راز

سرای یار
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٧
 

         وسوسة دنیا تمام ناشدنی است؛

 

و دل را که باید خانة یار باشد، به اجارة مهتاب اندوه و جذبه‏های نفس ترک‏خوردة دنیا رفته؛

 

و گویی ساز مطربِ هوس و طعم میِ نفس، همیشگی و جاودانه است.

 

بر بلندای یک هوس

 

دل افتاده از نفس!

  

اما خانة دلی را که از دوست نشانی یافته است، باید در فرصت سبز زندگی با عشق یار آذین‏بندی کرد؛

 

و شبنم نوازش یار را بر حیات دو روزه پاشید تا خواب طلایی دل تعبیر شود.

 

دل را باید از سایة شوم افسوس و دریغ نجات داد؛

 

و دام غمی که سالیان در حجره‏هایش مأوا گزیده، پاره کرد؛

 

و آزاد و آرام در درة آفتابی و سبز یار،‌ به انتظار خورشید نشست؛

 

و از لب یار، طعم خوش اشراق نوشید؛

 

و سرشار از عشق و امید، در دشت سبز لبخند یار، شقایق را بوئید؛

 

و خود را از تنهایی ژرفی که شیطان به ارمغان می‏آورد، رهانید.

 

در سرای یار:

 

هرچه هست آزادگی است و تماشاخانه‏ای از نور و نشاط و زیبایی و توکل و امید.

 

در سرای یار:

 

جهانِ غمزده و افسرده و نالان،‌ تنهاست و بی‏یاور و بی‏بو و بی‏کس و خسته و ضعیف و مرده.

 

در سرای یار:

 

خورشید فروزان است و ماه طناز و ناهید زیبا.

 

در سرای یار:

 

ستاره‏ها عطر امید و پویایی بر دل‏ها می‏ریزند و رؤیاها را تعبیر کرده، آرزوها را عینیت می‏بخشند.

 

دل که در انتظار خورشید باشد،‌ عاشق می‏شود.

 

دل که عاشق شد، بیدار می‏شود.

 

دل که بیدار شد،‌ هوشیار می‏شود.

 

دل که هوشیار شد، بینا می‏شود.

 

دل که بینا شد، با صفا می‏شود.

 

دل که با صفا شد، با حیا می‏شود.

 

دل که با حیا شد، بصیر می‏شود.

 

دل که بصیر شد، حکیم می‏شود.

 

دل که حکیم شد، کریم می‏شود.

 

دل که کریم شد،‌ رحیم می‏شود.

 

دل که رحیم شد، تسلیم می‏شود.

 

دل که تسلیم شد، غنی می‏شود.

 

دل که غنی شد، بسیط می‏شود.

 

دل که بسیط شد، انیس می‏شود.

 

دل که انیس شد، فنا می‏شود.

 

دل که فنا شد، بقا می‏شود.

 

دل که فنا شد،‌ عاشق منتظر می‏شود.

 

دل که عاشق منتظر شد، یار می‏شود.

 

دل که یار شد، او می‏شود،‌ یعنی بقا می‏شود.

 

*

 

عقل

 

در گردابة مهتاب و هوس

 

دل

 

در شبستان اشراق نی می‏زند

 

عقل

 

در خرقه مهتاب هوس می‏پوشید

 

دل

 

در اشراق شبستان می‏نالید

 

میان غریق و نجات

 

یک آه است

 

آن سوی فهم‌

 

سازی دگر می‏زند

 

به خاک افتاده

 

فهم سنگ را می‏نوشم

 

چهرة محراب

 

از گوشة‌ چشم سر می‏زند

 

آبی آسمان

 

نقش رخ یار می‏کنم

 

گودال نارس آرزوها

 

تردید بر دل می‏زند

 

*

 

با نسیم سحری

 

پلک رؤیاها سنگین می‏شوند

 

در همان لحظة پوچ

 

از خواب تردید بیدار می‏شوم

 

*

 

عشق را می‏شنوم

 

هوس

 

با مشتی کابوس هم‏سفر است

 

راهی در هیچ

 

پوچی در مشت

 

-انگار گورستان را می‏گویم-

 

آمدم از کنج دلم

 

به تماشای چشمة اشک

 

غرق در اندیشة‌ شوق

 

سیراب از نشئة شک.

