راز

تمامیت کتاب هستی
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٢
 

پیام شمارة ۲۵۷

 

یاران همراه!

 

مطمئن هستم که هرکس حداقل یک‏بار به "شخصیت سالمی" که عاری از هرگونه عیب و کژی باشد، اندیشیده و در تصور خود، صفاتی متعالی از آن ترسیم کرده است. شخصیتی که دارای تمامی جنبه‏های خوب و متعالی باشد و بهترین‏ها و برترین‏ها شاملش شود. آیا چنین شخصیتی وجود دارد؟ انسانی‏که تمامی خصوصیات والا و متعالی انبیاء، اولیاء، اندیشمندان، متفکران و مصلحان را یک‏جا در خود جمع کرده و در حیات دنیویش، تمامی آن‏ها را بدون کم و کاست، برای دیگران بدون منٌت هدیه آورده باشد. انسانی که همه او را شیر میدان مبارزه بدانند و درعین‏حال، عاشقی شیفته و مهربان که تمامی وجودش تجلی عشق و شیدایی باشد. انسانی که به مدد توان و نیروی خدای درونیش بتواند شگفتی‏ها و تجلیات فراوانی را خلق کند و بواسطة تمامی آن‏ها، حتی دشمنانش در صحنه‏های نبرد از او به نیکویی و احترام یاد کنند و کسی را برتر از او ندانند. شخصی که چراغ درونش را با اکسیر و روغن عشق خدایی پر کرده باشد تا نورش گرمی‏بخش و روشنی‏دهندة اطرافیان بل تمامی تاریخ بشریت باشد و به سبب آن، تمامی کائنات در عالم دنیا و ملکوت لب به تمجید و دعا و تحسینش باز کنند و جملگی ثناگوی او شوند. انسانی‏که مرد و زن و فقیر و غنی و سیاه و سفید و دلیر و ناتوان در هر گوشه‏ای از دنیا برایش یکسان باشند و قلباً همه را نیکو بداند و آرزویی جز سعادت و آرامش آن‏ها در سینه نپروراند. شخصیتی که همه‏کس و همه‏چیز را بدون منٌت، دوست داشته باشد و خود را فدای عافیت و اصلاح تمامی انسان‏ها کند. شخصی‏که در ظلمت شب‏های تیره و تار، در عین بزرگی و عظمت، با کفش‏هایی وصله‏دار و با کوله‏ای پر از عشق و محبت و صفا، دست بر سر ناتوانان و یتیمان بکشد تا هیچ‏کس در هیچ گوشه‏ای از دنیا، احساس درماندگی، بی‏کسی و بی‏پدری نکند. شخصیتی که بهترین شب‏های عالم، برای او پدیدار شده باشد که از هزار شب افضل است تا در آن شب، اسارت نفس به حریت و آزادگی تبدیل شود و آیه‏های نجات انسان‏ها از عالم سیاهی‏ها و زشتی‏ها و بردگی‏های دنیوی، به بهترین صورت تفسیر شوند و سرنوشت عالم و آدم را رقم زند و انسان در چنین شبی بتواند "قدر" خویش پیدا کرده و کویر خشکش را با گواراترین شهد عالم، سیراب کند و زمین جان تازه‏ای پیدا کرده و آسمان نورانی شود و جهل و نادانی به دانایی و بصیرت مبدل شوند و...... و همة این‏ها به برکت حضور عزیزترین شخصیت سالم عالم هستی در پیشگاه احدیت باشد که به‏مناسبت چنین حضوری، ملائک و روح به اذن عشق، حریر ملیح شفاعت و رستگاری بر سر شب‏زنده‏داران عاشق ببندند و بهترین سلام‏ها و درودها و ثناها را از بهشت عشق به دل‏های نالان و شکسته هدیه کنند. آیا چنین انسانی وجود دارد؟ انسانی‏که آواز قلم هرگز نتواند نالة درد و محنتی که او شب‏ها در اعماق چاه دنیا، طنین‏انداز می‏کرد، به نت درآورد و گوشه‏ای کوچک از آن‏را حتی با برترین واژها بسراید. شخصیتی که در خانة خدا متولد شده باشد و در همان خانه، دشمن نادان و آلوده به جهل و خشکه مقدسی، بر او هجوم آورد تا در سجادة عشق و نیاز که تمامیت شیدایی و زیبایی را یک‏جا به تصویر می‏کشید، رستگارش نماید. انسانی‏که تمامی وجودش سرشار از صداقت، پاکی، رشادت، زیبایی، لطافت، شجاعت و مردانگی بوده و سالک‏وار در اوج کمال و آگاهی، به درک و مشاهدة شگفتی‏هایی نایل شود که چشمان سر، از رؤیت آن‏ها عاجز باشند. شخصیتی که هر کلامش، دنیایی از معنی دربرداشته باشد و هر سخنش اصرار هستی هویدا سازد و تمامی وجودش، تمامیت کتاب هستی باشد. آیا چنین شخصیت سالمی که عاری از ناپاکی‏ها و نقصان‏ها و کاستی‏ها باشد، در عالم خلقت می‏توان یافت؟ آیا چنین شخصیتی تنها یک افسانه است یا خالق هستی، وجود نورانی او را برای بشریت به ارمغان آورده است؟

