راز

وسوسه
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢٤
 

پيام شماره 366

ياران همراه!

بايد بنويسم تا احساس بودن كنم،‌ اما نمي‏دانم كه چرا مدتيست وسواس در نوشتن پيدا كرده‏ام و نمي‏توانم به راحتي گذشته، قلم سياه را بر دل سفيد كاغذ به مأموريتي سترگ فرستاده و آواي دل را در گوش جان دوستانم به صدا درآورم. آرزو مي‏كنم چنين احساس و وسواسي دائمي نباشد و با تغيير شرايط ازبين برود.

شايد مي‏خواهم با ننوشتن مطالبي كه سرانجامشان در هاله‏اي از ابهام قرار دارند، به آرامش برسم، آرامشي كه مدت‏هاست از يار طلب مي‏كنم؛ شايد بركناري تعدادي از اساتيد دانشگاه،‌ قلم را به خانة‌ محافظه‏كاري برده است،‌ اما من كه خود را مي‏شناسم! طبيعتم با انديشة محافظه‏كاري دائم در ستيز بوده است. دوستان مي‏گويند،‌ سفر خانة‌ خدا،‌ در رفتار تغيير ايجاد مي‏كند. من‏هم از سفر برگشته‏ام. نمي‏دانم. شرايط سياسي- اجتماعي حاكم بر جامعه كه بر انديشة بسياري از انديشمندان سايه افكنده، يا حالات روحي علت ننوشتن شده است.

نمي‏دانم. اما به‏خوبي مي‏دانم كه بايد بنويسم و اجازه ندهم كه كلمات در روانم رسوب كرده،‌ زنگار بگيرند.

نمي‏خواهم با ننوشتن ساعت زندگي از كوك افتاده يا‌ كنترلي بر آن نداشته باشم كه اگر چنين شود، عدم را به‏همراه خواهد آورد. هر چند از رفتن اصلاً‌ ترسي بر دل ندارم، اما مي‏خواهم و آرزو دارم با چگونه زيستن، چگونه رفتنم را خود انتخاب كنم. مي‏خواهم با دستي پر،‌ مقابل يار حاضر شوم،‌ پس بايد بنويسم.

نمي‏خواهم با ننوشتن،‌ دل را روانه ناكجاآبادي كنم كه نداند به كجا مي‏رود، چرا مي‏رود و ترس از گرفتارشدن در دوگانگي روحي براي چيدن آن ميوة ممنوعه،‌ به دياري سفر كنم كه عاقبتش نامعلوم باشد. مي‏خواهم مسير سفر را خود انتخاب كرده،‌ آمادگي چيدن يا ناچيدن ثمر را داشته باشم.

نمي‏خواهم با ننوشتن،‌ به قفسي از خاطره‏هاي رنگي آويزان بمانم و با حسرت، بر ديوار گذشته كه استحكامش چندان معلوم نيست، تكيه زنم. مي‏خواهم با نوشتن،‌ ديوارهاي سست را فرو ريزم و بناي مستحكمي براي سكونت دل بسازم.  

نمي‏خواهم با ننوشتن،‌ همچون شمعي تنها و بي‏فروغ، در ازدحام كوير زندگي گم شده،‌ بودن و نبودنم ناپيدا باشد و پس از رفتن، ياد و خاطره‏اي از من باقي نماند. مي‏خواهم نوشته‏هايم چراغ راه و مرحمي بر دل‏هاي خسته باشند تا اميد و آرامش را براي همة كساني كه خسته و درمانده در كوير تنها مانده‏اند،‌ به‏همراه آورد.

نمي‏خواهم با ننوشتن،‌ بر ساية شب عكس سحرگاهان را در اوهام به تصوير كشيده بر خيالي باطل چنگ بزنم،‌ بلكه مي‏خواهم با جوش و خروش و اميد و توكل در ترنم سحرگاهان با عشق هم داستان شده، شوري در دل‏ها بياندازم.

نمي‏خواهم با ننوشتن،‌ رنگ زرد غروب پائيزي را بر خامة افكارم انداخته،‌ پريشاني و افسردگي به ارمغان آورم. بلكه مي‏خواهم رقص گلبرگ بهاري در حضور شبنم و سعي سالك اميدوار در حضور كعبة دل باشم تا شادي و توفيق و آرامش را براي همگان ارزاني كنم.

