راز

عشق یار
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٧
 

 

در میهمانی خدا،‌ عشق‏بازی، حس و طراوت دیگری دارد. حسی که کمترین بخش از نشئة دنیا قادر به فهم آن‏ست و طراوتی که عالم ماده کمتر می‏تواند آن‏را حس کند و اگر صورت و ظاهری از هر دو در دنیا وجود دارد،‌ برای درک عالم برتر است.

صورتی که انسان‏ها می‏خواهند آن‏را در ایام خودساختة دلدادگی و دلبری چون "ولنتاین" یا "سپندارمذگان" در بوم دنیا به تصویر کشیده، بخشی از شکوه و عظمت و زیبایی و عشوه‏گری و لطافت آن‏را در عالم نفس درک کنند.

ژرف‏نگری در صورت دنیا اما، خبر از عشق‏بازی تمامی مظاهر خلقت با یکدیگر می‏دهد، که فهم چنین دلبری و دلدادگی را باید در تکامل و هم‏زیستی عاشقانة آن‏ها که به‏راستی نمادی متعالی از عبادت و پرستش معبود است، جستجو کرد.

نمادی که در:

عشق‏بازی پروانه با پرچم‏ گل ِکاشی سقاخانة آرزوها؛

و طپش قلب عاشق با ضربان نبض پرندة مهاجر در سحرگاهان؛

و جیک‏جیک گنجشک‏های درخت همیشه سبز بر سرشاخه‏های درخت انتظار برای دیدن رخ یار؛

و موسیقی حرکت موهای سر عاشق در نسیم صبحگاهی برای دلبری از معشوق؛

و نوای پرنده‏های دشت لاله‏های واژگون برای شنیدن صدای معبود؛

و شکوه لاله‏های واژگون برای درک زیبایی یار؛

و لطافت و طراوت شبنم مهتاب برای حس لطافت معشوق؛

و حضور دل عاشق منتظر برای درک دوست؛

و عشوة نیلوفر تالاب مرغان مهاجر برای دل‏بردن از یار؛

و شنیدن بوی بیابان‏های بی‏کس و تنها برای فهم حضور معشوق؛

و عطر پیالة می‏فروش مهر و محبت برای پاکیزگی روح و روان؛

و.....

هویدا است.

آری، تمامی مظاهر عالم در عشق‏بازی مستمر با یکدیگرند؛

عشق‏بازی سنگ صبور و منتظر نهر با آب خروشان و مغرور

عشق‏بازی ماه طناز و عشوه‏گر با تاریکی آسمان

عشق‏بازی مهتاب با برکه‏ای تنها

عشق‏بازی ریشة درخت با خاک

عشق‏بازی باد با خاک

عشق‏بازی آب با خاک

عشق‏بازی پرندگان با برگ‏های آویزان

عشق‏بازی ابر با باران

عشق‏بازی رنگین‏کمان با باران

عشق‏بازی خون با رگ

عشق‏بازی جسم با روح

عشق‏بازی زمین با آسمان

عشق‏بازی طبیعت با انسان

عشق‏بازی انسان با خدا

.......

لیستی کوتاه از عشق‏بازی مظاهر عالم خلقت که همه می‏توانند با گوشه چشمی بر ابعادش اضافه کرده، بیتی بر ابیات بلند شعر آفرینش بیافزایند. به‏راستی عالم خدا تنها و تنها صحنه‏های باشکوهی از عشق‏بازی مخلوقات بوده که نمادی متعالی از عبادت و پرستش معبود است؛ که چشم بینا می‏خواهد و دل هوشیار.  