به‏راستی که "علی" یک افسانه نیست که، تمامی واقعیت است، واقعیتی که او و خانواده‏اش، بهانه‏ای برای خلقت عالم هستی معرفی شده‏اند و تاریخ گواه بر آنست. تمامی کسانی‏که (اعم از مسلمان و غیرمسلمان) او را شناخته‏اند، دل به ولایت او سپرده‏اند و همگی خواسته‏اند با بهترین واژه‏ها و عبارت‏ها، بلکه‏ای ذره‏ای از شخصیت او را به تصویر بکشانند. شخصیت سالم و بدون عیب و نقص "علی" (ع)، باید الگویی برای تمامی شیعیانش باشد تا بتوانند درس‏هایی از صفات عالیه‏ای که خداوند متعال در او به ودیعه گذاشته است، فرا گیرند و به‏راستی چه آغازی برای یادگیری، بهتر از شب‏های قدر می‏تواند باشد. شب‏هائی که از هزاران شب و روز و هفته و ماه و سال برترند اگر نیتِ دل برای معرفت و درک چنین شب‏هایی وجود داشته باشد که انشاءالله برای تمامی شیعیان علی (ع) وجود دارد.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.   

 


 
comment نظرات ()

 
چگونه تسلیم حوادث نشویم.
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٩
 

 

پیام شمارة ۲۵۶

 

یاران همراه!

 