نمي‏خواهم با ننوشتن،‌ خواب نرم شبدر را در دشت وسيع افكارم آشفته كرده يا عطر خون گل سرخ در سرزمين شيدايي و عاشقي را بي‏بو كنم. مي‏خواهم با نوشتن، زندگي كنم و چگونه زيستن را تعليم دهم. قبلاً گفته‏ام كه:

"زندگی هرچه می‏خواهد، باشد، یک راه کوتاه حتی به درازای عمر،

یک خواب سنگین به عمق شب تار،

یک آه و تمنای سالک به بلندای فنا و بقا،

یک عبادت به بلندای همت عابد،

یک خروش به عظمت راه مجاهد،

یک پیام به وسعت آزادی و آزادگی

یا یک رؤیا به وسعت دل کودکی یتیم."

زندگي من اما بايد با نوشتن باشد.

بايد بنويسم تا زنده بمانم.

روزي كه ديگر ننويسم؛

- خامه دل شكسته است.

روزي كه ديگر ننويسم؛

          - شمع دل خاموش شده است.

روزي كه ديگر ننويسم؛

          - آسمان دل بي‏باران است.

روزي كه ديگر ننويسم؛

          - چشم دل خشك شده است.

روزي كه ديگر ننويسم؛

          - فردا ندارد، ايستاده است.

روزي كه ديگر ننويسم؛

رفته‏ام.

هميشه سبز و آفتابي باشيد.

 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()

 
"چگونه زيستن: رمز موفقيتِ توأم با آرامش"
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱۸
 

پيام شمارة 365

 

ياران همراه!

 

به حول و قوة الهي، نگارش و تنظيم كتاب تحت عنوان: "چگونه زيستن: رمز موفقيتِ توأم با آرامش" به پايان رسيد. علاقة فراواني به مباحث اين كتاب دارم و اميدوارم با پيداشدن ناشر مناسبي، هرچه زودتر كتاب را به دست چاپ بسپارم. اصلاً قرار نبود كه اين كتاب با چنين صورتي تنظيم شود، چراكه قبلاً بنا داشتم مطالب آن‏را در مجموعة مفصلي به‏چاپ برسانم، اما بنا به مشيت الهي،‌ مقرر شد كه آن فكر اوليه محقق نشود و كتابِ چگونه زيستن آمادة چاپ شود. براي آشنايي خوانندگان پيشگفتار و مقدمة‌ كتاب را مي‏آورم.

*

پيشگفتار

كتاب "چگونه زيستن: رمز موفقيتِ توأم باآرامش"، حاصل سال‏ها مطالعه و اندوختة تجربياتم است كه آن‏را با آغوش باز و مسرت فراوان به دوستانم پيشكش مي‏كنم تا شايد با مطالعة آن بتوانند بر بخشي از مشكلات خود غلبه كرده،‌ آرامش و نشاط را براي خود و اطرافيان به‏همراه آورند.

مطالب اين كتاب براي تمامي قشرهاي جامعه قابل استفاده و بهره‏برداري است و هر كس با هر پشتوانة تحصيلي و علمي مي‏تواند از موضوعات متنوع آن بهره‏مند شود. اين كتاب نه‏تنها براي افرادي كه از مشكلات فراوان زندگي متأثرند، قابل استفاده بوده بلكه منبع قابل مطالعه‏اي است براي كساني‏كه مي‏خواهند سرور و آرامش را در زندگي تجربه كنند و زندگي پالايش شده‏اي داشته باشند.

قبل از هر چيز بايد از كساني تشكر كنم كه در گذشته، بيشترين صدمات روحي را بر من وارد كرده، حوادث تلخي را پيش رويم قرار دادند و همين باعث نگارش چنين كتابي شد. اگر آن‏ها و رفتارشان نبودند،‌ شايد هرگز انگيزة نگارش اين كتاب در من ايجاد نمي‏شد و نواي دل خود را با ديگران تقسيم نمي‏كردم. پس، نه تنها از آن‏ها سپاسگزاري مي‏كنم بلكه با دلي مطمئن و آرام همة آن‏ها را مي‏بخشم و به خدايشان واگذار مي‏كنم. ياد گرفته‏ام كه هيچ كينه‏اي از كسي در دل نداشته باشم و خانة دل را تنها محل سكونت عشق و محبت و اميد نمايم. اميدوارم كساني‏كه اين كتاب را مطالعه مي‏كنند، همين احساس را در مقابل حوادث و بدخواهان پيدا كرده، آن‏ها را ببخشند و در آرامش زندگي كنند.