*

در میهمانی خدا، در انتظار عشق

معشوق منتظر است، دل بنواز

در میهمانی خدا، بر آستان فراق

دل پرکشیده است، بنده نواز

در میهمانی خدا، در خیال رفیق

می نوشیده است، محرم راز

در میهمانی خدا، در تصور تصدیق

عقل مستغنی است، بسرمة‌ ناز

در میهمانی خدا، در آرزوی توفیق 

کام شیرین است، می‏آیم باز 

(( برگرفته از کتابم تحت عنوان: "عشق یار"))

 


 
comment نظرات ()

 
فرهنگ‏سازی عشق برای غلبه بر مشکلات و کسب موفقیت
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٤
 

 

 

مطلب زیبایی از کتاب "راز بهتر زیستن: رمز موفقیت همراه با آرامش" تحت عنوان: "فرهنگ‏سازی عشق برای غلبه بر مشکلات و کسب موفقیت" به مناسبت ایام ولنتاین انتخاب کردم که امیدوارم بپسندید. انشاءالله این کتاب بزودی توسط انتشارات بهجت به‏چاپ خواهد رسید.*روز ((ولنتاین)) در بسیاری از کشورها‌،‌ نوید عشق و دلدادگی به ارمغان می‏آورد. در این ایام، زنان و مردان، عطر عشق و محبت را بر روی هم می‏پاشند و شاخه گل‏های دوستی و محبت را نثار هم می‏کنند. چنین سنت پسندیده‏ای که مردم، یک‏روز را به‏نام ((عشق و محبت)) نام‏گذاری می‏کنند و هرگونه کینه و نفرت را از دل‏های خود می‏زدایند، نه‏تنها باید تکریم شود، بلکه تطابق آن با فرهنگ ایرانی و تلاش در ((فرهنگ سازی)) مظاهر آن، باید با جدیت مورد عنایت مسئولان فرهنگی کشور قرار گیرد. البته جا دارد به این نکته نیز توجه نمود که در تاریخ کهنِ ایران‏زمین، روز ((سپندارمذگان)) که از بیست قرن پیش از میلاد در روز 29 بهمن مورد تکریم و شادباش قرار می‏گرفته است، نمادی از عشق و محبت تلقی می‏شد. ((سپندارمذگان)) را لقب ملی ایران‏زمین نام‏گذاری کرده بودند و در این روز، زنان و مردان با آئین‏های ویژه‏ای به یکدیگر تبریک می‏گفتند و عشق و محبت و آزادگی را برای یکدیگر از خداوند مسئلت می‏کردند. تطابق روز ((ولنتاین)) با ((سپندارمذگان)) اگر تکرار و تقلیدی از آداب و رسوم ایرانیان از طرف سایر ملّت‏ها هم تلقی نشود، بیانگر احساسی است که تمامی انسان‏ها در دورترین نقاط کرة زمین، به دنبال عشق و دوستی و محبت و آزادگی و صلح و آرامش هستند و از کینه و نفرت و جنگ و آشوب، تبری می‏جویند. فطرت تمامی انسان‏ها، صلح‏جو و به‏دنبال عشق و محبت است و اعتقاد عمومی بر این است که از "دولتِ عشق" می‏توان به توانگری و سلامت و آرامش واقعی دست پیدا کرد. همه می‏توانند در دولتِ عشق، مسیر هدایت و رستگاری را به آسانی پیدا کرده و تمامی فضیلت‏های اخلاقی را در خود بارور کنند. دولت عشق، زیبایی را به انسان‏ها هدیه می‏دهد و می‏خواهد که همه، یکدیگر را زیبا ببینند. در دولت عشق، اهانت و تمسخر دیگران و عقایدشان جایی نداشته و زشتی‏ها و پلیدی‏ها با سلاح محبت، محو می‏شوند. دولتِ عشق، بخشندگی و ایثار و ازخودگذشتگی را به همه ارزانی می‏دارد تا همه یاد بگیرند چگونه با کمال آرامش درکنار هم، زندگی مسالمت‏آمیز داشته باشند. در واقع گرامیداشت چنین روزهایی به این خاطر است که عشق و محبت را به دیگران ببخشیم، چراکه اگر توانایی بخشندگی عشق به دیگران را نداشته باشیم، هیچ‏گاه به مفهوم اصیل عشق آگاهی پیدا نکرده‏ایم. باید بتوانیم عطر عشق را دست‏ودلبازانه و بدون منّت به دیگران بپاشیم تا خود عاشق شویم. باید بذر عشق را هر روز در نهاد خود آبیاری کرده، محصولش را با فراغ بال به دیگران ارزانی کنیم. باید امیدوار بود که سنت‏های پیشین پدران ما در جامعة ایرانی و تمامی کشورهای فارسی زبان، دوباره احیاء شود، تا حداقل در یک روز از سال، محصول عشقی را که هر روز در روان خود پرورانده‏ایم، به دیگران هدیه کنیم،‌ چراکه پدران ما نیز اعتقاد داشتند تمامی مشکلات با سرپنجة عشق و محبت به سادگی گره‏گشایی خواهند شد و آثار موفقیت با فرهنگ‏سازی عشق در روان انسان‏ها هویدا می‏شود. 
 