اطمینان دارم که بسیاری از مردم، حوادث ناگواری را در طول زندگی خود تجربه کرده‏اند، حوادثی که تلخی‏های فراوانی را در کام می‏گذارند و ذهن را آشفته و روان را دستخوش پریشانی می‏کنند. به‏راستی چه کسی می‏تواند ادعا کند که هرگز با حادثه‏ای ناخوشایند در زندگی روبه‏رو نشده است و اصلاً مگر چنین وضعیتی امکان‏پذیر است؟ بخشی از حوادث و ناملایمات از حیطة انتخاب و قدرت ما خارج‏اند و بخشی دیگر را ممکن است اطرافیان سبب شوند یا ناشی از اشتباهات و غفلت‏های ما در زندگی باشد، چراکه همة انسان‏ها جایزالخطا هستند. بنابراین، حوادث بخشی از زندگی همة آدم‏هاست و گریز از آن‏ها اجتناب‏ناپذیر است، اما نکتة مهم، تسلیم نشدن در برابر حوادث، پیداکردن مطلوب‏ترین راه برای مقابله با آن‏ها و تجربه‏اندوزیست. "ريچارد باخ" در کتاب "پلی به‏سوی جاودانگی" عبارت جالبی دارد. او می‏گوید: ((حوادثی‏که برای ما پيش می‏‌آيند، بدون درنظرگرفتن خوبی يا بدی‏‌شان، برای اين هستند که آن‏چه را لازم است بدانيم، بياموزيم و هر قدمی را که برمی‏‌داريم، به‏منظور رسيدن به مکانی است‏که برای رفتن برگزيده‏ايم و در اين هيچ شکی نيست.)) سعی کنیم از هر حادثه‏ای "فرصتی" برای حرکتی روبه‏جلو بسازیم و با استفاده از "قوة تخیل"، ذهن را به‏گونه‏ای آماده کنیم که اجازه ندهد ناملایمات، تأثیری در حرکتمان ایجاد کند. "قوة تخیل" می‏تواند برای پیداکردن راه‏حل‏های مناسب برای مقابله با حوادث، کمک فراوانی کرده و از آن‏ها برایمان "فرصت‏های مناسب" بسازد. در قوة تخیل، ذهن را به‏گونه‏ای آماده سازیم که بتواند با تمامی شرایط، خود را سازگار کند و از مواجه‏شدن با هیچ حادثه‏ای هراس نداشته باشد. اگر اتفاقات گذشته برایتان ناخوشایند بود، هرگز احساس "گناه" به‏خود راه ندهید و نگذارید بر زندگی و آرامش شما سایه افکند، خویشتن را سرزنش و ملامت نکنید، به گوشة عزلت و تنهایی پناه نبرید، از "موادی" که شما را از خود غافل می‏کند و به‏عالم "توهم" و "بی‏خیالی" می‏برد، هرگز استفاده نکنید و اجازه ندهید افسردگی، روح و روان شما را تسخیر کند، درعوض تلاش کنید با تقویت انرژی منبع که در قوة تخیل شما نهفته است، به تصحیح مسیر پرداخته و با تلاشی متفاوت، از تکرار اعمالی که شما را از شخصیت کامل‏اتان دور می‏کند، به‏جد پرهیز کنید. اجازه ندهید که حوادث، تصویری ناخوشایند از شخصیت‏تان در ذهن‏تان به‏وجود آورد و شما را ناخودآگاه به راهی بکشاند که هرگز تصور قرارگرفتن در آن‏را نداشتید و بنابراین غفلت‏های بیشتری را تکرار کنید و شخصیتی ضعیف و فرسوده از خود برجای گذارید. باید از حوادثی که در گذشته