دكتر عليرضا رحيمي بروجردي

 دانشگاه تهران- پائيز 1386 هجري شمسي

مقدمه:

به‏راستي كمتر كسي را مي‏توان يافت كه نخواهد به تغيير اوضاع و احوال خويش بپردازد و‌ دستي بر وضعيت زندگي و اوضاع دروني و بيروني خويش بكشد. بيشتر افراد دوست دارند كه فرداي بهتري پيش‏رو داشته و موفقيت، نشاط، شادابي و آرامش بيشتري در انتظارشان باشد؛ به‏عبارت ديگر همه انسان‏هاي تلاش‏گر، اميدوار، پويا و جستجوگر مي‏خواهند در فرصت‏هاي مناسب به "بازسازي چگونه‏زيستن" خويش پرداخته،‌ بهتر زندگي كنند.

بيشتر انسان‏ها به‏دنبال كسب موفقيت‏اند، اما اگر بدانند به‏راحتي مي‏توانند به بالاترين سطوح موفقيت دست پيدا كنند، اين‏همه دلهره،‌ اضطراب، تشويش و احياناً افسردگي نخواهند داشت و با خيالي راحت، رموز موفقيت را يكي پس از ديگري پيدا كرده،‌ بهترين استفاده را از لحظاتي كه در آن قرار دارند، به‏عمل آورده و با آرامش بيشتري در انتظار آينده‏اي شيرين خواهند نشست.

انديشمندان به تأليف كتاب‏هاي زيادي براي چگونگي كسب موفقيت اهتمام ورزيده و هركدام از دريچه‏اي آن‏را مورد بررسي و كنكاش قرار داده‏اند،‌ اما كتاب‏هاي زيادي در مورد رابطه ميان احوالات دروني انسان‏ها از يك‏طرف و عشق و محبت از طرفي ديگر با موفقيت نوشته نشده،‌ هرچند كتاب‏هاي متعددي نيز دربارة تأثير و نفوذ عشق در زندگي انسان‏ها به رشتة تحرير درآمده است. به نظر من نطفة موفقيت در باطن تمامي انسان‏ها نهفته است و تنها بايد بتوان آن‏را از طريق خودشناسي،‌ اعتماد به نفس و توسل به نيروي عشق و محبت بارور كرده،‌ به منصة ظهور رساند.

چگونگي تأمل در احوالات دروني خويشتن نيز كار چندان پيچيده‏اي نيست و همچون عرفا و فلاسفه كه طي طريقت را براي آن معرفي كرده‏اند و البته اين كار دشواري‏هاي خاص خود را داشته و شايد از توان بيشتر افراد خارج باشد، مي‏توان با تمسك به تكنيك‏هاي ساده در خود نظر و به كنكاش و مطالعه در روحيه،‌ نيازها، آرزوها،‌ رؤياها و احوالات خويش پرداخت. براي مثال، مي‏توان در مناسبت‏هاي مختلف بسته به شرايط و مناسبت‏هاي زماني و روحي،‌ تأمل و گذر و نظري در درون خويش كرد؛‌ يعني در اعياد،‌ روزهاي مقدس و حماسه‏انگيز كه معمولاً ياد و خاطرة شخصيتي ديني يا ملي مورد تكريم و بزرگداشت قرار مي‏گيرد،‌ روز تولد و بسياري از مواقع و مناسبت‏هاي ديگر مي‏توان در كار و وضعيت خويش مطالعه كرد و به بازسازي احوالات خود همت گماشت.

مهم اينست كه بخواهيم احوال و رفتار خود را مورد ارزيابي قرار داده، بهترين عينكي كه از پشت آن بتوان زيباترين جلوه‏هاي هستي و زندگي را نظاره كرد، بر چشم گذاشت و بدين‏سان، آرامش بيشتري را به زندگي خود و اطرافيان هديه كنيم. يكي از مناسب‏ترين ايام در فرهنگ و آداب و رسوم ايراني، براي مطالعه در افكار و رفتار،‌ فصل بهار است كه همه چيز نو و تازه مي‏شوند و همه سعي مي‏كنند گرد و غبارها را به پاكيزگي و طراوت بدل سازند.