 

*

باید رفت

 

ماندن بیهودگی است

 

پرسه در دشت هوس

 

آوارگی است.

 

*

 

تمنای وسوسه

 

موج شوق می‏برد بر باد

 

حدیث دل

 

دیو هوس می‏برد از یاد.

 

*

 

بازی‏های کودکانه

 

فریب دنیاست

 

لحظه‏های دراز

 

عمر شاپرک است.

 

*

 

دل کوه

 

باز شد از چهرة ماه

 

شکوفه

 

بر برگ خندید

 

دل

 

کهسار شده باز ز روئیدن ماه

 

آمدم در کنج دل

 

تا چشمه اشک روان

 

*

 

باید رفت

 

این‏جا تنهایی محض است

 

باید رفت

 

پرسه در دشت هوس آوارگی است

 

ندا آمد

 

این‏جا سایة دانایی است

 

باید رفت

 

در انتظار یار نشست

 

باید رفت

 

معشوق منتظر است.

 

*

 

برای رسیدن به معشوق؛‌

 

عاشق باید عطش داشته باشد؛

 

و‌ هرگز سیراب نبوده تا میل راز و نیاز پیدا کند؛

 

و به گدایی در کوی یار و طلب لطف از سوی او دو زانو بر آستانش بنشیند.

 

عاشق آگاه است که برای رفع تشنگی تنها باید از می یار بنوشد؛

 

و روز و شب را در میخانة معشوق سکنی گزید؛‌

 

چراکه عاشقِ مست و خمار می‏داند:

 

دنیا در کمین است تا مستی یار از سر برون کرده، جسم تشنه و گرسنه را با وسوسة دنیا پر کند.

 

اگر همه یقین می‏داشتند که:

 

تنها راز و نیاز با یار است که کید و نقشة دنیا را بی‏اثر کرده، دل را خانة یار می‏کند؛

 

تا فقط یار در آن نشسته، هوس دنیا از دل برون رود؛

 

آن‏گاه آرامش ابدی بر تمامی دل‏ها حکمفرما می‏شد.

    (( برگرفته از کتابم تحت عنوان: "عشق یار")) 
 
comment نظرات ()

 
3- داشتن ایمان و توکل
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٥
 

 

3-  داشتن ایمان و توکل: تجربه نشان داده است کسانی‏که از ایمان قوی برخوردار باشند و در تمامی مراحل زندگی به ارادة برتر توکل کنند، بهتر می‏توانند هدف خویش را تعیین نمایند. ایمان و توکل از انسان،‌ مبارزی خستگی‏ناپذیر ساخته و او را برای رسیدن به هدف‏های مطلوب و تأثیرگذار یاری می‏رساند. به‏‏طور قطع،‌ در فرایند انتخاب هدف، مشکلات و موانع متعددی پیش روی انسان قرار می‏گیرند،‌ تا جایی که ممکن است ما را از رسیدن به هدف بازداشته یا دلسرد و بی‏تفاوت کند. اما هرقدر ایمان و توکل آدمی قوی‏تر باشد، مبارزه با مشکلات برایش آسان‏تر و بلکه دلچسب‏تر می‏شود. "ارنست همینگوی" عبارت جالبی دارد؛‌ او می‏گوید:‌ "مبارزه با مشکلات ما را به هدف نزدیک ساخته و اجازه نمی‏دهد که افراد سرسری و سطحی شوند."

 

باید توجه داشته باشیم که هدف هر کس، ریشه در نگرش، جهان‏بینی و به‏طور کلی اعتقاداتش دارد و به‏سختی می‏توان هدف و ایده‏هایی را که افراد خواهان تحقق‏شان هستند و زندگی آیندة خود را بر اساس آن‏ها شکل دهند، از اعتقاداتشان جدا کرد. بالاخره،‌ هرکس دارای ایمانی است،‌ چراکه انسان‏ها از قدرت "فکرکردن" و "انتخاب" برخوردار شده‏اند و هرکس که بتواند بیاندیشد و انتخاب کند، پس، از ایمان و اعتقادی برخوردار بوده و درواقع،‌ همان ایمان و اعتقاد است که هدف زندگی و چگونگی تعامل با آن‏را برایش آشکار می‏کند. به‏تعبیری می‏توان گفت که ایمان، مؤثرترین احساسی است که انسان در طول زندگی به‏دست می‏آورد و توسط آن، بوم زندگیش را نقاشی و طراحی کرده و خود را در برابر مشکلات و سختی‏های زندگی مهیا می‏سازد. "برتراند راسل" می‏افزاید: "هر انسان به ایمانی نیاز دارد تا بتواند در برابر ناروایی‏هایی که توسط جنگ گرم و سرد برایش به‏وجود می‏آیند، مقاومت کند."