اتفاق افتاده‏اند، درس گرفت تا راهی روشن و قابل اطمینان برای حال و آینده تدارک دید. کسانی‏که در مقابل حوادث ایستادگی می‏کنند، "برندگان زندگی" هستند و آن‏دسته از افرادی که به‏راحتی تسلیم حوادث می‏شوند، "بازنده" هستند. "سيدنی جی. هريس" در کتاب "برندگان و بازندگان" جملات بسیار زیبائی دارد. او می‏گوید: ((برنده، با جبران اشتباهش تأسف خود را نشان می‏دهد، درحالی‏که بازنده، می‏گويد: "متأسفم"، اما در آينده اشتباه خود را تكرار می‏كند. برنده، از اشتباهات خود درس می‏گيرد، درحالی‏که بازنده از ترس مرتكب‏شدن اشتباه، ياد گرفته كه اقدام به‏هيچ كاری نكند.)) اعتقاد دارم که ناملایمات و حوادث، باعث می‏شوند که انسان را از توانایی روحی بالا و شخصیت استوار و باصلابتی برخوردار کند و دراین‏صورت، در مواجهه با ناملایمات، اصطلاحاً از کوره در نمی‏رود و همچون کوه، دربرابرشان ایستادگی و مقاومت می‏کند. بسیاری از اندیشمندان معتقدند که باید یک "صافی" در ذهن تعبیه کرد و هر اتفاقی که در زندگی برایمان رخ می‏دهد، از آن عبور داد، دراین‏صورت خواهیم دید حوادثی که قبلاً برایمان بسیار مهم و ناگوار بودند، از اهمیت و اعتباری برخوردار نخواهند بود و به‏راحتی می‏توان از کنار آن‏ها عبور کرد. درواقع، بخش اعظم ناگواریِ حوادث، در "اندیشة" ما شکل می‏گیرند و اگر آن‏ها را از "صافی ذهن" عبور دهیم، به‏سرعت، ناگواری و سختی خود را ازدست می‏دهند. صافی ذهن قادر خواهد بود احساسات منفی و ناخوشایندی که از حوادث بر ذهن وارد می‏شوند و احتمالاً روان را پریشان می‏سازند، حذف کرده و پریشان‏احوالی روان را درمان کند. سعی کنید اندیشه را درجهت پیداکردن مناسب‏ترین راه برای مقابله با حوادث، نظم دهید و حتی در سخت‏ترین شرایط، امید به آینده را از دست ندهید و مطمئن باشید که اگر از "انرژی منبع" بهره جوئید، به‏راحتی می‏توانید بر کوهی از سختی‏ها و حوادث فائق آئید. معمولاً سختی ناشی از حوادث، زودگذرند و آثارش را می‏توان با اندیشه‏ای نظم‏یافته و ذهنی خوشبین، به فرصت‏های طلائی تبدیل کرد یا حداقل، اجازة بروز ناراحتی و افسردگی را نداد. هرگز فکر نکنید، کسانی‏که تسلیم حوادث نمی‏شوند، انسان‏هائی خارق‏العاده‏اند؛ اصلاً این‏طور نیست. آن‏ها نیز انسان‏های معمولی هستند که تنها توانسته‏اند با کمک قوة تخیل، در مقابل مشکلات ایستادگی کنند و از نتایج شگفت آن بهره‏مند شوند. ایستادگی در برابر حوادث، مقدمه‏ای برای خودسازی است که اگر اتفاق افتد، مسیر عشق را هموار خواهد کرد و به "خداشناسی" منتهی خواهد شد. مطلب را با قطعه‏ای از "كولين مك‏كارتی" به‏پایان می‏رسانم:

((همه‏چيز، گاه اگر كمی تيره می‏نمايد…

باز روشن می‏شود، زود

تنها فراموش نكن اين حقيقتي است:

بارانی بايد تا كه آفتابی برآيد

و ليموهای ترش تا كه شربتی گوارا فراهم شود

و گاه روزهايی در زحمت تا كه از ما،

انسان‏هايی تواناتر سازد.

خورشيد دوباره خواهد درخشيد، زود

خواهی ديد.....)) 

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.  

 


 
comment نظرات ()

 
قوة تخیل: کلید خواستن
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٢
 

پیام شمارة ۲۵۳

 

یاران همراه!

 

در پیام‏ شمارة ۱۸۰ از "خواستن" گفتم و رمز موفقیت را در آن دانستم. در آن‏جا گفتم که: به نظر من رمز موفقیت و برنده شدن در زندگی، خواستن است و برای آن باید تلاش، پشتکار، صبر و توکل داشت. ذیل آن مطلب، یکی از یاران همراهم با خلوص دل و مهربانانه پرسید: "ولی این خواستن هم چیز ساده‏ای نیست. بارها خواسته‏ام که بخواهم، ولی نتوانسته‏ام. خود خواستن هم نیاز به یک انگیزش درونی دارد. وقتی انگیزه‏ای نیست، خواستنی هم اتفاق نخواهد افتاد. در این‏که بخواهی و بتوانی شکی نیست، ولی آن‏چه مهم است خود خواستن است. دوست دارم (آرزو دارم) که بخواهم که بتوانم، اما چگونه؟ برایمان بگویید چگونه "خواستن " اتفاق می افتد؟"