در اين كتاب به روش‏هاي مختلفي اشاره شده كه از آن طريق مي‏توان كسب موفقيت كرد و از همه مهم‏تر به آرامش رسيد. براي مثال،‌ تكيه بر اصول اخلاقي، خواستن، استفاده از قوة تخيل، تكيه بر نيروي باور،‌ سازگاري با محيط و اطرافيان،‌ چگونگي پركردن اوقات فراغت، جهاني انديشيدن، تسليم نشدن در برابر حوادث، مقابله با حوادث،‌ غلبه بر ناملايمات،  فراگيري روش مبارزه،‌ پرورش صفت خورشيدصفتي،‌ توليد انرژي مثبت، پاشيدن بذر عشق و تفسير واقع‏بينانه از آن، پالايش روان و داشتن آرزوهاي بزرگ ازجمله روش‏هاي مورد استفاده براي كسب موفقيت توأم با آرامش معرفي شده است.

در نگارش مطالب مختلف كتاب، نه‏تنها مطالعات متعدد انديشمندان مورد استفاده و استناد قرار گرفته، بلكه تجربيات شخصي‏ام را نيز مدنظر قرار داده و سعي كرده‏ام هر واژه‏اي را كه به‏كار مي‏برم در حد مقدور از دل برخيزد تا اميد داشته باشم كه انشاءالله بر دل‏هاي خوانندگان اين سطور نيز بنشيند. بنابراين، نوشته‏هاي اين مجموعه را نبايد در جرگة مطالعات روان‏شناختي كه فن و تخصص مخصوص به‏خود را دارد، به‏حساب آورد و نويسنده نيز هيچ‏گونه ادعايي در اين مورد ندارد، بلكه تنها بايد آن‏را حاصل نواي دل و تجربيات شخصي نويسنده به‏حساب آورد كه خواسته با ديگران تقسيم كند. من از اين روش‏ها براي مقابله با حوادث و مشكلات زندگي استفاده كرده‏ام و بيشترين حاصل موفقيت خود در زندگي را مديون روش‏هاي مورد بحث در كتاب مي‏دانم. مطمئن هستم اگر كساني هم از اين روش‏ها در زندگي استفاده كنند،‌ موفقيت توأم با آرامش و سرور نصيب‏شان خواهد شد.

مطالب كتاب در 23 مقاله كوتاه كه هر مطلب حاوي بررسي يكي از روش‏هاي موفقيت است، تنظيم شده كه عبارتند از: بازسازي چگونه زیستن در هر سال براي كسب موفقيت؛‌ موفقیت در زندگی را چگونه تجربه كنیم؟؛‌ رمز موفقیتِ توأم با آرامش، پافشاری بر ((اصول اخلاقی)) یا برخورداری از Principle است؛ رمز موفقیت و برنده شدن در زندگی، ((خواستن)) است؛ موفقيت با قوة‌ تخیل: کلید خواستن؛ بايد باور کنیم که می‏توانیم، آن‏گاه موفقیت از آنِ ماست؛ رمز موفقیت توأم با آرامش: عفو و بخشش، متوقع نبودن و سازگاری با محیط و اطرافیان؛‌ چگونگي پركردن اوقات فراغت: يكي از رموز موفقيت؛ رابطه ميان موفقيت و جهاني انديشيدن؛ تسلیم حوادث نشدن: رمز ديگر موفقيت؛‌ موفقيت يعني مقابله با حوادث زندگی؛‌ تأمل در احوالات خويشتن: يكي از رموز موفقيت؛ فراگيري روش مبارزه: از اصول موفقيت؛ غلبه بر ناملایمات: رمز موفقيت؛ خورشید صفتي از رموز موفقيت؛ موفقيت يعني توليد انرژی مثبت؛ پاشيدن بذر عشق از اصول خدشه‏ناپذير موفقيت؛‌ تفسير عشق:‌ نگاهي واقع‏بينانه به موفقيت؛ " فرهنگ‏سازي عشق" براي غلبه بر مشكلات و كسب موفقيت؛ پالايش روان از اصول موفقيت؛ تنها عشق براي كسب موفقيت كافي است و بس!؛‌ داشتن آرزوهاي بزرگ:‌ از رموز موفقيت و بالاخره، چگونه زيستن: رمز موفقيت.