 

برای مثال، کسانی‏که پیرو نظریة "منفی‏گرایانه" باشند، زندگی را هیچ و پوچ دانسته و همچون "شوپنهاور" فیلسوف آلمانی قرن هیجدهم که اعتقاد داشت: "روحی دیوانه، کور و تیره بر جهان حاکم است"، برای بشر هیچ آیندة مثبت و روشنی را متصور نمی‏دانند و بنابراین، اهداف و ایده‏هایی که دنبال می‏کنند، سراسر پوچ و بی‏محتوی‏ست. به‏همین صورت، معتقدان به اندیشة "پوچ‏گرایی"، زندگی را پوچ دانسته و همچون "نیچه" دیگر فیلسوف آلمانی، رابطه میان معیارهای اخلاقی و خصایص انسانی را پوچ و بی‏معنی می‏دانند. هدفی که این افراد برای خود انتخاب می‏کنند، درنهایت، بازتابی از تفکر پوچ‏گرایی‏شان خواهد بود.

  ازطرفی، کسانی‏که معتقد به نگرش "عشرت‏طلبی" باشند،‌ هدف از زندگی را تنها لذت‏بردن و غرق‏شدن در خوشی و عشرت دانسته و هر سخنی دربارة معنی و مقصود زندگی و اعتناء به ارزش‏های اخلاقی، همچون صداقت، نوعدوستی، بخشندگی، رأفت، عشق و محبت و مواردی از این قبیل را پوچ و عبث دانسته یا از همة آن‏ها برای عشرت‏طلبی و گذران دنیا استفاده می‏کنند.

طرفداران "اصالت وجود" هم که پیرو نگرش "اگزیستانسیالیسم" هستند، زندگی را از زاویة بی‏هدفی جهان که به اعتقاد آن‏ها پوچ و بی‏معنی است، بررسی کرده و ضمن رد زندگی پس از مرگ، تنها به دنیا اصالت داده و همچون "موریس مرلوپونتی" معتقدند که انسان قبل از وجود، هیچ بوده و با مرگ دوباره هیچ می‏شود. بنابراین هدفِ "انسان تنها" و بی‏پشتوانه‏ای که هیچ‏کس (بویژه، ارادة برتر) او را یاری نخواهد کرد، تنها به خود اندیشیدن است و زندگی را فقط آن چیزی می‏دانند که انسان‏ها هر روز با آن سروکار دارند.

 

درمقابل این نگرش‏های مادی و الحادی، طرفداران ادیان الهی برای زندگی هدف و غایتی متعالی تعریف کرده و بر آن اساس، اهداف خود را تعریف و مشخص می‏کنند. ایمان به باور دینی به انسان می‏آموزد که زندگی پوچ و بی‏معنی نیست و هدف و مقصود آن، شکوفا کردن و رشد انسان است تا بتواند استعدادها و توانایی‏ها خویش را با اهدافی که انتخاب می‏کند، آشکار کند. در این نگرش، انسان با عبادت که هدف از خلقت است، می‏خواهد به فضایل و صفات معبود خود نزدیک شده و مظهر جامع صفان او شود و با اتصال به صفات ارادة برتر، هدف خود را انتخاب می‏کند.