comment نظرات ()

 
دكتر رهبر در سنگر دانشگاه
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٠
 

شکسپير می‏‌گويد: "برخی انسان‏ها بزرگ آفريده شده‌اند؛ برخی بزرگی را به‏دست می‏‌آورند و بر گروهی، بزرگی ناخواسته سوار می‏‌شود."

بسياري از استادان و مردان دانش و معرفت، بزرگی را با جهد و کوشش فراوان به‏دست می‏آورند و بزرگ‏تر از آن‏ها يعنی کسانی‏که بزرگ آفريده شده‌اند، سمت و سوی تاريخ را شکل می‏‌دهند؛ یعنی کسانی‏که "حتی اشتباهاتشان در فرآيندهای تاريخی، زايندة پويايی است."

مردان بزرگ مدام در تلاش‏اند كه بزرگی را با سرعت‏بخشیدن در نظم به امور حاصل کنند و طبق قانون دوم ترمودینامیک اعتقاد دارند که: "اگر اشیا جهان به‏حال خود واگذاشته شوند، به بی‏نظمی می‏گرایند و هیچ‏وقت سامان اولیة خود را باز نمی‏یابند." بنابراین، آن‏ها در تلاش مداومند که چنین نظمی را به اطرافیان سرایت دهند، چراکه تفکر در محیط نظم‏یافته از جلوه و تأثیر بیشتری برخوردار خواهد شد. اين افراد تمامي لحظات وجودشان سرشار از شادابي و ايثار و فرزانگي و آزادگي است و بنابراين، انوار بزرگي و بزرگ‏منشي را مدام از خود ساطع كرده، بر اطرافيان مي‏پاشند.

دانشگاه اما‌ مكاني براي بزرگ بودن و بزرگ انديشيدن و افراد بزرگ تربيت كردن است و كسي‏كه هدايت چنين مكان متعالي و بزرگي را به‏عهده مي‏گيرد،‌ بايد بزرگ فكر كند و انديشمندان و مشتقان علم و معرفت را به مكتب "خورشيد صفتان" بفرستد و خود هرگز پا به سراي "سارصفتان" نگذاشته،‌ ژرف‏نگري،‌ آزادگي،‌ فرزانگي،‌ گشاده‏دستي بخشش و ايثار در زندگي و در نهايت،‌ الگو برداري از منش مردان بزرگ را به اطرافيان بياموزد.

امروز،‌ "دكتر فرهاد رهبر" هدايت سكان دانشگاه تهران را در دست خواهد گرفت و مأموريتي سترگ را آغاز خواهد كرد كه قدر و فهم چنين رسالتي تنها از عهدة‌ مردان بزرگ برخواهد آمد. مردان بزرگي كه اگر بزرگ آفريده نشده يا بزرگي را هم به‏دست نياورده باشند،‌ ارادة‌ برتر چنين تقدير كرده كه بزرگي بر آن‏ها سوار شود. نتيجه اما در هر سه حالت يكي است و تمام كساني‏كه در چنين موقعيتي قرار مي‏گيرند،‌ بايد قدر بزرگي را دانسته و اثراتش را به اطرافيان هديه كنند.

دكتر رهبر استاد فاضل،‌ خوش‏رو و دوست‏داشتني دانشكده اقتصاد،‌ امروز در چنين جايگاهي قرار گرفته و اميد است كه فضيلت بزرگي دانشگاه را در جايگاهش پاس داشته و حاصل مبارزاتش در اين سنگر مقدس، نتيجه‏اي جز بزرگي در پي نداشته باشد.  