مطالب مختلف اين كتاب، طي سال‏هاي مختلف به رشتة تحرير درآمده‏اند. برخي از آن سال‏ها،‌ برايم كاملاً دشوار و طاقت‏فرسا بودند،‌ به‏گونه‏اي كه پيشامدهاي آن دوران، مي‏توانست ضعف و افسردگي بر روح حاكم كرده، پيامدهاي بسيار منفي به‏دنبال داشته باشد. اما من با توكل به ارادة برتر و قدرت عشق لايزال الهي توانستم با تمامي كساني‏كه آن‏روزها قصد داشتند با تخريب شخصيت و هتك حرمت، موقعيت اجتماعي و حتي وضعيت روحيم را به مخاطره بياندازند، مقابله كنم و با استفاده از روش‏هايي كه در اين كتاب معرفي كرده‏ام، نه‏تنها آن واقعة‌بسيار تلخ نتوانست خللي در روحيه و رفتارم ايجاد كند، بلكه تمامي آن‏ حوادث را به فرصت‏هاي خوب براي پيشرفت و تعالي استفاده كردم تا جايي‏كه اكنون داراي آن‏چنان موفقيت توأم با آرامشي هستم كه هيچ‏گاه تجربة‌ آن‏را نداشتم و اين‏همه را مديون توسل به عشق لايزال الهي ميدانم كه امكان قرارگرفتن در وضعيتي به‏مراتب بهتر در مقايسه با گذشته را برايم مهيا كرده است.

اعتقاد دارم وقتي ((باور))‌كنيم كه ((مي‏توانيم))، تسليم حوادث و ناملايمات نشويم، مبارزه‏اي مستمر را براي نيل به آرزوها و اهداف خود اختيار كنيم و توكل بر عشق و تسليم‏شدن محض در برابر قدرت لايزال آن‏را در قلب و روان خود جاري نماييم، قادر خواهيم بود به‏راحتي بر هر مشكلي در زندگي فائق آمده و بهترين حالت موفقيت را نصيب خود كنيم، كاري كه من كردم و موفق شدم و مطمئن هستم هر كس ديگري هم با استفاده از روش‏هاي اين كتاب، مي‏تواند به‏طور يقين موفقيت را به‏سوي خويش بكشاند.

آرزو مي‏كنم كه نوشته‏هاي اين مجموعه بتواند گره‏گشاي بسياري از مشكلات باشد و آرامش و نشاط را براي همگان به‏همراه آورد.

 

هميشه سبز و آفتابي باشيد!

 


 
comment نظرات ()

 
معرفی "انجمن حمايت از مديريت جهاني اماكن مقدسه حرمين‏الشريفين در مكه و مدينه"
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۸
 

پيام شماره 363

 

ياران همراه!

 

امروز بنا داشتم كه قسمت پنجم مطلب "راه نجات" را تحرير كنم، اما تصميم گرفتم به معرفي انجمني بپردازم كه در آغاز راه قرار داشته و اگر بتواند مسير را با موفقيت ادامه دهد،‌ قادر خواهد بود كه تأثيرات مثبت فراواني را در آيندة اسلام و مسلمين برجاي گذارد. از تمامي دوستان و همراهانم تقاضا مي‏كنم به آدرس سايت http://haram-sharif.blogfa.com  مراجعه كرده و در صورت تمايل به عضويت اين انجمن كه قرار است در قالب سازماني غيرانتفاعي فعاليت كند،‌ درآيند. درضمن توصيه مي‏كنم كه آدرس انجمن را براي تمامي دوستان خود ارسال كرده و به معرفي گستردة انجمن بپردازند كه مطمئناً اجر و ثواب فراواني نزد احديت در اين ايام عزيز خواهد داشت. ايامي كه مصادف با شب‏هاي قدر است و انشاءالله نيكوترين سرنوشت برايمان در اين ايام رقم خواهد خورد.