 

این‏چنین است که در باور دینی، ایمان و توکل نقش مهمی را در اهداف انسان‏ها بازی می‏کند و درواقع، با جهت‏دهی اهداف، آن‏ها را تا حصول نتیجة نهایی یاری کرده و متضمن موفقیت همراه با آرامش خواهد بود. هرقدر درجة ایمان و توکل قوی‏تر باشد، صفات ارادة برتر در فرد متجلی‏تر شده و دستاورد هدف انتخاب‏شده، با موفقیتِ همراه با آرامش بیشتری عجین می‏شود. به‏عبارتی، یکی از مؤلفه‏های درجة نزدیکی به موفقیتی پایدار، ایمان است و نوع موفقیتی هم که به‏دست خواهیم آورد، ایمان ما به ایدئولوژیی است که جهان‏بینی و نگرش ما را شکل می‏دهد. باور دینی اعتقاد دارد که هرقدر ایمان خالص‏تر و ناب‏تر باشد و پوچی و هیچی را بر زندگی مستولی نکند، موفقیت بیشتری به‏همراه آورده، آرامش خالص‏تری را نصیب آدمی خواهد کرد.

 

به‏راستی، هر انسان در آرزوی رسیدن به موفقیتی است که در پرتو آن به آرامشی پایدار برسد و چنین آرامشی را به‏جز در دامن باور دینی، کجا می‏توان پیدا کرد؟ ایمان به باور دینی است که می‏تواند پلیدی‏ها و کژی‏ها را از ذهن زدوده و جسم و روح آدمی را برای مبارزه‏ای سخت در مسیر زندگی تا رسیدن به موفقیتی دلچسب، آماده و مقاوم کند.

  
 
comment نظرات ()

 
2- کسب شناخت و اطلاعات لازم دربارة انتخاب خود:
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٠
 

 

2- کسب شناخت و اطلاعات لازم دربارة انتخاب خود: پس از آن‏که هدف مورد نظر را هدفگیری کردیم، لازم است که آگاهی و شناخت کافی نسبت به آن پیدا کرده و تلاش کنیم که بخش جداناپذیری از خودِ ما شود. این روش باعث می‏شود که با هدفی که انتخاب کرده‏ایم، "رفیق" شده،‌ به آن عادت کرده و درنهایت، آن‏را برای همیشه در ذهن و روان خود حک کنیم.

 

بدانیم که هدف انتخاب‏شده زمانی از قوه به فعل تبدیل می‏شود که اطلاعات و شناخت کافی پیرامون آن وجود داشته باشد، درغیراین‏صورت، ذهن با آشفتگی مواجه شده و بدیهی است که ذهن آشفته‏ای که افکار و ایده‏های مختلف اما مبهم و شاید متناقضی را در خود جای داده، نمی‏تواند به نتیجة مطلوب دست پیدا کند. بنابراین، برای آن‏که ذهن خود را از آشفتگی رهایی بخشیم،‌ درحدامکان شناخت و اطلاعات کافی پیرامون هدفی که انتخاب کرده‏ایم، به‏دست آوریم. اگر شناخت کافی دربارة هدف خود نداشته باشیم، افکار مختلفی که به‏طور مرتب به ذهن هجوم می‏آورند، می‏توانند یکدیگر را دفع کرده و درنهایت، دستاورد قابل قبولی حتی درصورت تلاش و زحمت فراوان، حاصل نخواهد شد.

 

توجه داشته باشیم که اگر ذهن را دربارة هدفی که انتخاب کرده‏ایم، با کسب اطلاعات، شفاف و روشن نکنیم،‌ امکان رسیدن به نتیجة نهایی ممکن نخواهد بود، و اگر این روند ادامه پیدا کند و تلاش فرد برای رسیدن به هدف به ثمر نرسد، ممکن است او با انواع بیماری‏های روحی ازجمله، دلسردی، بی‏تفاوتی، بی‏شخصیتی، پرخاشگری، ضعف اراده، افسردگی، بیهودگی، تنهایی و اندوه مواجه شده و‌ زیبایی‏ها و شیرینی زندگی از نظرش مخفی شوند یا در تمامی عمر،‌ در رؤیاهایی دست‏نیافتنی غوطه‏ور شده و درحالی‏که افکار بلندی ذهن مغشوش او را احاطه کرده‏اند، هیچ‏گاه به نتیجه‏ای عملی دست پیدا نکرده و درنهایت، قادر به فهم معنی زندگی نشود. 