به او تبريك گفته و برايش آرزوي موفقيت مي‏كنيم.  


 
comment نظرات ()

 
راز آزادگی
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٦
 

كسي‏كه در مكتب فقر و عشق تلمذ مي‏كند، راز آزادگي را به‏خوبي مي‏آموزد. ازطرفي بايد ميل به آزادگي داشت، تا به تكامل رسيد و براي اين‏همه بايد در مكتب بي‏نيازي زندگي كرد.

كسي كه مي‏خواهد آزاده باشد بايد بي‏نياز باشد چون كسي كه وابسته به غير است نمي تواند آزاده باشد.

كسي هم كه بي‏نياز باشد مسئوليت‏پذير بوده و بالطبع نمي تواند بي‏تفاوت باشد.

بي‏نيازي رابطه مستقيمي با تكامل دارد و بنابراين چنين فردي مدام به سوي تكامل و بهترشدن پر كشيده از حالتي به حالتي برتر پرواز مي كند.

بي‏نيازي از دنيا به معناي قطع ارتباط با دنيا نيست كه منظور بريدن از وسوسه‏هاي دنياست كه انسان را از مسير تكامل دور مي سازد.

از صفات و علايم عاشق، دوري‏جستن از طمع‏ورزي است،‌ چراكه آلودگي نفس را به‏دنبال خواهد داشت و عزت رهرو را خدشه‏دار مي‏كند. درمقابل، بي‏نيازي سبب تكامل رهرو از ابعاد گوناگون خواهد شد. بي‏نيازي حالت رضايت‏مندي و خشنودي نفس است به آن‏چه كه در اختيار دارد. درواقع كسي‏كه صفت بي‏نيازي را در خود بارور كرده، براي زندگي بهتر و سير به تكامل، طالب بيشتر داشتن و وابستگي به دنيا نيست و با آن‏چه كه در اختيار دارد و با توكل به عشق، بهترين نوع زندگي را براي خويش ترسيم مي‏كند.

از گفته بزرگان، سالكان و رهبران شريعت پيداست كه بي‏نيازي موجب عزت، سربلندي،‌ خوش‏خلقي، رستگاري و توانگري مي‏شود. چنان‏چه سعدي اضافه مي‏كند:

"قـنـاعـت تـوانـگـر كـنـد مـرد را

خبـر كـن حريص جهانگرد را

قـنـاعت كـن اي نـفس بـر انـدكي

 كه سلطان و درويش بيني يكي

چو سيراب خواهي شدن ز آب جوي

چـرا ريزي از بهر برف آبروي"

شخص بي‏نياز به تعبير علي (ع)، داراي ثروتي است پايان‏ناپذير كه مدام بر آن اضافه مي‏شود. مولي متقيان مي‏فرمايد: "برترين بي نيازي و دارايي، بي‏اعتنايي به آن‏چه در اختيار مردم است.»[1] بنابراين،‌ بي‏نيازي موجب آرامش و آسايش شده و آزادگي به‏دنبال مي‏آورد؛ چنان‏چه علي (ع)‌ مي‏فرمايد:‌خود را از هر كس بي‏نياز كن تا آزاده باشي.[2]

بايد دانست كه بي‏نيازي، پشت‏كردن به دنيا و دست‏كشيدن از كار و فعاليت نيست؛ چنان‏چه از امام صادق(ع) نقل است که مي‏فرمايد:

" مردی از اصحاب پيامبر اوضاع زندگيش سخت شد. همسرش گفت: ای کاش خدمت رسول‏الله (ص) می‏رسيدی و از او چيزی می خواستی. مرد اجابت كرد و چون حضرت او را ديد فرمود: هر که از ما سؤال کند به او عطا می کنيم و هر که بی‏نيازی جويد خدايش بی‏نياز می‏کند. مرد با خود گفت: مقصودش جز من نيست؛ پس به‏سوی همسرش آمد و به او خبر داد. زن گفت: رسول‏الله(ص) هم بشر است و از حال تو خبر ندارد، او را از حال خودت آگاه کن. مرد اجابت كرد و چون حضرت او را ديد فرمود: هر که از ما سؤال کند به او عطا می کنيم و هر که بی‏نيازی جويد خدايش بی‏نياز می‏کند. تا سه بار آن مرد چنين کرد. سپس رفت و کلنگی عاريه کرد و به جانب کوهستان رفت. از بالای کوه مقداری هيزم جمع آوری کرده، آن‏ها را به نيم چارک آرد فروخت و آن را به خانه برد. فردا هم رفت و هيزم بيشتری آورد و فروخت و همواره کار می‏کرد و اندوخته می‏نمود تا اين‏که توانست کلنگی بخرد. باز هم کار کرد تا دو شتر و غلامی خريد و ثروتمند بی‏نياز شد."[3]

