و پرم آتش گرفته است
این روزها
تمنای هم سخنی دارم
اما انگار
مهر بر زبانم گرفته است
این روزها
سرم فکر سفر دارد
دلم شوری دگر دارد
و زمانم به بازی گرفته است
این روزها
دلم خون است
سر و جانم مات و مبهوت است
و از آن جا ندا آمده است:
من چه خسته ­ام امروز
و چه اندازه دلم بی تاب است
گهوارة مرگم به راضی گرفته است
این روزها، آه این روزها
دلم گرفته است
چرا بال و پرم آتش گرفته است؟

 

 


 
comment نظرات ()

 
تنهایی
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٢
 

 

ای دریغ و حسرت از تنهایی

ای افسوس و صدافسوس از بی­نامی

آهنگ رفتن قلب تو را می­شنوم

در امتداد روشن شبی رؤیایی

لحظة رؤیایی، لحظة خاموشی

لحظة بدنامی، چشم دل بارانی

و این لحظة بی­نام

یادت هست؟

تا کجاها رفتیم و باور نکردیم

سیب­ها کرمویند، لحظه­ها متروکند،

دشت­ها بی­آبند، قفل­ها سنگین­اند

شب­ها ظلمانی

ای دریغ و حسرت از تنهایی

ای افسوس و صدافسوس از دردی نهانی

نامده رفتنی شدی

ناگزیر از رفتنت، قدری بمان

تا دیرنشده بر دهلیز قلبم بخوان

شعری آسمانی

 

 


 
comment نظرات ()

 
عید فطر مبارک
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٩
 

 

*

هر روزی ‏که انسان بر ظالمی فایق آید

و به موفقیت همراه با آرامش برسد،

عید فطر اوست

که در این روز،

خورشید شکوفه می ‏کند

و گلبرگ‏ هایش را با شبنم صبح ‏گاهی

بر سر و روی عاشقان می ‏پاشد.

در چنین ‏روز فرخنده ‏ای،

جشن فطرت برپا می ‏شود،

خداوند از "جام اوفى" به بندگانشان مى ‏چشاند،

مراتب عبودیت یکی پس از دیگری طی می ‏شوند

تا مقام "او ادنى" حاصل شود.

عید فطر روزیست که درآن-

شادی ‏ها به‏اوج می ‏رسند،

یک‏ ماه حماسه و خروش و جدال نفس با تمنیات دنیا به سرانجام می ‏رسد

و مقرب ‏ترین فرشتگان آستان الوهیت،

عطری از بارگاهش را

بر روان ‏های تشنه می ‏پاشند.

جشن عید فطر

که زیباترین واژه ‏های دلدادگی را

علی(ع)

با چیرگی و زبردستی هرچه تمامتر

می‏ سراید

و در گوش آدمیان زمزمه می ‏کند،

با شیدایی به پیروانش می ‏آموزد که:

عید فطر،

جشن پیروزی بر ظلم

جشن موفقیت،

جشن آرامش

و جشن آمادگی ملاقات با یار است.....

*

 

 


 
comment نظرات ()

 
اسوه
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٦:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٠
 

 

علی انسانی است ‏که

هر کلامش، دنیایی از معنی دربردارد

و هر سخنش اسرار هستی هویدا می سازد

و وجودش، مظهری از تمامیت کتاب هستی است.

علی انسانی است ‏که

به‏ درستی، عشق و معرفت را در عالی‏ ترین صورت به پیروانش آموخت

و عشق یار را با نوای دل در گوش زمان خواند

و آن را روشی متعالی برای پرستش معبود معرفی کرد.

آن ‏چه علی(ع) برای انسان ‏ها از جانب عشق هدیه آورد،

دنیایی بود که در آن،

دل‏ ها سرشار از امید و واژه‏ های دلدادگی و محبت می ‏شدند،‌

روح و روان ‏ها آرام می ‏گرفتند

و‌ چشم سر به‏ جز زیبایی و نیکی و لطف و عشق، چیز دیگری را نمی‏ دید.

مولی متقیان با سرودن محکم ‏ترین و زیباترین واژه‏ های عاشقی و دلدادگی

و بیان و گسترش اندیشه ‏ای منسجم و متعالی که ریشه در وحی الهی دارد،‌

هر تن و روان خسته ‏ای را آرام و بانشاط می‏ کند.

کسانی ‏که در ماه خدا به حقیقت تمامیت کتاب هستی واقف شده ‏اند

و شخصیت مولایشان را با چشم دل درک می ‏کنند،

آمادة جشن بزرگ هستی می ‏شوند

تا پاکی ‏ها را از ناپاکی ‏ها،

خوبی ‏ها را از بدی ‏ها،

زیبایی ‏ها را از زشتی ‏ها

و انسانیت و مردانگی را

از خوی حیوانیت و نامردمی ‏ها جدا سازند.

چون چنین جدایی باشکوهی صورت پذیرد،

خورشید، شکوفه ‏های زندگی و بشارت و نشاط و آرامش را

به سر و روی آدمیان می ‏پاشد

و چشم دل را به منظر زیبا و بی ‏همتای یار باز می ‏کند.

 

 


 
comment نظرات ()

 
هفت اقلیم
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٩
 

 

علی انسانی است ‏که

در خانة خدا متولد شد

و در همان خانه،

دشمن نادان و آلوده به جهل و خشکه مقدسی، بر او هجوم آورد

تا در سجادة عشق و نیاز

که تمامیت شیدایی و زیبایی را یک ‏جا به تصویر می ‏کشید، رستگارش کند.