 

توجه داشته باشیم که کسب شناخت لازم و کافی پیرامون ایده‏های خود،‌ نه تنها حصول نتیجه و تحقق اهداف مورد نظر را به واقعیت نزدیک می‏کند، بلکه سبب می‏شود معنی و مفهوم زندگی را بهتر درک کرده و هدف از زندگی را برای خود به‏طور روشن و شفاف ترسیم کنیم و بنابراین به موفقیتی شیرین که با آرامش و اطمینان قلب همراه خواهد بود، نایل شویم.

 یک نکتة مهم و با ارزش دیگر: اعتقاد بر این‏ست‏که کسب شناخت دربارة هدف زندگی تا آنجا اهمیت دارد که پیوستگی و وابستگی تمامی انسان‏ها را به‏دنبال داشته و آن‏ها خود را از یکدیگر جدا ندانسته و تنی واحد از اندام بشریت محسوب می‏کنند. غم و مشکل یکی، غم و مشکل دیگری می‏شود و انسان‏ها با شادی و خوشبختی دیگران شاد شده و احساس خوشبختی می‏کنند. به تعبیر "تولستوی": "انسانی که معنی و هدف زندگی را بداند، خود را نه تنها با افراد ملت خویش برابر خواهد دانست،‌ بلکه با تمام اقوام دیگر نیز مساوی خواهد شمرد."
 
comment نظرات ()

 
1- انتخاب هدف
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٦:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱۸
 

 

امسال سال خوب و بانشاطی است. انرژی‏های مثبت فراوانی از ابتدای سال، تمامی دل‏ها را دربر گرفته و اطمینان دارم مردم در سال جدید، زندگی بهتری نسبت به سال گذشته خواهند داشت. زندگی سراسر شور و امید و نشاط و دل‏خوشی که انشاءالله با موفقیتِ همراه با آرامش نیز عجین خواهد شد.

اگر همه چنین آرزوهای خوشی را برای یکدیگر بخواهیم، آن‏گاه انرژی مثبتی سراسر جامعه را فرا می‏گیرد و همچون خورشید که گرمی و نشاطِ بدون منت خود را بر سر همه فرو می‏ریزد، آثار و انوار انرژی مثبت آرزوهای خوب و خوش ما برای یکدیگر،‌ همه را دربرمی‏گیرد و سال خوبی را برای همه به ارمغان خواهد آورد.

پس، از امروز، تمامی "خوبی‏ها" را برای یکدیگر بخواهیم و آروزیمان این باشد که دیگران، دنیای خوب و خوشی داشته باشند.

 

در ادامه نگارش مطالب پیشین دربارة راه‏های رسیدن به موفقیت همراه با آرامش، سلسله مطالبی را طی چند روز آینده پیرامون داشتن هدف در زندگی خواهم انگاشت که مطمئنم می‏تواند مورد استفادة فراوان قرار گیرد.

 

برای رسیدن به موفقیت، لازم است که "بدانیم چه می‏خواهیم". یعنی برای کسب موفقیت، باید "هدف" داشت؛ هدفی روشن، شفاف،‌ واقعی و قابل دسترسی که بتوان آن‏را در آینده به چنگ آورد. هدفی که با ما و خواسته‏های‏مان سازگاری داشته باشد و نشاط و آرامش پایدار به ارمغان آورد.

 

باید بدانیم که در انتخاب هدف، نباید اجازه داد که محیط و اطرافیان، رفتار ما را تحت کنترل درآورده و بنابراین هدف و خط‏مشی زندگیمان را طراحی کنند؛ چراکه آن‏ها ممکن است با روحیه، سابقه، علاقه، مهارت، دانش و نیازمان آشنایی کافی نداشته باشند. پس یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در انتخاب هدف که بخشی از آیندة ما را تشکیل می‏دهد، "خود" ما هستیم و مسؤولیت انتخاب آن‏را نیز باید خود بر عهده بگیرم.

 

حال با این مقدمة کوتاه ببینیم که باید از چه گذرگاه‏هایی برای تحقق هدف عبور کرد.

 

1- انتخاب هدف: اگر هدف را وضعیت مطلوبی که در آینده می‏خواهیم به آن برسیم، تعریف کنیم؛ نخست باید آن‏را انتخاب و تعیین کرد.