ژرف‏نگري در حديث بالا، معلوم مي‏كند كه بي‏نيازي جستن به مردم، جهد و تلاش و توكل به باريتعالي،‌ باعث مي‏شود كه انسان، ثروتمند بي‏نياز شود؛ اما نبايد به مال دنيا دل بست و براي به‏دست آوردن آن هر وسيله‏اي را توجيه كرد. چنان‏چه قرآن مي‏فرمايد:

"هرگز چشم خود را به نعمت‏های مادی که به گروه‏هايی از مردم داده‏ايم ميفکن، که اين‏ها شکوفه‏های زندگی دنيا است و برای آن است که آنان را با اين بيازماييم و روزی پروردگارت پايدار است".[4]

پس مال دنيا براي آزمايش بندگان ايجاد شده تا آن‏ها توسط آن به‏سوي تكامل و بندگي كامل پرواز نموده كه همان موفقيت در آزمون الهي است. بايد دانست كسي‏كه با مكتب فقر و عشق آشنا باشد، به‏خوبي خواهد توانست از اين آزمون الهي با موفقيت خارج شود. به‏عبارت ديگر، گسترش مكتب فقر و عشق، ترويج انديشة‌ پشت‏كردن به نعمت‏هاي دنيا نيست،‌ بلكه پشت‏كردن به وسوسه‏هاي نفس است كه رهرو را از عشق دور گردانده،‌ به دنيا و مظاهر رنگين آن وابسته كرده،‌ آزادگي رهرو را به بردگي دنيا بدل مي‏سازد..............

(( برگرفته از کتابم تحت عنوان: "فقر و عشق"))



[1] - نهج البلاغه، حكمت 342

[2] - جامع السعادات، ج 2، ص 82

[3] - اصول کافی،‌ ج3،‌ ص 208،‌ حدیث 7

[4] - سوره طه، آیه 131


 
comment نظرات ()

 
فهم زخم
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٦:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱
 

.............بايد از مصاحبت سبزه و آفتاب و تزكية نفس و روان به‏سلامت بيرون آمد؛

تا بر زجر و زخم قربانيان جباران حقير آگاهي يافت.

بايد راز رنگين كمان در دشت بي‏كسي و اشك مهتاب در شبي تاريك و غربت پرنده‏اي تنها در خرابه‏اي متروك را فهميد؛

تا احساس طفلان بي مادر و مادران بي‏طفل را در عمق جان درك كرد.

بايد از برهوت كوير به سلامت گذر و نشاني خانة دوست را در باور دل حك كرد؛

تا درد و محنت بي‏خانماني انسان‏هاي زجركشيده را شنيد.

بايد وسيع بود، فراخ انديش بود، گشاده دل بود؛

بايد جهان‏انديش بود، جامع‏نگر بود؛

بايد خود را نديد، نفس را سركوب كرد؛

بايد عاشق بود؛

بايد با فقر آشنا بود؛

تا محنت و گرسنگي و تشنگي كودكان يتيم بازمانده از پدران و مادران زخم‏خورده را فهميد و زخم داغ تمامي آزادگان را در اعماق وجود حس كرد.

كسي‏كه اين‏همه را در باور خود حك كرده باشد،‌ آن‏گاه به فلسفة عاشورا و قيام امام حسين (ع) باور واقعي خواهد داشت و كسي‏كه مكتب آزادي‏خواهي سالار شهيدان را درك كرده باشد، چگونه مي‏تواند در مقابل بي‏عدالتي‏ها سكوت كرده،‌ در پي التيام آماس تاول مجروحان و محرومان نباشد؟....................

(( برگرفته از کتابم تحت عنوان: "فقر و عشق"))

 


 
comment نظرات ()