به‏نظر من، همه چیز در "قوة تخیل" نهفته است. باید بتوان ذهن و قلب را آماده کرد تا قوة تخیل بارور شود. اجازه بدهید به بررسی اجمالی موضوع بپردازم. دانشمندان با تحقیقات گسترده به این باور رسیده‏اند که بدن انسان سالم، مجموعه‏ای از میلیون‏ها سلول سالم است که در کمال آرامش، هماهنگی، صلح و امنیت درکنار هم زندگی مسالمت‏آمیزی دارند. چان‏چه در ساختمان درونی سلول که تشکیل‏شده از پروتون، نوترون و الکترون است، اختلالی پیش آید، به تولید مواد سمی مبادرت نموده و با تزریق آن به خون، زندگی مسالمت‏آمیز خود و بقیة سلول‏ها را به مخاطره انداخته و درنهایت، هماهنگی میان سلول‏ها از بین‏رفته و بدن مریض و ناتوان می‏شود و اگر نتوان سلامت سلول را به‏آن بازگرداند، بدن زایل ‏شده و مرگ انسان اتفاق می‏افتد. دانشمندان اعتقاد دارند که هر سلول دوگونه انرژی تولید و از خود ساطع می‏کند. انرژی نخست، "انرژی فیزیکی" است که باعث حرکت بدن و اجزاء آن می‏شود؛ برای مثال سلول‏های قلبی که به آن "میتوکوندریا" می‏گویند، در شرایط طبیعی قادر به ساخت انرژی با سرعت بالایی هستند. "میتوکوندری‏های سلولی" ایستگاه‏های قدرتی سلول‏ها هستند که انرژی موجود در غذا را به انرژی شیمیایی تبدیل می‏کنند. نوع دوم انرژی، ماهیتی ناشناخته دارد و به‏این دلیل، دانشمندان به آن Source می‏گویند که در این‏جا آن‏را "منبع" ترجمه می‏کنم. "انرژی منبع" تولیدکنندة تمامی خصایلی است که سبب تکامل انسان می‏شود و البته بر انرژی فیزیکی نیز تأثیرگذار است. انرژی منبع، آفرینندة عشق، دوستی، محبت، زیبایی، تعاون، نوعدوستی، ایثار، میل، نیاز و......و "خواستن" است. تقویت امواج انرزی منبع در "قوة تخیل" است که می‏توان از طریق آن، ذهن و قلب را برای کسب تمامی صفات متعالی آماده کرد و آن‏را در اعمال خویش متجلی ساخت. برای مثال، با استفاده از قوة تخیل، انگیزة خواستن را در ذهن تجسم کنید و خود را فردی توانا و موفق بدانید که اگر اراده کند و تصمیم به انجام کاری بگیرد، حتماً موفق خواهد شد. حال اگر به آن‏چه در ذهن و قلب خود می‏پرورانید، باور پیدا کنید، امواجی که به‏صورت خودبه‏خودی از انرژی منبع ساطع می‏شوند، شما را به‏سوی موفقیت و کامیابی هدایت خواهند کرد و به تمامی خواسته‏های خود خواهید رسید. هرگز گمان نبرید که این جملات، برخواسته از پنداری شعارگونه یا غیرقابل اثبات‏اند، بلکه واقعیتی انکارناپذیرند. دانشمندان بسیاری توانسته‏اند با استفاده از قوة تخیل و بارورکردن انرژی منبع، بر سخت‏ترین و اصطلاحاً غیرقابل درمان‏ترین بیماری‏های جسم و روح فائق آیند. بالعکس، کسانی‏که از قوة تخیل خود برای مقاصد غیرانسانی و شیطانی بهره می‏جویند،  ترویج دهندة فساد و تباهی بر روی زمین‏اند و از امواج انرژی منبع برای تولید نفرت، دشمنی، حسادت، دروغ، ریا، خودخواهی، بدگمانی، احساس شکست، افسردگی و سایر صفات منفی در جهت مقاصد ناصواب استفاده می‏کنند. انرژی منبع دائم توسط سلول‏ها تولید می‏شوند، پس هرگز اجازه ندهیم که انرژی منبع معطل بماند و امواج آن هرز روند، بنابراین تا می‏توانیم از قوة تخیل خویش استفاده کنیم. باید امواج انرژی منبع را در مقاصد مثبتی که می‏خواهیم، به استخدام درآوریم و از آن بهره جوئیم و البته این امر امکان‏پذیر نخواهد بود مگر آن‏که با تمامی وجود بخواهیم از قوة تخیل خود استفاده کنیم. اطمینان داشته باشیم که استفاده از قوة تخیل سن و سال نمی‏شناسد و همه می‏توانند در هر مرحله از زندگانی خود، بیشترین بهره‏برداری از آن‏را به‏عمل آورند. بدیهی است که اگر در سنین پائین از قوة تخیل استفادة بیشتری کنیم، موفقیت‏های بزرگ‏تری در انتظارمان خواهد بود، چراکه قوة تخیل در نوجوانان و جوانان آمادگی بیشتری برای بارورکردن امواج انرژی منبع از خود نشان می‏دهند، اما یک‏بار دیگر تکرار کنم که در هر سنی می‏توان از قوة تخیل استفاده و "خواستن" را با تمامی وجود تجربه کرد. بنابراین "رمز موفقیت" در خواستن است و خواستن را همه می‏توانند در طول زندگی خود تجربه کنند؛ به خود اطمینان داشته باشید که می‏توانید از قوة تخیل برای رسیدن به همة خواسته‏هایتان استفاده کنید.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.