 

یاد بگیریم که هدف خود را بر روی کاغذی به‏طور کامل و روشن نوشته و پیرامون آن ساعت‏ها فکر کنیم. حتی آن‏را چندین بار پاکنویس کرده،‌ جرح و تعدیل کنیم تا بالاخره آن‏چه "می‏خواهیم"،‌ معلوم شود.

 

هرچه هدف شفاف‏تر و به نظر قابل حصول‏تر باشد، نزدیکی بیشتری با ما پیدا خواهد کرد و تمایل ما نیز به آن بیشتر خواهد شد. بنابراین هدفی را انتخاب کنیم که با "خودِ ما" سازگاری داشته باشد و به‏گونه‏ای بیانگر حالات و خلقیات‏مان باشد.  

 

درهرصورت بدانیم که باید هدفی را انتخاب کنیم تا مسیر حرکت آماده و مهیا شود. مثلی شرقی است که می‏گوید: "به طرف یک هدف، هدفگیری کن." انتخاب هدفی روشن که با توانایی‏های ما هماهنگی داشته باشد، قدم مهمی برای رسیدن به موفقیت است.

 

بدانیم که انتخاب هدف، کشف مهارت‏ها و استعدادهای نهفته‏ای است که درون ما وجود دارد و تا زمانی‏که هدف انتخاب نشود، آن‏ها امکان بروز و خودنمایی نخواهند داشت. بنابراین انسان‏های موفق تنها توانسته‏اند به کشف استعدادهای درونی خود بپردازند، استعدادها و خلاقیت‏هایی که همة انسان‏ها به‏گونه‏ای از آن برخوردارند و خدواند باریتعالی بدون منت، آن‏ها را به تمامی انسان‏ها از همان بدو خلقت، هدیه داده است.

 

آری، اهمیت‌ انتخاب هدف، در شکرگذاری از هدیه‏ای است که ارادة برتر برای بهتر زندگی کردن انسان‏ها به آن‏ها عطا می‏کند.  


 
comment نظرات ()

 
نوروزتان پیروز و هر روزتان نوروز
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٦:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱
 

 

در پیام پیشین گفتم که: کتاب "راز بهتر زیستن: رمز موفقیت همراه با آرامش" چاپ شد و در آن‏جا توصیه کردم که این کتاب را به‏عنوان عیدی و شادکردن دل‏هایی که دوستشان داریم و برایشان احترام و ارزش قایلیم،‌ هدیه کنیم. امروز اضافه کنم که می‏توانیم با هدیة نسخه‏ای از کتاب، به کسانی‏که شاید دوستشان نداشته یا به دلیلی از آن‏ها رنجیده خاطریم، لبخند محبت و دوستی را بر چهرة آن‏ها ترسیم کرده و همچنین، احساس شیرین سرور و آرامش و بخشش را در خود شعله‏ور کرده و آرزو کنیم که در سال جدید، هرگز کینه و جدایی به سراغمان نیاید و با دل‏هایی پاک و زلال،‌ ایام پربرکتی را برای خود و اطرافیان رقم زنیم.

 

***

 

در آخرین پیام سال 1386 خورشیدی و به مناسبت فرارسیدن سال جدید، نخستین مطلب کتاب "راز بهتر زیستن" را به تمامی یاران همراهم هدیه کرده و برای یکایک، سالی سرشار از شادی، سلامتی و موفقیت مسئلت می‏کنم.

 

***

 

در بهار و نوروز، زیبائی و طراوت فصل سبز و بارانی را در اندیشه و احساس‏ها می‏توان لمس کرد و چه خوب است که انرژی مثبت چنین احساسی را در روان اطرافیانمان جاری کرده و آرزو کنیم که همگی در ایام نوشدن طبیعت، با شادابی بیشتر و توانی والاتر و دستی فراختر و جسم و روحی سالم‏تر و ذهنی آماده‏تر به ساختن روزهایی بپردازیم که تمامی لحظاتش سرشار از موفقیت و کامیابی و سرور و شادی و لبخند و امید باشد.

 

بدانیم که ما خود معمار بنا و ساختمان زندگی‏مان هستیم که باید تمامی عمر را در آن سپری کرده و هر لحظه‏اش را در کنجی از آن بگذرانیم.