تمام كساني‏كه توفيق زيارت مسجد‏النبي، مسجدالحرام و اماكن مقدسة مكه و مدينه را داشته‏اند،‌ به ظلمي كه سلفيون و وهابيون بر تمامي مسلمين روا مي‏دارند، واقفند. ظلمي كه نشئة و لطف زيارت را در كام مسلمانان تلخ كرده و حضور دل را در اين اماكن كم‏رنگ مي‏كند. بديهي است اگر "مديريت جهاني" اماكن مقدسة‌ حرمين‏الشريفين در اختيار جهان اسلام قرار گيرد، ضمن آن‏كه دست وهابيون كافر از حرمين‏الشريفين كوتاه خواهد شد، وحدت و يكپارچگي ميان مسلمين افزايش خواهد يافت. به‏طور قطع ايجاد چنين انجمن‏هايي مي‏تواند مسير مناسبي فراهم سازد كه سلطة سلفيون و وهابيون بر اماكن مقدسة حرمين‏الشريفين قطع و مديريت چنين اماكني را جهان اسلام عهده‏دار شود تا همه مسلمانان بتوانند با آرامش و خيال آسوده‏تري به زيارت بپردازند و مشكلاتي كه درحال حاضر بر تمامي عاشقان يار براي زيارت وارد مي‏شود، ازبين برود.

به اميد آن‏روز انشاءالله

 

هميشه سبز و آفتابي باشيد.

 

 

 

"انجمن حمايت از مديريت جهاني اماكن مقدسه حرمين‏الشريفين در مكه و مدينه" در قالب سازماني غيردولتي فعالیت خود را به زودی آغاز خواهد کرد. علاقمندان به عضويت در اين انجمن مي‏توانند با آدرس الكترونيكي مدير سايت تماس گرفته يا در بخش نظرخواهي، علاقه‏مندي خود را براي عضويت اعلان نمايند تا در اسرع وقت با آن‏ها تماس گرفته شود.

 

به اميد آزادسازي حرمين‏الشريفين از چنگال سلفيون و وهابيون

 

http://haram-sharif.blogfa.com

 


 
comment نظرات ()

 
دنيا
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۳
 

پيام شماره 362

 

ياران همراه!

 

دنيا!

اين حديث ناتمام وسوسه‏انگيز كه ما را با خود مي‏برد؛ مي‏فريبد؛ طنازي مي‏كند؛‌ عشوه مي‏كند، دلربايي مي‏كند؛ عشقبازي مي‏كند؛ هوسراني مي‏كند؛‌ سفرة رنگين پهن مي‏كند؛ لباس فاخر بر تن مي‏كند؛ بازي مي‏دهد؛ مال و مكنت مي‏دهد؛ شهرت و مقام مي‏دهد؛ غرور و افتخار مي‏دهد؛ خوشي و ناخوشي مي‏دهد؛ خنده و گريه مي‏دهد؛ همسر و اولاد مي‏دهد؛ مشغول مي‏كند؛ مغبون مي‏كند؛ مفتون مي‏كند؛ مبهوت مي‏كند و.............. به‏يكباره! همه را مي‏گيرد. مي‏برد. مي‏درد و درعوض، يك‏دست كفن سفيد مي‏دهد همراه مراسمي و گريه‏اي و الفاتحه. تمام!