کسی‏که در خانة خدا متولد می ‏شود،

همچون کوه در مقابل شداید، سختی ‏ها، نامردمی ‏ها و بی ‏عدالتی ‏ها استوار است

و همه می ‏دانستند تا زمانی ‏که علی‏(ع) هست،

احدی جرأت پایمال کردن حقی را نخواهد داشت....

علی انسانی است ‏که

وجودش سرشار از صداقت، پاکی، رشادت، زیبایی، لطافت، شجاعت و مردانگی است

و سالک ‏وار در اوج کمال و آگاهی،

به درک و مشاهدة شگفتی ‏هایی نایل می شود

که چشمان سر، از رؤیت آن‏ ها عاجزند.

علی انسانی است ‏که

به هر وسیله ‏ای برای رسیدن به موفقیت متوسل نمی ‏شود

و توفیق و آرامش خویش را

در عبادت و بندگی یار جستجو می‏ کند.

علی انسانی است ‏که

هفت اقلیم آسمان را

به بهانة پایمال ‏کردن کوچک‏ ترین حقی،

حتی اگر پوستِ جوی موری باشد، عوض نمی کند.....

 

 


 
comment نظرات ()

 
شب قدر
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۸
 

 

علی انسانی است ‏که

بهترین شب ‏های عالم، برای او پدیدار شده اند

که از هزار شب افضل ‏اند تا در آن شب یا شب ‏ها،

اسارت نفس به حریت و آزادگی تبدیل شود،

و آیه ‏های نجات انسان ‏ها از عالم سیاهی ‏ها و زشتی ‏ها و بردگی ‏های دنیوی،

به بهترین صورت تفسیر شوند

و سرنوشت عالم و آدم را رقم زند

و انسان در چنین شبی بتواند "قدر" خویش پیدا کند

و کویر خشکش را با گواراترین شهد عالم، سیراب کند

و زمین جان تازه ‏ای پیدا کند

و آسمان نورانی شود

و جهل و نادانی به دانایی و بصیرت مبدل شوند.

و همة این ‏ها به برکت حضور عزیزترین شخصیت سالم عالم هستی در پیشگاه احدیت باشد

که به ‏مناسبت چنین حضوری، ملائک و روح به اذن عشق،

حریر ملیح شفاعت و رستگاری بر سر شب ‏زنده ‏داران عاشق ببندند

و بهترین سلام ‏ها و درودها و ثناها را

از بهشت عشق به دل‏های نالان و شکسته هدیه کنند.

علی انسانی است ‏که

آواز قلم هرگز نتواند نالة درد و محنتی که

او شب ‏ها در اعماق چاه دنیا، طنین ‏انداز می ‏کرد،

به نت درآورد و گوشه ‏ای کوچک از آن ‏را

حتی با برترین واژه ها بسراید.

 


 
comment نظرات ()

 
امام علی
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٧
 

 

علی انسانی است ‏که

چراغ درونش را با اکسیر و روغن عشق خدایی پر کرده است

تا نورش گرمی ‏بخش و روشنی ‏دهندة اطرافیان و بلکه تمامی تاریخ بشریت باشد

و به سبب آن، تمامی کائنات در عالم دنیا و ملکوت-

لب به تمجید و دعا و تحسینش باز کنند و جملگی ثناگوی او شوند.

او انسانی است ‏که

مرد و زن و فقیر و غنی و سیاه و سفید و دلیر و ناتوان در هر گوشه ‏ای از دنیا برایش یکسان هستند و قلباً همه را نیکو می داند و آرزویی جز سعادت و آرامش برای آن‏ ها در سینه نمی پروراند.

او انسانی است ‏که

همه ‏کس و همه ‏چیز را بدون منت، دوست دارد

و خود را فدای عافیت و اصلاح تمامی انسان ‏ها می کند

او انسانی است ‏‏که

در ظلمت شب ‏های تیره و تار، در عین بزرگی و عظمت،

با کفش ‏هایی وصله ‏دار و با کوله ‏باری پر از عشق و محبت و صفا،

دست بر سر ناتوانان و یتیمان می کشد

تا هیچ ‏کس در هیچ گوشه ‏ای از دنیا، احساس درماندگی، بی‏کسی و بی ‏پدری نکند...

 

 


 
comment نظرات ()

 
رنگ شقایق
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱
 

 

جلاد نمی­داند که رنگ آسمان در دل خورشید است

و رنگ خورشید در دل شقایق

و رنگ شقایق ماسیده بر برق حلقة زنجیر

و زنجیر، این تنهاترین مؤنس دشمن جلاد

تازیانه می­زند بر قامت جلاد

جلاد نمی­داند که رنگ زنجیر، رنگ آزادی است

و رنگ آزادی نشسته در دل شقایق

و شقایق هر روز دعوت است به میهمانی خورشید

و خورشید، در خروش از سوختن ستاره­های آزادی

می­کشد بر چهرة زمین رنگین­کمان آزادی  

جلاد نمی­داند که آسمان، جاودانه، آسمان است

و خورشید، گهوارة نور است برای طفل آزادی

و شقایق، کاسة خون شهید راه آزادی است

و زنجیر، بهانة فریاد است بر سر جلاد

آسمان و خورشید و شقایق و زنجیر

در انتظار دقایق خاموش لحظة جلاد

و در انتظار آزادی؟

 

 


 
comment نظرات ()