 

همیشه آرزو کرده‏ام که ساختمان زندگی من، در وسط باغی سرسبز و با درختانی سربه‏فلک کشیده، بنا نهاده شود تا هر از چندگاه، سفرة دلم را در کنار جوی آبی که از وسط آن می‏گذرد پهن کرده و با نسیم دلنشین و پرندگان درختانش هم‏آواز شوم.

 

آیا تا کنون به این نکته اندیشیده‏ایم که هر کسی ساختمان عمر خود را به گونه‏ای ساخته، ((چگونه زیستن)) را در آن تمرین و تجربه می‏کند و بنابراین، کمتر می‏توان شباهتی میان این‏همه بناهای رنگارنگ پیدا کرد.

 

اگر از ((چگونه زیستن)) در بنای خود راضی نیستیم، بیاییم در ایام و لحظه‏هایی که خود مناسب می‏دانیم دستی به سر و روی ساختمان چندطبقة غبارگرفته‏امان کشیده، آن‏را بازسازی کرده، اطاق و پستویی را خراب کنیم و سالنی نو با مصالح مرغوب که از جنس ((عشق))، ((هدف))، ((امید))، ((پشتکار)) و ((صبر)) باشد، بسازیم.

 

اگر از چیدمانش هم راضی نیستیم، تغییر دکوراسیون دهیم، تمامی رنگ‏های تیره را روشن کرده؛ پردة تمامی پنجره‏ها را از جنسی انتخاب کنیم که ((نور)) به راحتی بتواند از آن عبور کرده، ((اندرونی)) و ((بیرونی)) بنایمان را روشن کند؛ شاید هم بخواهیم وسایلش را عوض کرده یا اگر نتوانستیم، حداقل جابه‏جایشان کنیم.

 

به زیرزمین خانه‏مان هم حتماً سری بزنیم و غبارروبی کنیم و چیزهای به‏دردنخور را به‏دور اندازیم،‌ چیزهایی که طی سالیان متمادی در افکار و روانمان رسوخ کرده‏اند و خلاصی از آن‏ها می‏تواند راه را برای ورود افکار و ایده‏های خوب و تازه، هموار کند.

 

راه خلاص شدن این‏است که فهرست بلندی از این افکار و رفتار به‏دردنخور تهیه کرده،‌ آن‏ها را در رودی پرآب انداخته تا غرق شوند و دیگر به سراغمان نیایند.

 

آری؛ باید در هر بهار یا هر لحظة خاطرانگیز عمر،‌ یا بهتر بگویم، در هر لحظه‏ای از زمان که آمادگی روحی داریم، فکری به حال ساختمانی که سالیان سال آن‏را با اعمال و افکارمان بنا نهاده‏ایم، کرده و اجازه ندهیم که گذشت ایام و حوادث گوناگون، ستون‏های یک زندگی بانشاط و پویا را سست کرده تا درنهایت تخریب شود و اثری از آن در روزگاران باقی نماند!

 

چنان‏چه ستون‏های زندگی‏مان را این‏گونه تقویت کنیم، باید انتظار داشته باشیم که "موفقیت" به سراغمان آمده و ما را تا رسیدن به آرزوهایمان یاری کند.

 

کسانی‏که طعم شیرین موفقیت در زندگی را چشیده باشند، آرزوهایشان یکی پس از دیگری تعبیر شده،‌ به واقعیت خواهند پیوست و بنابراین، "انسان موفقی" برای خود، خانواده، جامعه و دنیا خواهند بود.

 

***

 

در پایان یک‏بار دیگر اجازه می‏خواهم که آدرس و تلفن "انتشارات بهجت" که این کتاب را به زیور طبع آراسته کرده،‌ برای همراهان عزیزم آورده و برای همه آرزوی سلامتی جسم و روان از خالق هستی آرزو کنم. شاد باشید.

  

تهران- خیابان ولی‏عصر، دو راهی یوسف‏آباد، شمارة 804- انتشارات بهجت

 

تلفن کتابفروشی: 88957171 – 021

 

 تلفن دفتر پخش:  88899907 – 021

  نوروزتان پیروز و هر روزتان نوروز


 
comment نظرات ()