اين‏جاست كه انسان بايد به خود آمده، با تمامي وجود بگريد و بگويد: "معبود من! تو مرا در خردسالى در نعمت‏ها و احسان خويش پروراندى و در بزرگى نامم را بر سر زبان‏ها بلند كردى. پس اى كسي‏كه در دنيا مرا به احسان و فضل و نعمت‏هاى خويش پرورش دادي و همه را توشه‏اي براى آخرتم كردي. معبود من! به‏جز تو كيست كه فرداي قيامت از دست دشمنان خلاصم كرده و در آن‏روز به ريسمان چه كسى چنگ بزنم اگر تو رشته خود را از من قطع كنى؟ آيا رسوايى بزرگ‏تر از آن‏چه در نامه اعمالم فرستاده ام،‌ وجود دارد؟ اى بهترين كسى كه ندايش کنند و برترين كسى كه اميدش دارند، معشوق من! تنها به درگاه تو توسل مي‏جويم،‌ پس تو اميدت را در دلم ثابت و محكم فرما. دلم را منحرف مساز و بر من ببخش از رحمت خود كه براستى بخشنده‏تر از تو كيست؟ معبود من! به عزتت سوگند اگر مرا براني، هرگز از در خانه‏ات برنخيزم و دست از تملق و چاپلوسيت برندارم،‌ چراكه بر كرم و رحمت بي‏نهايتت آگاهم كه بر دلم الهام شده است. بارالها! بنده به نزد چه كسى مي‏تواند پناه ببرد، جز به درگاه مولايش. خداي من! مخلوِق به كه پناهنده شود جز به خالق و آقايش. آقاي من! اگر مرا به زنجير و بند گرفتارم كنى و از عطايت بازدارى و در ميان انظار مردم، رسوايي‏هايم را به چشم بندگانت آرى و دستور بردنم را بسوى دوزخ صادر كنى و ميان من و نيكان حائل گردى؛‌ من هرگز اميدم را از تو قطع نخواهم كرد و آرزومنديم را از عفو تو بازنگردانم و محبتت را از دلم بيرون نكنم و نعمت‏هايى كه در دنيا به من دادى و پرده پوشي‏هايت را فراموش نمى‏كنم. اى معبود من! محبت دنيا را از دلم بيرون كن، مرا ببخش و بيامرز."*

 

چشم بر دنيا بستم

دل افتاد زدستم

نبض دل را گرفتم

عمرم به‏سر آمد، رستم

 

يار! 

اين محبوب هميشه همراه و بي‏ريا كه به ما پناه مي‏دهد؛ گرمي مي‏دهد؛ آرامش مي‏دهد؛ بدي مي‏كنيم، مي‏بخشد؛ سركشي مي‏كنيم، فروتني مي‏كند؛‌ زشتي مي‏كنيم، چشم مي‏پوشاند؛‌ نعمت مي‏دهد، كفران مي‏كنيم،‌ ناديده مي‏گيرد؛‌ به مردم رو مي‏آوريم كه خوار و تحقيرمان كنند، چشم فروبسته ما را به دامنش بازمي‏گرداند؛‌ لجاجت مي‏كنيم، با ما دوستي مي‏كند،؛ نافرماني مي‏كنيم، بردباري مي‏كند؛ بي‏شرمي مي‏كنيم، رأفت و مهرباني مي‏كند.

يار!

با نعمت‏هاي فراوانش بر ما دوستى مي‏كند و درمقابل، ما با ارتكاب گناهان فراوان با او معارضه مي‏كنيم،‌ اما او آن‏چنان مهربانانه و سخاوت‏مندانه با ما رفتار مي‏كند كه گويي، هرگز گناهي مرتكب نشده‏ايم.

يار!

كسي‏كه از جانب ما اعمال زشت بسويش سرازير شده، اما او هرگز نعمت‏هاى فراگيرش را از ما دريغ نمي‏سازد. آيا بزرگوارتر و مهربان‏تر و بردبارتر و كريم‏تر از يار هست؟ 

پس دست دعا و نيايش به‏سوي يار دراز كرده، با تمام وجود ناله كنيم: "اى معبود من! به زبانى كه گناه لالش كرده،‌ با تو راز و نياز كرده و توسط دلى كه جنايت به هلاكتش كشانده، با تمامي وجود مى‏خوانمت درحالي‏كه هراسان و خواهان و اميدوار و ترسانم! اى مولاى من! هنگامى كه گناهانم را مشاهده مى‏كنم،‌ هراسان مي‏شوم و چون بزرگوارى تو را مي‏بينم به طمع مي‏افتم. معشوق من! اگر از من درگذرى، بهترين مهرورزى كه همانا شايستة توست و اگر عذابم كنى،‌ هرگز ستم نكرده‏اى (و مي‏دانم آن‏را دليل و بهانه‏اي براي من قرار داده‏اي كه دلبرى و منت‏كشي كنم). بارالها! گناهان مرا به پوشش خود بپوشان و به كرم ذاتت از سرزنش كردنم درگذر كه همانا تنها تو آمرزنده و مهرباني."*

 

چشم بر روي تو بازشد

زندگي آغاز شد

خرمن نفس دود شد

عقل و دين بيدار شد

 

هميشه سبز و آفتابي باشيد.

 

* برداشت‏هايي آزاد از دعاي پرفيض ابوحمزة ثمالي

 


 
comment نظرات ()