 
comment نظرات ()

 
جهانی اندیشیدن
نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی بروجردی - ساعت ٧:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٥
 

پیام شمارة ۲۵۰

 

یاران همراه!

 

یکی دیگر از رموز موفقیت، "جهانی اندیشیدن" است. انسان‏هائی که از وسعت دید برخوردارند و تنها محیط پیرامون خود را نمی‏بینند و شعاع نگرش خود را تا دوردست‏ها امتداد می‏دهند، نسبت به افراد دیگر از زندگانی بهتر و موفقیت‏آمیزتری برخوردارند. جهانی فکرکردن باعث می‏شود بسیاری از تنگ‏نظری‏ها و بخل و حسادت‏ها نسبت به اطرافیان به‏کلی زایل شوند و هرقدر زاویة دید باز و تفکر جامع و جهانی‏ شود، دنیای پیرامونی و تمامی ویژگی‏های آن، کوچک‏ و حقیر خواهند شد و روح، تمایل پرواز به دوردست‏ها را پیدا خواهد کرد، در این حالت است که تمامی رذایل زشت غیرانسانی از انسان دور می‏شوند و جای آن‏را صفات متعالی پرخواهد کرد. کسانی‏که در اضطراب مداوم به‏سر می‏برند و از حالات روحی پریشان و افسرده برخوردارند، درحقیقت مشکلات و گرفتاری‏های خود را معادل جهان می‏بینند، غافل از آن‏که اگر دید خود را گسترش دهند و از فضای خانواده، مدرسه، محل کار و به‏طور کلی جامعه‏ای که در آن زندگی می‏کنند، بیرون آیند و خود را بخشی از تمامیت هستی لایتناهی که پایانی بر آن متصور نیست، بدانند؛ آن‏گاه بزرگترین مشکلات به سنگینی پرکاهی می‏شود و به‏راحتی قادر خواهند بود مؤثرترین راه‏حل‏ها را برای درمان معضلات پیدا کنند. جهانی اندیشیدن، یعنی خود را و اندیشة خود را مرکز دنیا ندانیم و اعتقاد داشته باشیم که انسان‏هائی دیگر با تفکرات متعالی در سراسر عالم وجود دارند که ما نسبت به آن‏ها بیگانه‏ایم. جهانی اندیشیدن یعنی آزاد اندیشیدن که در آن شناخت، خودباوری و عزت نفس وجود داشته باشد. دراین‏صورت، آمادگی کامل برای درک حقیقت متعالی فراهم خواهد شد و مبارزه‏ای بی‏امان برای رسیدن به حقیقت، سراسر وجودمان را دربر خواهد گرفت. مبارزه‏ای که همیشه و در تمامی عمرمان، با ما خواهد بود و از ما انسانی جهانی خواهد ساخت.  کسی‏که جهانی می‏اندیشد، هیچ‏گاه زیربار ظلم و تبعیض نمی‏رود و هرگز از ابزار سلطه و ستم برای رسیدن به موقعیت و قدرت بهره نمی‏جوید؛ چراکه، تمامی ستمگران و زورگویان، خود را مرکز عالم و همیشه باقی می‏پندارند و ضمن انکار یگانگی نظام هستی و عدم هماهنگی با آن، نسبت به عوالم دیگر بیگانه‏اند. درواقع، دنیای امروز نیازمند وجود انسان‏هائی است‏که جهانی بیاندیشند و تنها به‏فکر خود نباشند، بلکه سودای جهان را درسر به‏‏پرورانند. این افراد، "هستی" را هماهنگ و یگانه می‏بینند و کل عالم را بدنة واحدی می‏دانند که باید تمامی اجزایش با هماهنگی و یگانگی به آن متصل شوند. چنین است که دایم، خود را در غم و شادی دیگران، شریک می‏دانند و با تمامی وجود، خدمت به تمامی عالمیان را وظیفة اصلی خود محسوب می‏کنند. بدین‏ترتیب تمامی اعمال، رفتار و گفتار آن‏ها در راستای هماهنگی و یگانگی با عالم خلقت صورت می‏گیرد و اختلافات مختلفی (نژادی، مذهبی، فرهنگی، جغرافیائی و.....) که به‏اجبار میان انسان‏ها پدیدار شده‏اند، تأثیری در عملکرد آن‏ها ندارد، چراکه معتقدند چنین اختلاف‏هائی، خواسته و انتخاب هیچ‏یک از آدمیان نبوده است و به‏دلائلی بر آن‏ها تحمیل شده است؛ پس تمامی انسان‏ها را "تنی واحد" می‏بینند و هیچ‏کسی را بر دیگری برتری نمی‏دهند. جهانی اندیشیدن یعنی رستن از خود و تمایلات فردی و بنابراین خود را در تمامی عالم دیدن و حرکت خود را با حرکت کائنات تنظیم کردن. حالت کاربردی مباحث مذکور آنست که هرکس در هر موقعیتی که قرار دارد، تنها به فکر منافع شخصی نباشد و منافع دیگران را نیز مدنظر قرار دهد و پس از مدتی، سعی کند زاویة نگرش خود را آن‏چنان گسترش دهد که تمامی اعمال خود را در راستای منافع جهانی تنظیم کند. اعتقاد برخی برآنست که چنین افرادی محدود هستند و انبیاء، امامان و حداکثر مصلحان را دربرمی‏گیرند، درحالی‏که اعتقاد این نوشتار برآنست که همه در هر سطح و موقعیتی که باشند، می‏توانند "جهان‏اندیش" باشند و تمرین جهانی اندیشیدن کنند و صفات متعالی جهانی اندیشیدن را در ضمیر خود بارور سازند. دراین‏صورت، نه‏تنها هر فرد با موفقیت انکارناپذیری در تمامی فعالیت‏های روزمره مواجه خواهد شد و همچنین، آرامش و رفاه تک‏تک اعضای جوامع فزونی خواهد یافت، بلکه صلح و امنیت نیز بر کل جهان مستولی خواهد شد و منازعات میان کشورها به‏پایان خواهد رسید. در مکتب "جهانی اندیشیدن"، تمامی مذاهب درکنار هم قرار می‏گیرند، کلیة نژادها با یکدیگر آشتی می‏کنند، همة فرهنگ‏ها و سنت‏های گوناگون اقوام مختلف، در صلح و تفاهم، زندگی مسالمت‏آمیز اختیار خواهند کرد و آرامش توأم با لذت از گوناگونی، بر جهان مستولی خواهد شد.     

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.

 


 
comment نظرات ()